نگاهی به فیلم پیشوت Pixote

نگاهی به فیلم پیشوت Pixote

  • بازیگران: فرناندو راموس داسیلوا ـ جورج خولیو
  • فیلم نامه: هکتور بابنکو ـ خورخه دوران ـ براساس کتابی از خوزه لوزیرو
  • کارگردان: هکتور بابنکو
  • ۱۲۸ دقیقه؛ محصول برزیل؛ سال ۱۹۸۱
  • ستاره ها: ۳ از ۵

می خواستم دستم را درون واقعیت های کثیف برزیل فرو کنم …*

 

خلاصه ی داستان: زندگی بچه های بی خانمان و یتیم برزیلی که برای بقا می جنگند. پیشوت یکی از این بچه هاست که تصمیم می گیرد به همراه دوستانش از دارالتادیبی که در آن زندگی می کند، فرار کند …

 یادداشت: در سینمای بابنکو فقر و بدبختی و سیاه بختی، زندگی آدم هایش را فرا گرفته. او معتقد است این محیط و شرایط است که انسان ها را می سازد. از هر نمای فیلم های بابنکو سیاهی و فلاکت می بارد. آدم ها در محیطی فلاکت بار رشد می کنند و ناخواسته، تبدیل می شوند به هیولا. آنها برای بقا مجبورند که تغییر چهره بدهند. پیشوت و دوستانش هم از این قاعده مستثنا نیستند. محله های پست و فقیرنشین برزیل، محل رشد و زندگی آنهاست. سیر قهقرایی زندگی پیشوت، نشات گرفته از همین محیط است. محیطی که خود بابنکو همیشه دغدغه ی به تصویر کشیدنش را داشته و آن را بدون پرده پوشی جلوی چشمان ما قرار می دهد که تا بیدارمان کند. صحنه های آخر فیلم از لحاظ غنای معنایی، بسیار دیدنی ست: جایی که پیشوت آن زن روسپی را، زنی که پیشوت و دوستانش را استخدام کرده تا گوش مردهای هوسباز را بِبُرند، در آغوش می گیرد، اوج احساسات گرایی فیلم در خیل عظیم صحنه های خشونت بار و بی پرده اش است که آنهم با رانده شدن پیشوت توسط زن به سرانجامی نمی رسد. زن که خودش به دلیل شغلش نمی تواند هیچ گاه بچه دار شود، گرچه علاقه ی خاصی به پیشوت پیدا کرده اما بعد از لحظه ای که او را در آغوش می گیرد، انگار احساس نفرتی در وجودش زبانه می کشد که باعث راندن پیشوت می شود. بابنکو این زن را هم قربانی شرایطی نشان می دهد که در آن گیر افتاده و باعث شده حقوق طبیعی اش که چشیدن لذت مادر شدن است، پایمال شود. حالا پیشوت وقتی می بیند آخرین پناهش هم از بین رفته، اسلحه ای را میان شلوارش جا می دهد و از در بیرون می رود و این چیزی ست که پیشوت به آن تبدیل می شود؛ یک آدمکش. او تا قبل از به پایان رسیدن داستان، ناخواسته دو نفر را کشته بود. عجیب ترین قتلش زمانی ست که به خاطر هدف گیری بد، دوست خودش را به کشتن می دهد و بعد در جواب زن روسپی که از مرگ او، اظهار ناراحتی می کند، خیلی خونسردانه می گوید که او دیگر مرده و تمام!  کودک معصوم ابتدای فیلم، حالا به راحتی می تواند آدم بکشد. طعنه آمیز وقتی ست که می شنویم، بازیگر نقش پیشوت، که خودش از محله های فقیرنشین سائوپائولو بود، چند سال بعد از بازی در این فیلم، در یک درگیری خیابانی، با شلیک گلوله ی پلیس ها به قتل می رسد در حالیکه فقط ۱۹ سال داشت. بابنکو خاطره اش را اینگونه تعریف می کند: ((  با آغاز فیلم، شروع به کار با بچه ها کردم. یک روز صبح تلفنی از سائوکاتانو به من شد. پسرکی بود به نام فرناندو که می گفت برای دیدن من مجبور به دزدی شده تا هزینه ی سفر را جور کند. به او گفتم با تاکسی پیشم بیاید. روز بعد آنجا بود. پسرک هشت ساله ای با تی شرتی که رویش نوشته شده بود «منهتن». او را برای نقش اول برگزیدم و نمی دانم آیا با این امر سرنوشتش را تغییر دادم یا نه. او بعدها پس از نمایش فیلم کشته شد و همیشه می پرسم آیا دلیلش بازی در فیلم من بود؟ )) من که اینطور فکر نمی کنم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ

*از بابنکو

جمله ی به یاد ماندنی: یکی از دوستان پیشوت: مامانت بهت حقایق زندگی رو نگفته؟

                حتی بازی های کودکانه هم ... . او چند سال بعد از این تصویر، کشته شد.

حتی بازی های کودکانه هم … . او چند سال بعد از این تصویر، کشته شد.

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم