نگاهی به فیلم دهلیز

نگاهی به فیلم دهلیز

  • بازیگران: رضا عطاران ـ هانیه توسلی ـ محمدعلی شیرخانلو و …
  • فیلم نامه: علی اصغری براساس طرحی از بهروز شعیبی
  • کارگردان: بهروز شعیبی
  • ۹۰ دقیقه؛ سال ۱۳۹۱
  •  ستاره ها: ۳ از ۵
  • این یادداشت روی سایت آکادمی هنر منتشر شده است. (اینجا)

« بعضیا نمی بخشن »

خلاصه ی داستان: شیوا در حالی از پسر کوچکش امیرعلی نگهداری می کند که بهروز، همسرِ او به دلیل قتل غیرعمد، پنج سال است که در زندان به سر می برد و منتظر حکم اعدام است. شیوا در طی این سال ها، تلاش کرده که از خانواده ی مقتول رضایت بگیرد اما موفق نشده است. یک بار او تصمیم می گیرد امیرعلی را برای اولین بار به ملاقات مردی ببرد که نمی داند پدرش است. امیرعلی با مرد غریبی می کند و بهروز تلاش می کند خودش را به عنوان پدرِ او بشناساند …

 

یادداشت: در میانه ی فیلم، موقعیت خاصی اتفاق می افتد که در جهت رساندن مضمون اثر، بسیار عالی عمل می کند و علاوه بر منطق داستانی حاکم بر آن، منطقی درونی تر هم این داستانک را به کلیت اثر تعمیم می دهد تا آدم های داستان و متعاقب آن ها، تماشاگر، به نتیجه ای درخور برسد؛ این موقعیت زمانی اتفاق می افتد که امیرعلی، بعد از چند درگیری بامزه با پسر چاق همسایه، در نهایت برای گرفتن انتقام از او، سنگی به شیشه ی منزلشان پرت می کند که باعث شکستن شیشه می شود. در حالیکه او از این کار شدیداً وحشت کرده تا حدی که سعی می کند در یک عکس العمل کودکانه، خودش را زیر پتو قائم کند، بهزاد سر می رسد. این بهترین موقع ورودِ او به زندگی پسر، بعد از پنج سال است زیرا موقعیتی که امیرعلی در آن گرفتار شده و ترس او از عکس العمل همسایه، باعث می شود تا با دیدن پدرش در خانه بعد از این همه سال، احساس آرامش بیشتری کند. در آغوش کشیدن پدر، در همان بدو ورود، بر این ادعا صحه می گذارد. در ادامه، وقتی مرد همسایه دمِ درِ آن ها می آید و به امیرعلی می توپد، بهزاد که دیگر حاضر نیست با کسی درگیر شود، با آرامش از امیرعلی می پرسد که آیا او شیشه را شکسته یا نه. امیرعلی به دروغ می گوید نه و همه چیز تمام می شود. اما نه … انگار تازه همه چیز آغاز شده است؛ انگار حالا موقعیتی که امیرعلی در آن افتاده مقیاس کوچک شده ی همان مشکل پدرش بهزاد است. او حالا گام به مرحله ای گذاشته که باید با عواقب کار خود رودررو شود و این را بهزاد به او می فهماند هنگامی که امیرعلی اعتراف می کند شکستن شیشه ی همسایه کارِ او بوده است. بهزاد که خود در موقعیتی مشابه اما بی رحم تر قرار گرفته این را می داند که باید به خاطر کار اشتباه، طلب پوزش کرد و حالا اگر طرف مقابل نبخشید، خب، بهرحال ما وظیفه مان را انجام داده ایم. بهزاد، امیرعلی را دمِ درِ همسایه می برد و بچه از مرد همسایه عذرخواهی می کند اما با عکس العملی مواجه می شود که نه ما، نه بهزاد و نه امیرعلی ( با اتکاء به حرف بهزاد  درباره ی اینکه اگر باادبانه عذرخواهی کند، طرف مقابل خواهد بخشیدش ) انتظار نداشتیم؛ داد و بیداد همسایه در مواجه با عمل  بچه، واقعیت تلخ دیگری ست که امیرعلی با آن دنیای کوچکش، تجربه می کند تا یک قدم دیگر به سمت بزرگ شدن پیش برود. این جمله ی بهزاد در مواجه با این عکس العمل غافلگیرکننده ی مرد همسایه در گوشمان زنگ می زند که: (( بعضیا نمی بخشن. )) اما با وجود این، امیرعلی متوجه می شود که در هر صورت باید عذرخواهی کرد. این تجربه ی هر چند کوچکِ روزمره، موجب  می شود تا پسر کوچک بعد از فهمیدن اینکه پدرش به چه علت به زندان افتاده، دست به اقدام بزند. او حالا می داند که باید عذرخواهی کند تا پدرش را نجات دهد. حالا دیگر از آن دنیای بچه گانه ی ابتدای فیلم، با آن بازی های خیالپردزانه فاصله گرفته است. سکانس شروع فیلم، در انتهاست که معنا می یابد؛ امیرعلی قرار است جای مادر خسته اش را بگیرد و قدم در راهی بگذارد که نشاندهنده ی رشد عقلی اوست. دکوپاژ کارگردان در صحنه ای که امیرعلی با صورتی مصمم و قدم هایی محکم، دست در دست رئیس زندان، به سمت دوربین می آید تا به درِ خانه ی خانواده ی مقتول برسد، در رساندن مفهوم ذکر شده بسیار قابل توجه است. اما تأثیرگذارترین صحنه ی فیلم، همانا در انتهایش رخ می دهد. جایی که امیرعلی با آن لحن کودکانه، تمام سنگینی عملی مثل قصاص را در کلام ساده ی خود خلاصه می کند و آنقدر ساده و صمیمی عذرخواهی می کند که انگار شیشه ای شکسته باشد و اتفاقاً همین سادگی و صداقت بیش از حد اوست که آن نمای تکان دهنده ی پایانی را شکل می دهد؛ جایی که مادر مقتول  نگاهی طولانی به دوربین می اندازد و کم کم اشکش جاری می شود.

پدر و پسر ...

پدر و پسر …

۶ دیدگاه به “نگاهی به فیلم دهلیز”

  1. سمانه می‌گه:

    ممنون….خیلی خوب بود…هم لذت بردم و هم استفاده کردم.
    دهلیز واقعا فیلم خوبی بود . به آقای شعیبی تبریک میگم.

  2. حسین رازی زاده می‌گه:

    این مطلب در قسمت سینما نوشت سایت حرف تو منتشر شد

  3. حسن می‌گه:

    فکر کنم با این خلاصه فیلم و نقد ، این فیلم مناسب پخش برنامه کودک در روز تعطیلی عزاداری از شبکه دو باشد.

  4. پوریا شفیعی می‌گه:

    خوبه عالی بهتر از فیلم بی مزه اس :)) :-)لایک دارید خیلی دوست داشتم

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم