نگاهی به فیلم سرچشمه های من I Origins

نگاهی به فیلم سرچشمه های من I Origins

  • بازیگران: مایکل پیت ـ آسترید برجس فرسبی ـ بریت مارلینگ و …
  • نویسنده و کارگردان: مایک کاهیل
  • ۱۰۶ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۴
  • ستاره ها: ۳/۵ از ۵
  • این یادداشت روی سایت مجله ی « فیلم » منتشر شده است ( اینجا )

 

در بازگشت به تن، روح

رو به سوی چشم ها می گذارد

و می درخشد. نور!

هستی ام را در خود غرق می کند

شگفت! کامل!

“خورخه گیلن، شاعر اسپانیایی”

 

رازِ چشم هایش …

 

خلاصه ی داستان: یان، عاشق ساز و کارِ چشم آدم هاست. او عادت دارد از چشم افراد مختلف عکس بگیرد. همین علاقه است که موجب می شود اولین عشقش را پیدا کند؛ او از طریقِ چشم های سوفی، عاشقش می شود …

 

یادداشت: دری که در صحنه ی پایانی، یان به همراه سالومینا، دختر کوچکِ هندی، از آن بیرون می رود، کنایه از دنیای جدیدی ست که یان قدم به آن می گذارد. وقتی برمی گردیم به دقایق ابتدایی فیلم و صحنه ای که سوفی با یان درباره ی درِ نیمه بازِ اتاقش حرف می زند و نصیحتش می کند که باید از دور و برش که پُر شده از میکروسکوپ و فرمول و معادله، بِکَنَد و قدم به آنطرفِ در و دنیای پشتِ آن بگذارد، بیش از پیش متوجه جنبه ی نشانه شناسانه ی « در » می شویم. یان، دانشمندِ زیست شناسی مولکولی ست که به دنیای دو دو تا چهارتای خود بسنده کرده است. او آنقدر با علم و منطق سر و کار دارد که حتی برای بیان عشقش به سوفی، از استنباط علمی استفاده می کند که انصافاً هم جذاب می نماید؛ اینکه احتمالاً اتم های آن ها از میلیاردها سال قبل، به کرّات با هم برخورد داشته و از این پس هم برخورد خواهد داشت. یا وقتی سوفی طاووس سفید را نماد روح پراکنده در جهان می داند، او از جنبه ای علمی به قضیه نگاه می کند؛ اینکه طاووس نماد حیوانی ست فاقد رنگدانه. در همین مسیرِ به شدت دو دو تا چهارتایی ست که می خواهد ثابت کند چشم، روندی تکاملی داشته است. با اثبات این فرضیه او می تواند ماورآء الطبیعه را به چالش بِکشد و جهانی را ترسیم کند بدون طراحی هوشمند. که اتفاقاً این کار را هم می کند، اما انگار هنوز چیزهایی مانده اند که او با ذهنِ حساب گر و منطق پذیر و شاید خشکش نمی تواند کشف کند. هنوز رازهایی وجود دارد. چشم ها، برای باز شدنِ در و رفتنِ یان به آن سویش نقش مهمی بازی می کند؛ چشم هایی که او در ابتدای فیلم معتقد است هر کدام منحصر به فرد هستند و هویت فرد را  می سازند. او از طریق چشم های سوفی عاشقش می شود و برای اینکه این عنصر در صحنه ی آشنایی سوفی با یان حرف اول را بزند، چه بسترسازیِ خوبی شده است: آن ها در یک مهمانی هالووین با هم آشنا می شوند و هر کسی لباس عجیبی به تن دارد. پس طبیعی ست که سوفی لباسی پوشیده باشد که تنها چشمانش در معرض دید باشند … و آن چشم هایش؛ چشم هایی که انگار دنیایی در خود دارند. چشم هایی که یان در وهله ی اول با همان ذهنِ علم باورش، دیدگاهی بلکه ظاهربینانه به آن دارد و آن را صرفاً یک چشمِ تکامل یافته می بیند. اما همانطور که بعداً کارن، همسر دوم یان به او می گوید، بلکه هم این چشم ها دریچه ای به سوی روح باشند. از نیمه های فیلم به بعد است که موضوع تناسخ روح، هر چند در لفافه، جایش را در فیلم باز می کند؛ مشخصاً از لحظه ای که وقتی می خواهند چشمِ فرزندِ تازه به دنیا آمده ی یان و کارن را اسکن کنند، روی صفحه ی مونیتور، هویت یک پیرمردِ سیاهپوست ظاهر می شود. از این لحظه به بعد است که فیلم، به این چشم ها، بُعدِ دیگری می بخشد. یعنی همان دریچه ای به سمت روح آدم ها، همانی که کارن می گوید. اینکه سالومینا در هند پیدا می شود، معنادار است؛ هند، مذهب بودایی، اعتقاد به تناسخ روح. بهرحال بخشِ علم باورانه و خشکِ یان در مقابلِ بخشِ عاشقِ او به نوعی شکست می خورد. لحظاتی که می خواهد سالومینا را آزمایش کند، عکس العمل هایش در قبال جواب های غلط و درست دختر بسیار دیدنی ست؛ وقتی سالومینا، از بین سه شئ، به آنی اشاره می کند که مورد علاقه ی سوفی بوده، یان لبخند به لب می آورد و مشخصاً هیجان زده می شود و وقتی دختر، جواب های اشتباه می دهد، به شدت چهره اش می گیرد؛ زیبایی این صحنه اینجاست که انگار او در پسِ پشتِ ذهنش، دوست دارد، تمنا دارد که این دختر، دریچه ای باشد به سمتِ سوفی. اویی که تا پیش از این حتی وقتی کارن از کلمه ی « روح » استفاده می کرد، از شدت عصبانیت فریاد می کشید. جوابِ آزمایشِ سالومینا، چندان هم به این قطعیت نمی رسد که او ادامه ی سوفی ست، بلکه شاید تمامِ آن تست هایی را که درست جواب داده بود هم صرفاً اتفاقی بوده باشد، اما یان، انگار می خواهد به خود بقبولاند که درست است. بهرحال انگار علم برای همه چیز هم نمی تواند جوابی داشته باشد. هرچند فیلم با آن صحنه ی کوتاهِ بعد از پایانِ تیتراژش و پُررنگ کردنِ قضیه ی شباهت الگوی عنبیه ی چشم ها و احتمالاً همسانی روح ها، از بارِ راز و رمزِ خود می کاهد و به قطعیتی بی دلیل می رسد، همان قطعیتی که اتفاقاً یان در طول داستان با آن درگیر بود. باید درِ رمز و راز را هم باز گذاشت.

 فیلمِ دیگرِ مایک کاهیل، در « سینمای خانگی من »:

ـ زمینی دیگر ( اینجا )

۲۹ دیدگاه به “نگاهی به فیلم سرچشمه های من I Origins”

  1. سرور گفت:

    فیلم بر اساس واقعیت ساخته شده!؟

  2. مجيد گفت:

    سلام
    سپاس از مطلب خوب شما

  3. آلما گفت:

    سلام
    آیا این فیم ادامه داره؟

  4. سهیل گفت:

    نقایصی در زمینه علم داشت مثلاً آگه زندگی هر فرد در کالبد جدیدی نمود پیدا می‌کند پس برای افزایش جمعیت در طول تاریخ چه توضیحی داره یا در مورد این که منشا ما از موجوداتیه که هیچ چشمی نداشتن
    ولی در کل فیلم رو دوست داشتم باحال بود دیالوگ های جالبی داشت همچنین یه سری حفره ها توی طرز فکر من بود که بهشون توجه نکرده بودم
    پیشنهاد میشه ببینید

    • Saf گفت:

      خود فیلم این قضیه رو با درومدن ۴۴ درصد نقض می کنه
      یعنی یه جورایی نامحسوس هم اینو می رسونه که علم کاملا پاسخگو نیست تو همه ی زمینه ها
      هم اینکه نمی شه روح سفر کالبد داشته باشه ولی روحی وجود داره و خدایی هم هست و هیچوقت ادم نمی تونه جواب ۱۰۰ درصد همه ی سوالا رو بده
      کارگردانش ۳۶ سالشه !!!!
      کفم برید …!

  5. هستی گفت:

    و در اخر به خدا ایمان اورد ؟

    • نازنین گفت:

      با توجه به قسمتی از فیلم که دیالوگی درباره ی یکی از شخصیتهای مذهبی هند هست:(اگر علم دلیلی کامل برای رد کردن خدا بیاره من ب اون نگاه میکنم.سعی میکنم کامل بررسیش کنم.و اگر کامل بود قبولش میکنم) میتونم بگم بله

  6. سعید گفت:

    من فیلم را الان از کانال اونیکس دیدم. اینکه ایان به دنبال صحت و سقم نظریه تناسخه در واقع ارتباطی با اثبات وجود خدا پیدا نمیکنه ولی در فیلم اینطور نیست. مرد سیاهپوش که در آسانسور خودش را در امور حراجی و مذهبی معرفی می کنه و بعد ایان دوباره باهاش سوار آسانسور نمیشه که یعنی راهشون را با هم متفاوت میدونه شاید میخواد تفاوت قائل بشه بین کسانیکه از مذهب دکان برای خودشون درست کردند تفاوت قائل بشه با کسی که از طریق علم به دنبال حقیقتند.

  7. حمید فریور گفت:

    دوست عزیز، بیان زیبا و گویایی از فیلم بود، اما چرا به صحنه ی باز شدن در آسانسور و عکس العمل سالومینا اشاره ای نکردی؟ با توجه به حادثه ی آسانسور برای سوفی، این صحنه خیلی گویا بود و به نوعی حتی آزمایشلت رایج علمی در اتاق هتل ایان انجام داد را زیر سؤال برد. ممنون از شما

  8. فریبا گفت:

    من هم نظر آقای حمید فریور را میخواستم تایید کنم مهمترین قسمت همون ترس سالومینا از آسانسور بود
    ممنون از مطلب و تحلیل زیباتون

  9. پريا گفت:

    با وجود دیدن این فیلم باز هم به نظر من اعتقاد به تناسخ وجود خدا رو اثبات نمیکنه و یا حتی انکار هم میکنه

  10. رها گفت:

    فیلمه قشنگی بود، ولی تناسخ از نظر خیلی ادیان ها رد شده ولی به نظر خودم فلسفه دونادون از ایین اهل حق بیشتر قابل اثبات میتونه باشه…علم همه چیزو میتونه برای بشریت ثابت کنه اما به زمان احتیاج هست ..

  11. مهدی گفت:

    فیلم خوبی بود اما سر در گمی در این نکته که علم درسته یا مذهب تلاش های آخر مذهب در اثبات خودشه. بنظر من حتی اینکه جای آسانسور اون بچه این برخورد را داشته باشه فقط یک احتمال میتونه باشه و لبخند بعد از اینکار بچه بسیار پر معنی میتونه باشه که مثلا میشه گفت که مذاهب از اتفاقات چطور سود میبرند.

  12. سامان گفت:

    ممنون از تحلیل خوب و قابل درکتون.
    من به مسائل ماوراءالطبیعه اعتقادی ندارم اما این فیلم جزو بهترین و البته زیباترین فیلم هایی بود که تابحال دیدم. و فکر میکنم پررنگترین نکته تو فیلم عشق ایان به سوفی بود که تو اکثر سکانس های فیلم بخصوص در اواخر فیلم و لحظه امتحان و نتیجه۴۴درصدی، همونطور که شماهم به چهره ی ایان بعد از هر جواب صحیح اشاره کردید، نمود پیدا کرد. و ظاهرا در انتهای فیلم عقیده اش عوض میشه.
    ممنون از شما

  13. پارسا گفت:

    اقا کاش این فیلمو نگاه نمیکردم.به گریم انداخت.فکر نکنم امشب خوابم بیاد…اخه اینا چیه میسازند ادمو احساسی میکنند.

  14. حسین گفت:

    من هنوز زیر نویس این فیلم ندیدم ولی ی نفر دیروز بهم گفت اگه بری تو مرورگرi orginsرو سرچ کنی چشم من هم تقریبا شبیه اونه یعنی ی چیزایی توش دیده میشه حالا ب من گفتن تا تهش برم من نمیدونم چیرو تا تهش برم راهنماییم کنید

  15. محسن گفت:

    اهل نظر دادن نیستم اما نامردی بود برای این تحلیل زیباتون نظر ندارم
    خداقوت
    دوستان هم توی نظرات تحلیل های جالبی رو گذاشته بودن فقط اینم بگم دوستان خیلی خودتون درگیر این نکنید که فیلم داره تناسخ روح رو رد میکنا یا نه و…
    به ارتباطی که بین معنویات و علم در فیلم نشون داده شده توجه کنید.
    بازم تشکر بابت تحلیل زیباتون.

  16. سارا گفت:

    به نظر من تناسخی وجود نداره و من اصلا این بعد فیلم برام مهم نیست ولی به شدت معتقدم که چشم ها دریچه روح آدمان

  17. saeed گفت:

    سلام چرا باید در مورد ذهنیت یک نویسنده و کارگردان که با توجه به اعتقادات خودشون فیلم شده نتیجه گیری کرد؟ اینا همشون از اول یه چیزی رو میخوان به بیننده القا کنن و سناریو را از روی تفکر شخصیشون مینویسن ، علم واقعا تونسته خیلی از خرافات رو از بین ببره و هر روز هم داره دست خرافه های مذهبی رو رو میکنه پس زود باور نباشیم و با علم هکقدم بشیم .

    • پیمان گفت:

      ولی من به زندگی پس از مرگ روح اعتقاد دارم.تا حالا شده براتون پیش بیاد که یه صحنه ای رو ببینین که فکر کنید قبلا دیدین؟یا یه بوی عطری براتون آشنا میادو مغزتونو درگیر میکنه ؟من فکر میکنم که روح پس از مرگ بازم زندگی میکنه.نکته جالب این فیلم این بود که کارگردان میخواسته روحی که زنده بوده رو از طریق چشم به بازیگر مرد بشناسونه.

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم