صحنه ی شماره ی سی و یک: بخشِ کوتاه مدتِ شماره ی ۱۲

صحنه ی شماره ی سی و یک: بخشِ کوتاه مدتِ شماره ی ۱۲

قبلاً درباره ی فیلم مطلبی نوشته بودم ( اینجا ). صحنه ای که از فیلم انتخاب کرده ام، مربوط می شود به یکی از بهترین شخصیت های داستان؛ جوانی سیاهپوست به نامِ مارکوس با گذشته ای به شدت تلخ و ناگوار که در همین صحنه ی انتخابی، این گذشته را در قالب یک شعر رپ، آنهم درباره ی مادرش و به طرزِ هولناکی رک و پوست کنده، بیرون می ریزد و یکی از تأثیرگذارترین لحظاتِ فیلم را رقم می زند. اینجاست که متوجه می شویم این جوانِ شکننده، چه روزگاری را سپری کرده.

علاوه بر تأثیرگذاریِ این صحنه از لحاظِ احساسی، من خودِ شعر و ریتمِ آن را بسیار دوست دارم. البته که ترجمه ی فارسیِ این شعر را به دلیلِ الفاظِ به کار رفته در آن، نمی شد زیرنویس کرد اما حتی کسانی که انگلیسی هم بلد نیستند، مطمئناً به خوبی به الفاظِ رکیکِ این زبان آشنا هستند! حتی من کسانی را می شناسم که فقط الفاظِ رکیکِ ده زبانِ زنده و مُرده ی دنیا را یاد گرفته اند، بلکه روزی به کارشان بیاید!!! ( حجم: ۲۵ مگابایت )

دانلود

یک دیدگاه به “صحنه ی شماره ی سی و یک: بخشِ کوتاه مدتِ شماره ی ۱۲”

  1. coldplay گفت:

    باید فیلم جالبی باشه.میرم تو کارش.

    دیشب camp x ray را دیدم.خوشم اومد مضمون نزدیکی آدمها و همدلیشون رو دوست داشتم.
    ۶/۵ از ۱۰

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم