نگاهی به فیلم آبروی از دست رفته ی آقای صادقی

نگاهی به فیلم آبروی از دست رفته ی آقای صادقی

  • بازیگران: بیژن امکانیان ـ رضا بهبودی ـ نازگل نادریان و …
  • فیلم نامه: ارسلان امیری ـ آیدا پناهنده
  • کارگردان: آیدا پناهنده
  • ۸۹ دقیقه؛ سال ۱۳۹۲
  • ستاره ها: ۳ از ۵

بدبیاری های آقای صادقی

خلاصه ی داستان: آقای صادقی، مرد جاافتاده و مورد اعتمادی ست که بعد از گذشت یک سال از مرگ همسرش، رخت سیاه را در می آورد و برای عروسی دخترش دست به کار تهیه ی جهیزیه می شود. اما از آنجا که ورشکستگی سنگینی را پشت سر گذاشته و اوضاعش دیگر مثل قدیم ها خوب نیست، برای یافتن پول، به هر دری می زند تا اینکه به فکرش می رسد، مقداری پول از صندوق شرکت بردارد و بعد بدون آنکه کسی متوجه بشود، به موقع، پول را سرِ جایش برگرداند و این آغاز به باد رفتنِ آبروی آقای صادقی ست …

یادداشت: نام آیدا پناهنده، از زمان های دور، با فیلم های کوتاهش که تقریباً هر سال در جشنواره ی فیلم کوتاه تهران شرکت داشت، به چشمم خورده بود. فیلم های کوتاه او، خبر از کارگردانی می دادند که در آینده می تواند کارهای درخورتوجهی بسازد. از همان زمانِ ساخت فیلم های کوتاه، من هر سال، منتظر شنیدن نام او در بخش فیلم های کوتاه جشنواره بودم و کارهایش را دنبال می کردم. همانطور که انتظار داشتم، آیدا پناهنده، حالا با فیلم های بلندی که می نویسد و می سازد، کم کم دارد به آن جایگاه مورد انتظار می رسد. فیلم خوبِ « آبروی از دست رفته ی آقای صادقی » کاری ست بسیار با آبرو، شسته رفته با پایانی تکان دهنده. این فیلم تلویزیونی به خوبی نشان می دهد که اگر همه چیز سرِ جای خودش باشد، اگر ظرافت وجود داشته باشد، دیگر آنقدرها نمی توانیم فرقی بین مدیوم سینما و تلویزیون قائل باشیم، لااقل در زمینه ی فیلم نامه، نمی توانیم.

شروعِ زنجیروارِ ریختنِ آبروی آقای صادقیِ محترم از جایی ست که بادکنک به دست ( بادکنکی را که برای تولد نوه اش خریده و به خاطرِ شرایطِ اقتصادی اش، ارزان ترین و راحت ترین هدیه ای بوده که می توانسته بخرد ) در خیابان قدم می زند. او که با نگاه های متعجب مردم مواجه شده، از شرم، عینک دودی به چشم می زند بلکه چشمش به چشم مردم نیفتد. اما این تازه آغاز کار است.  بدبیاری ها پشت هم روی سرش آوار می شود و تهیه ی جهاز دختر به بن بست می رسد تا جایی که مجبورش می کند از علیپور، صندوقدارِ نه چندان میزانِ شرکت، پولی بگیرد تا بعد آن را بی سر و صدا سرِ جایش برگرداند اما قضایا بیش از پیش پیچ می خورد و علیپور رو در روی آقای صادقی قرار می گیرد. بحرانی که آقای صادقی با آن مواجه می شود، با بازی های خوب بازیگران به خصوص بازی عالی بیژن امکانیان و روابط درست علت و معلولی و ظرافت های فیلم نامه، بسیار باورپذیر از آب در آمده است و تماشاگر را با این مصیبتی که آقای صادقی گرفتارش شده همراه و نگران می کند. اتفاق نهایی داستان و کلنجار رفتن جناب صادقی با وجدان خود، به صحنه ی پایانی و تأثیرگذار فیلم منجر می شود که جناب صادقی، خودخواسته، دیگر همه چیزش را می بازد. اینکه از ظرافت های فیلم نامه حرف زدم یکی ش در همین صحنه ی پایانی جلوه گر می شود. عکس العمل آن آبدارچی در قبال اعتراف آقای صادقی، علاوه بر پرداختِ خصوصیاتِ اخلاقی آقای صادقی به پرداخت خوب و به موقع فیلم نامه نویسان از شخصیتِ آبدارچی هم برمی گردد. پرداختی به دور از شعار و المان های گل درشت. یا مثلاً نگاه کنید به آن زنِ زیر دستِ آقای صادقی که با رفتارها و حرکاتش ( او برای ناهار آقای صادقی، ترشی کنار می گذارد و یا برایش غذا می آورد ) نشان می دهد که به نوعی به او علاقه پیدا کرده است اما این علاقه هیچ وقت گل درشت نمی شود و در سطح بسیار ظریفی جاری ست.

با این اوصاف، بیش از پیش، منتظر کارهای دیگرِ آیدا پناهنده خواهم ماند.

بادکنک قرمز، آقای صادقی و آبروی ریخته ...

بادکنک قرمز، آقای صادقی و آبروی ریخته …

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم