نگاهی به فیلم مرد خانه The Homesman

نگاهی به فیلم مرد خانه The Homesman

  • بازیگران: تامی لی جونز ـ هیلاری سوانک ـ گریس گامر و …
  • فیلم نامه: تامی لی جونز ـ کی یران فیتزجرالد ـ وسلی الیور براساس رمانی از گلندون سوارثوت
  • کارگردان: تامی لی جونز
  • ۱۲۲ دقیقه؛ محصول آمریکا، فرانسه؛ سال ۲۰۱۴
  • ستاره ها: ۱/۵ از ۵

 

من « وسترن باز » نیستم اما …

خلاصه ی داستان: مری بی کادی، پیردختری تنها و بی کس است که در آرزوی ازدواج با یک مرد، روزگار می گذراند اما کسی حاضر نیست تن به ازدواج با او بدهد. او یک روز داوطلب می شود که سه زنِ دیوانه ی شهر را به تیمارستانی در یک ایالتِ دیگر، که کیلومترها با محل زندگی او فاصله دارد، برساند. سفرِ سختی ست و در این راه، مردی به نام جرج او را همراهی می کند …

 

یادداشت: آیا باید عاشق فیلم های وسترن بود تا بتوان این فیلم را باور کرد؟ آیا به قول معروف “وسترن باز” ها این فیلم را دوست خواهند داشت؟ آیا منی که چندان دلسپردگی ای به این ژانر ندارم، نمی توانم با آن ارتباط برقرار کنم؟ علت ارتباط برقرار نکردنم و علتِ تمامِ ضعف هایی که در ادامه به آن اشاره خواهم کرد، همین “وسترن باز” نبودنِ من است؟ اما تکلیفِ آن فیلم های وسترنی که از دیدنشان لذت برده ام، چیست؟ ظاهراً باید علتِ بسیار ضعیف دانستنِ فیلم را در چیزِ دیگری جستجو کرد.

دشت های فراخ و انگار بی انتها، آسمانی ابری و زیبا و یک موسیقی آرام؛ ظاهراً باید همچون فیلمِ دیگرِ جونز « سه خاکسپاری ملکیادس استرادا »، منتظر یک فیلمِ وسترنِ خوبِ دیگر باشیم. حالا انگار تامی لی جونز، قرار است یکی از آن هایی باشد که می خواهند این ژانر را سرِ پا نگاه دارند، اما … اما فیلمی که سی دقیقه طول می کِشد تا ما بفهمیم مرکز ثقل داستان چیست و قرار است چه نکته ای را دنبال کنیم، حتماً یک ایراداتی دارد. تازه در سی اُمین دقیقه است که متوجه می شویم ماری بی، این پیردخترِ تنهای بدریختِ طفلکی، داوطلب شده تا سه زنِ دیوانه ی شهر را به ایالتی دوردست برای درمان بِبَرد. تا پیش از این، صحنه هایی دیده بودیم از زنی که بچه ای را در چاهِ توالت می اندازد یا مردی که به شکلی حیوانی با همسرش نزدیکی می کند که بسیار جسته و گریخته و نامفهوم بودند و مشخص نبود این ها که هستند و چه می کنند. حالا وقتی نقطه ی ثقلِ داستان را پیدا کردیم، منتظر می مانیم بلکه در ادامه، چیزِ دندان گیری نصیبمان بشود. سفر آغاز می شود؛ ماری بی، با کمک مردی به نام جرج، سه زنِ دیوانه را در دلیجانی به مقصد می برند. اما هنوز آنچنان که باید و شاید با مری بی کادی و جرج آشنا نشده ایم که یک ساعتِ بعدیِ داستان، پُر می شود از خُرده روایت هایی که نامنسجم و بی کارکرد هستند: حمام کردنِ زن های دیوانه، شستنِ لباس هایشان، کمک کردن به آن ها، خاطره ی جرج از زمانی که در سواره نظام خدمت می کرد و این میان، باز هم فلش بک هایی گیج کننده و بی تأثیر به گذشته ی یکی از زن ها که با سوزنِ خیاطی بدنش را زخمی می کند، حمله ی سرخپوست ها به آن ها و با یک کلکِ ساده ی جرج، رها شدن از دستشان در چشم بهم زدنی، فرار یکی از زن ها و درگیری جرج برای باز پس گرفتنِ زن، گم شدنِ ماری در دشت به خاطرِ اینکه می خواسته قبرِ یک بچه را در میانِ صحرا سر و سامان بدهد و به گروه گفته جلوتر بروند تا او خودش را برساند، و بعد پیدا کردنِ ناگهانی و بی مقدمه ی گروه و یک سری جزئیاتِ دیگر، چیزهایی ست که در ادامه می بینیم و نمی شود فهمید چرا هیچ کنشی، هیچ اتفاقی بین این آدم ها نمی افتد. اینکه ماری بی خودش را به جرج عرضه می کند، به خاطرِ پیش زمینه ی شخصیتی اش، قابل پذیرش است اما اینکه روزِ بعد، خودکشی می کند، جز اینکه ناشی از روایتِ ناقصِ اثر و انگیزه های نه چندان روشنِ شخصیت ها باشد، کمکی به جلو بردن یا عمیق شدنِ داستان نمی کند. بعد هم که جرج وقتی تنها می شود، زن ها را رها می کند و راهِ خودش را می رود اما زن های دیوانه، معلوم نیست به چه دلیلی و طی چه روندی به او احساس نزدیکی پیدا کرده اند که آنطور از رفتنش جلوگیری می کنند. جرج آن ها را به مقصد می رساند و این میان، هتلی که صاحبش به آن ها اجازه ی ورود نداده بود را به آتش می کِشد و همه چیز با رقصِ او روی قایق تمام می شود، بدونِ اینکه بفهمیم اصلاً قصدِ این آدم از این کارها چه بوده و این وسط ماری دقیقاً چه نقشی در داستان داشته که جرج آنطور با حسرت درباره ی خوب بودنِ این زن حرف می زند. سئوال اساسی این است که آیا فقط بازی با قواعد ژانر وسترن و آشنایی زدایی کردن از آن، برای خوب بودنِ یک فیلم کافیست؟ فیلم ها اگر هم در « قالب » خاصی ساخته می شوند ( در اینجا مثلاً در قالب وسترن ) در وهله ی اول باید « دنیا » ی خود را بباورانند تا بعد از باوراندنِ دنیای خود، بتوان آن ها را در یک « قالب » نشاند و نتیجه گرفت. اعتراف می کنم که من وسترن باز نیستم اما دلیلِ دوست نداشتنِ این فیلم این نیست.

 

۸ دیدگاه به “نگاهی به فیلم مرد خانه The Homesman”

  1. سینا می‌گه:

    فکر نمی کنم فیلم دیر استارت خرد به هر حال یک سری زمینه چینی برای سفر باید آماده می شد.حداقل برای من چیز نامفهمومی نداشت. فیلم یک داستان درام رو تو قالب وسترن نمایش می ده که به نظرم کار جدید و جالبیه.بازی هیلاری سوانک هم مثل همیشه عالیه.به نظرم خودکشی مری که شخصیت اصلی فیلم است شوک بزرگی تو میانه فیلم رقم می زنه اما به نظرم یکم باعث تغییر لحن فیلم میشه.نمی گم فیلم رو زیاد دوست داشتم.ولی انگیزه شخصیت ها برام روشن بود و طی زمان نسبتن زیادش احساس خستگ
    ی بهم دست نداد.ممنون از نقدهای خوبت

    • damoon می‌گه:

      « زمینه چینی » بله، اما نه یک « زمینه چینی » پخش و پلا؛دنبال کردنِ ماجرای زن های دیوانه و رفت و برگشت های زمانی، به شدت نامسنجم بودند، به نظرم. با ماجرای « شوک » هم موافقم اما فقط در حد شوک باقی می مانَد و نه چیزی بیشتر. بهرحال خوب است که احساس خستگی نکردید. ممنون از شما.

  2. الا می‌گه:

    اگر امکان دارد درباره فیلم زندانیان با بازی هیوجکمن نقدی بنویسید یا نظرتون چیه ؟ آیا قبول دارید این فیلم خیلی تاثیرگذاره و وقتی تموم میشه تازه بیننده داغ میکنه؟

  3. مجتبی می‌گه:

    فیلم خیلی خوبی نبود فیلم غمگینیه.

  4. لیلا بیگ زاده می‌گه:

    فیلم وسترن یاد اور فیلم غرب وحشی ست فیلم های که نشان میداد درجوامع اولیه امریکا قانون نبود افراد قوی خود قانو ن بودند کشمکش افراد برای بقا در طبیعتی خشن که ادمهای خشن را می طلبد فیلم مرد خانه روایتی نو از همین حقیقت را نمایش می دهد نگاهی تازه به زندگی گذشته مردم امریکا ! این بار نگاهی ویژه به ضعیف ها داشت وسمبل انسان ضعیف را با نشان دادن زنان ملموس تر نمایان کرد طبیعت خشک بی اب وعلف و کسالت بار اول فیلم نشان از سختی و رنج امیز زندگی است زنانی که ضعیف بود دیوانه شدند زن قوی داستان خواهانی نداشت و در اخر باوجود درامد با تنهایی اش به جان امد و خودکشی کرد مرد داستان قوی بود ترسی از مرگ نداشت نظامی بود و روش زندگی اش مبارزه بود و تا اخر داستان زنده ماند به زندگیش ادامه داد هرچند که نگاه خونسرد و بی تفاوتش پوچی زندگی را یا داوری می کرد رقص و اواز بر روی کلک روی اب پیام فیلم است زندگی با همه سختی و مرارتش در جریان است پس بهتر است خوش بود و لذت برد

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم