نگاهی به فیلم کاپیتان فیلیپس Captain Phillips

نگاهی به فیلم کاپیتان فیلیپس Captain Phillips

  • بازیگران: تام هنکس ـ برخاد عبدی ـ فیصل احمد و …
  • فیلم نامه: بیلی رِی براساس کتابی از ریچارد فیلیپس و استفن تالتی
  • کارگردان: پل گرینگراس
  • ۱۳۴ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۳
  • ستاره ها: ۴ از ۵

کاپیتان و موسی

خلاصه ی داستان: فیلم، ماجرای واقعی حمله ی دزدان دریایی سومالیایی را به کشتی آمریکایی روایت می کند …

یادداشت: این فیلم جذاب و پرکشش، بیش از آنکه به دنبال پرداخت شخصیت ها باشد، سعی می کند شرح ماوقع را همانطور که اتفاق افتاده روایت کند اما این روایت، چه از لحاظ پرداخت کارگردان که قدرتِ او در به تصویر کشیدنِ فیلم های پرتنش و پر اضطرابی چون « اولتیماتوم بورن » در ذهن مانده و چه از لحاظ بازی های خوب بازیگران، حتی بازیگرانِ غیرحرفه ایِ سیاه چرده ی فیلم، و چه به لحاظ گسترش وقایع فیلم نامه در طول روایت، به شکلی که طی سیری صعودی، هیجان و اضطراب به اوج خود برسد، بسیار قابل توجه و حتی فوق العاده است. همانطور که ذکر شد داستان سعی نکرده بروی شخصیت ها تمرکز کند و قرار بوده شاهدِ  فیلمی حادثه ای و حادثه محور باشیم، اما بهرحال در طول کار و همراه شدن با آدم های گرفتارِ داستان، کم کم می توانیم با آن ها همذات پنداری کنیم و البته در این میان دیالوگی که بین موسی و کاپیتان فیلیپس در اوج حوادث داستان رد و بدل می شود بسیار تأثیرگذار است؛ کاپیتان که توسط موسی و دوستانش گروگان گرفته شده، رو به موسی، رئیس گروه، چنین می گوید: (( باید کارای دیگه ای غیر از ماهیگیری و آدم ربایی هم باشه! )) و موسی چنین جواب می دهد: (( شاید توی آمریکا اینجوری باشه. )) و این جمله، از زبان موسی، با آن هیبت لاغرمردنی و کوچک و با آن چهره ی همدلی برانگیز، ما را واقعاً متأثر می کند و همین یک جمله کافیست که بدانیم موسی، نه به عنوان شخصیت بدِ داستان، بلکه به عنوان یک آدم معمولی، از زورِ اجبار و زندگی سخت است که دست به این کار زده. دیگر با فیلم هایی با محوریت دزدانِ دریایی با آن پرچم ترسناک و چهره ی های یک چشم و پاهای چوبی طرف نیستیم. این دزدانِ دریایی، آدم های بدی نیستند. فشار زندگی و شرایط بدِ آن هاست که آن ها را به این راه کشانده.  شرایطی که درباره ی آدمی مثل کاپیتان فیلیپس کاملاً متفاوت است؛ به یاد بیاوریم صحنه ی آغازین فیلم و جایی که کاپیتان در حال آماده شدن برای رفتن به سفر است. شرایط آرام و عاشقانه ی زندگی او، صحبت هایش با همسرش در ماشین که از درس نخواندن بچه ها شاکی ست در تضاد با شرایط بدوی و سخت سومالیایی هایی ست که در صحنه ی بعد می بینیم؛ شرایطی نامساوی و ناعادلانه که به فاجعه ی فیلم ختم می شود. گرینگراس و فیلم نامه نویسش به دنبال قهرمان پردازی نیستند و این نقطه ی قوتی ست برای کار. هر چند اسم بی مسما و گل درشت فیلم، انگار دارد ما را با اثری قهرمان پرور مواجه می کند که کاپیتان کشتی یک تنه دزدها را سر به نیست می کند، اما می بینیم که قهرمانی وجود ندارد. همه ی آدم های داستان و در رأس آن ها، هم موسی و هم کاپیتان فیلیپس، آسیب دیده ی شرایط هستند. هر دو مقهور شرایطند. به یاد بیاوریم صحنه ی به یاد ماندنیِ معاینه ی پزشکی کاپیتان بعد از آزادی را؛ بازی بی نظیرِ تام هنکس، که مخلوطی از شوکه بودن و خفقان را به تصویر می کِشد آدمی درمانده را نشانمان می دهد که انگار رسیده به پایان زندگی اش. او مثل بچه ها اشک می ریزد و در جوابِ دکتر، گیج است که چه باید بگوید.  اینجاست که می گویم اسم فیلم، هیچ برازنده ی آن نیست و به نوعی خلط مبحث محسوب می شود.

همانطور که ذکر کردم گسترش وقایع فیلم تا رسیدن به فاجعه ی پایانی بسیار خوب تقسیم شده است. از معرفی آدم های داستان و آماده شدن برای سفر شروع می شود، سپس تعقیب و گریز و نحوه ی رسیدن موسی و همراهانش به کشتی، سپس جستجو برای یافتن خدمه ای که به دستور کاپیتان در موتورخانه پنهان شده اند، گروگان گرفتن موسی توسط خدمه،  مبادله ی موسی با کاپیتان فیلیپس و بعد رودست زدنِ گروهِ موسی به خدمه و بردن کاپیتان با خودشان و در نهایت تلاش نیروی دریایی آمریکا، برای نجات کاپیتان. این قسمت ها، با دکوپاژ درست و پر تنش کارگردان و موسیقی التهاب آور و تدوینی ظریف، و صد البته بازی هایی بسیار باورپذیر مخصوصاً درباره ی بازیگران غیرحرفه ای سیه چرده ی کار، مخصوصاً بازیگر نقش موسی، یعنی برخاد عبدی، چنان دقیق کنار یکدیگر چیده شده اند که تماشاگر را تا لحظه ی پایانی پای فیلم نگه می دارند. در هر کدام از این قسمت ها، شروع، میانه و پایانی داریم که در درگیر کردن هر چه بیشتر تماشاگر موثرند.

همه ی بازیگران عالی هستند و تام هنکس، شاهکار ...

همه ی بازیگران عالی هستند و تام هنکس، شاهکار …

۵ دیدگاه به “نگاهی به فیلم کاپیتان فیلیپس Captain Phillips”

  1. bahram می‌گه:

    فیلم های ۱۲ موقتی (Short Term 12) و فرانسیس _ها (Frances-Ha)
    را برای دیدن پیشنهاد میکنم

    اولی داستان دختری است به نام گریس است. او رهبر چهار کارمند خانه ی کودکان است که مراقبت های لازم را از ساکنین موقت آنجا انجام می دهند. رابطه ی دوستانه و راحتی میان این چهار کارمند یعنی گریس، میسن، جسیکا و نیت برقرار است. اما گذشته ی گریس که به دقت پنهان نگه داشته شده بر اثر سه رویداد شروع به آشکار شدن می کند : پدر زندانی اش در آستانه آزادی است، او پی می برد که فرزند میسن را باردار است و یکی از تازه واردان به خانه یعنی جیدن، همان زخم های روحی را دارد که گریس زمانی تجربه شان کرده بود.

    دومی داستان فرانسیس است که در یک شرکت رقص در یک نیویورک کار میکند کنار گذاشتن او از گروه رقص و آواره گی او در نیویورک از یکجا به جای دیگر و آشنایی اش با افراد مختلف در طول فیلم ( که بیشتر شبیه شخصیت های فیلم ” اسب حیوان نجیبی است” البته از نوع نیویوریکی اش….)

  2. جیحون می‌گه:

    دو نکته جالب در مورد فیلم وجود داره که خالی از لطف نیست گفتنش. یکی اینکه بازیگرانی که نقش خدمه کشتی را داشتند و حتی خود تام هنکس، هیچکدوم از بازیگران نقش دزدان دریایی رو تا جایی که اونها توی فیلم به کشتی نزدیک میشن و سعی میکنن وارد کشتی بشن، نمی بینن. کارگردان برای ایجاد تشنج بیشتر بین بازیگران دزدان دریایی و بازیگران خدمه کشتی، اینکار رو انجام داد.
    نکته دوم در مورد همان صحنه به یاد ماندنی معاینه پزشکیار در پایان فیلم است. پزشکیاری که واقعا پزشکیار نیروی دریایی است (که حتی از لحن و نحوه صحبتهای کلیشه ای دکترانه اش پیداست) و به او گفته شده، همان طوری با تام هنکس ِ مجروح رفتار کند که در چنین موقعیتی رفتار میکند. بازی تام هنکس و کل صحنه کاملا بداهه سازی ست. نکته جالب اینجاست که در برداشت اول، این پزشکیار است که شکه میشود و هنکس به او می گوید “کسی که قراره شکه شده باشه، منم”.

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم