نگاهی به فیلم یک زندگی بهتر A Better Life

نگاهی به فیلم یک زندگی بهتر A Better Life

  • بازیگران: دمیان بیشیر ـ خوزه جولیان و …
  • فیلم نامه: اریک ایسون براساس داستانی از راجر ال. سیمون
  • کارگردان: کریس ویتز
  • ۹۸ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۱
  • ستاره ها: ۳ از ۵

دزد وانت

خلاصه ی داستان: کارلوس مهاجری مکزیکی ست که به شکل غیرقانونی در آمریکا باغبانی می کند. پسر او لوئیس، جوانی ست که از کار و طرز زندگی شان راضی نیست. او نمی خواهد مانند پدر باشد. وقتی وانت کارلوس دزدیده می شود، پدر و پسر به رغم تفاوت های فرهنگی و اختلافات ریز و درشت، با هم همراه می شوند …

یادداشت: فیلم قرار است حکایت زندگی آدم های بدبختی باشد که به دنبال روزنه ای هستند برای زندگی بهتر. در همان صحنه های نخست، لوئیس را پای تلویزیون، در حال تماشای برنامه ای می بینیم که خانه های بزرگ و درندشت و مال و املاک زیاد ثروتمندان را نشان می دهد. او از کار پدر راضی نیست و البته این نارضایتی به جزئیات عمیق تری از قبیل تفاوت های فرهنگی هم رخنه کرده. لوئیس از بچگی در آمریکا بزرگ شده در نتیجه حرف های پدر را که به زبان اسپانیایی گفته می شود، نمی فهمد. این مورد به خوبی نشان می دهد که او با فرهنگ آمریکایی و رویای آمریکایی بزرگ شده. او حتی یک بار وقتی در جشنی مربوط به مکزیکی ها شرکت می کند که در آن مردم لباس های محلی پوشیده اند و موسیقی محلی نواخته می شود، همه چیز را به سخره می گیرد. ( اینا فکر می کنن توی هالووینن؟! ) از جایی که وانت کارلوس دزدیده می شود، ناگهان به یاد “دزد دوچرخه” شاهکار دسیکا افتادم. پدر و پسر با هم همراه می شوند تا وانت را پیدا کنند و در این راه، به شناختی نسبت به هم می رسند که البته نتیجه ی چندان خوبی حاصل نمی شود ( درست عین “دزد دوچرخه” ). پدر که گیر پلیس افتاده، به مکزیک برمی گردد تا پسر بتواند در امریکا بماند و آینده ی بهتری را جستجو کند. ( و خب از آنجایی که فیلم محصول آمریکاست، لابد حواستان به این پیام هست دیگر! ) از مواردی که در داستان جا نمی افتد و تبدیل به مشکلش می شود، تصمیم پسر برای همراهی با پدر است. تصمیمی غیرمنتظره که با توجه به پیش درآمد فیلم، چندان قابل پذیرش جلوه نمی کند. مورد دیگر تاکید داستان روی دسته های گنگستری ست که کاملاً اضافه به نظر می رسد. حتی یکی دو جا سرنخ هایی به ما داده می شود که می خواهد ما را به این سمت هدایت کند که ممکن است پسر سرنوشت بدی سراغش بیاید. مثل آنجایی که دوستش به او می گوید تو بالاخره در یکی از همین خیابان ها کشته می شوی و یا در جایی دیگر که او دارد از خیابان رد می شود، در پس زمینه، پلیس ها روی جسدی را می پوشانند و کارگردان با این تصویر، انتظار ما را پر رنگ تر می کند. اما این سرنخ ها انگار که فراموش شده باشند، به نتیجه ای نمی رسند و نیمه کاره رها می شوند.

 هر پدری، بیشترین ها را برای فرزندش می خواهد ...

هر پدری، بیشترین ها را برای فرزندش می خواهد …

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم