نگاهی به فیلم همه چیز از دست رفته است All Is Lost

نگاهی به فیلم همه چیز از دست رفته است All Is Lost

  • بازیگر: رابرت ردفورد
  • نویسنده و کارگردان: جی. سی. چاندور
  • ۱۰۶ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۳
  • ستاره ها: ۳/۵ از ۵

مرد تنهای این دنیا

خلاصه ی داستان: مردی تنها، در یک قایق تفریحی، وسط یک اقیانوس بی کران، گیر افتاده است. او برای نجات خود، هر چه در توان دارد تلاش می کند …

یادداشت: با گذشت چند دقیقه از آغاز فیلم، همچنان درگیر این پرسش هستیم که (( چرا و به چه علت این مرد در این موقعیت گرفتار شده است؟ )). طبق انتظاراتِ از پیش تعیین شده، می مانیم تا شاید جمله ای، کلمه ای، فلش بکی، چیزی ما را به جواب برساند تا احیاناً با خیالی راحت تر داستان را ادامه بدهیم! اما این پرسش، کم کم جای خود را به پرسش دیگری می دهد: (( آیا این مرد نجات پیدا می کند؟ )) تغییر این پرسش ها و همچنین تغییر انتظاراتِ از پیش تعیین شده ی تماشاگر، رویکرد مهمی ست که فیلم به آن نائل می شود. برای فیلم واقعاً مهم نیست که علت موقعیت تک افتاده ی این مرد چیست. این عمدِ کار است که چیزی از گذشته ی او به ما نگوید و زمانی هم که بی اسم بودن مرد در طول داستان را کنار این قضیه بگذاریم، به دیدگاه تعمیم پذیر و جهان شمول ترِ موقعیتِ مرد داستان پی می بریم. مرد داستان قرار است نماینده ی آدم هایی باشد که در موقعیتی خطیر و تک افتاده، یک نفس دنبال رهایی هستند. آدم هایی که امید، همیشه در آن ها زنده است. آدم هایی که اصلاً غریزه شان حکم به امید می دهد. طی اتفاقاتی که فیلم نامه با دقت کنار هم چیده و طی روندی که هر لحظه بحرانی تر می شود و عرصه را بر مرد تنگ و تنگ تر می کند ـ از تعمیر سوراخ کشتی بگیرید تا آغازِ طوفان سهمگین و سپس انتقال به قایق نجات کوچک و از دست دادن تک تک لوازمِ ضروری ـ مرد داستان در تمام این مراحل امیدش را از دست نمی دهد. این آدم انگار یکهو افتاده داخل ماجرایی که باید از آن سربلند بیرون بیاید. اصلاً اولین نما، فیلم های ترسناکی را به ذهن متبادر می کنند که در آن ها ناگهان عده ای مرد و زن، چشم باز می کنند و خودشان را در اتاقی، محیط بسته ای، زندانی، در بند می بینند. در آنجا، افرادِ در بند، توسط بیماری روانی، به بازی گرفته شده اند و قواعد بازی برای رهایی را همان بیمار روانی ست که تعیین می کند. در اینجا هم مرد داستان، چشم باز می کند و خودش را وسط مهلکه می بیند، درست انگار کسی او را عمداً در این موقعیت انداخته و حالا منتظر نشسته ببیند او چه خواهد کرد. شروع فیلم در حالیکه آب وارد کابین می شود و او در نمای رو به پایین دوربین، ناگهان از خواب می پرد، صحت این ادعا را اثبات می کند و اضافه کنید کانتینر پر از کفشِ وسط اقیانوس را که فضا را بسیار سوررئال کرده است و بیش از پیش ما را به این سمت سوق می دهد که انگار با فیلمی تمثیل گونه طرفیم. تمثیل انسانی تک و تنها در چنبره ی حوادث و اتفاقات ریز و درشتی که انگار به ظالمانه ترین شکل ممکن، برایش برنامه ریزی شده است و او باید از آن به سلامت بیرون بیاید، چاره ای جز این ندارد. آدمی که در اوج استیصال، همچنان سعی می کند راهی به نور بیابد. مرد داستان، در طول اتفاقات، همه چیزش را از دست می دهد و این « از دست دادن » آنقدر ادامه می یابد تا دیگر چیزی باقی نمی ماند؛ تا مرد، تنها خودش باقی بماند و خودش. نمای فوق العاده ای که مرد روی قایق نجاتش به خواب رفته و دوربین، آرام آرام بالا می رود تا او را کوچک، بین اقیانوسی بی کران به تصویر بکشد، به خوبی بیانگر این تنهایی و استیصال است. استیصالی که در نهایت به تصمیم خودکشی ختم می شود. مرد که می بیند دیگر امکان رهایی ندارد، خودش را رها می کند تا فرو برود اما در آخرین لحظه، نوری و سپس دستی از راه می رسد و مرد شناکنان، دستش را به ناجی می سپارد و بعد وارد سفیدی می شویم. کارگردان عمداً از نشان دادن فرد ناجی خودداری می کند تا لحن یک دست و جهان تمثیل گونه اش را بهم نریزد. مردِ تنهای این دنیا، بالاخره بر پشت پرده نشینی که برایش این بازی هولناک را تدارک دیده است، پیروز می شود.

و در این میان نمی شود از فیلم گفت و از بازی تک و تنهای ردفورد نگفت. او به تنهایی کاری می کند کارستان. تغییر حالت چهره ی او از امیدواری به ناامیدی، از پیروزی به شکست، از خوشی به درد و بالعکس، واقعاً دیدنی ست.

تلاش برای رهایی ...

تلاش برای رهایی …

۸ دیدگاه به “نگاهی به فیلم همه چیز از دست رفته است All Is Lost”

  1. زهرا می‌گه:

    این فیلم هر چقدر هم خوب باشه بازم مثل همیشه قهرمان اصلی یک مرد و این اصلآ خوب نیس انگار فقط یک مرد که تو شرایط بحرانی قرار میگیره و باید پیروزمندانه از این وضعیت درآد همچین فیلم هایی دارن نگاه مردسالارانه رو به خورد ناخودآگاه مردم میدن

  2. shian می‌گه:

    شناخت زندگی نامه وحواشی هنرمند برای منتقد هوش مند در مقایسه با عوام در این نوع فیلم ها اهمیت می یابد.جدا از متن فیلم،کلید دریافت محتوای آن بستگی به شناخت شخصیت واقعی ردفورد در فرامتن می باشد: (یهودی بودن ) . درانتهای فیلم نوری را می بینیم که تجلی خداوند در داستان حضرت موسی است،وبا توجه به حرکت دوربین که ردفورد برای نجات به سطح اب بالا می رود و ما فقط دست ناجی (خالق)را می بینیم.قدمت دین یهود هم در راستای مسن بودن ردفورد هم خوانی دارد.

    • damoon می‌گه:

      این هم یک جور نظر است اما دلیل نمی شود تماشاگر هوشمندی باشید!

    • علی می‌گه:

      یه دوست مصری داشتم. یه روز توی خبرها اومده بود که توی شرم الشیخ دو تا کوسه به توریست ها توی ساحل حمله کردن. اومده بود بهم می گفت که: می دونید؟ این کوسه ها رو اسرائیلی ها تربیت کردن تا بیان توی ساحل به توریست ها حمله کنن تا توریست ها نرند مصر و به صنعت توریسم و کلا اقتصاد مصر ضربه زده بشه! مشکل از ما نیست. جماعت شرقی کلا توهم زده است و بدون تئوری توطئه روزش شب نمیشه!

  3. سیروس می‌گه:

    به اعتقاد من این فیلم بصورت سمبلیک روند زندگی آدم رو نشون میده که قایق میتونه محیط محدود زندگیش باشه و دریا عرصه نا محدود زندگی. آدم درمانده تو پروسه زندگی متوجه میشه که تو جهان هیچ چیزی با هر عظمتی نمیتونه نجاتش بده چه تکنولوژی پیشرفته و چه کشتیهایی که میتونن ابزار نجاتش باشند و بالاخره رستگاری و نجات رو وقتی پیدا میکنه که از علائق و تعلقات دنیایی گذشته و اونا رو بصورت حلقه ایی نورانی دربیاره تا مایه نجاتش بشه.

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم