نگاهی به فیلم کشیش Priest

نگاهی به فیلم کشیش Priest

  • بازیگران: پل بتانی ـ مگی کیو ـ کارل اوربان و …
  • نویسنده: کری گودمن  براساس رمان مصوری به همین نام نوشته ی مین وو هیونگ
  • کارگردان: اسکات چارلز استورات
  • ۸۷ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۱
  • ستاره ها: ۱ از ۵
  • این یادداشت روی سایت « نقد فارسی » منتشر شده است ( اینجا )

کشیش و خون آشام ها

خلاصه ی داستان: در دنیایی متعلق به آینده، قرن ها ست که بین انسان ها و خون آشام ها جنگ وجود دارد و این اکثراً خون آشام ها هستند که پیروز می شوند. در یکی از همین درگیری ها، خون آشام ها به خانواده ای حمله  می کنند و دختری را به اسارت می برند. کشیش که بین مردم و در شهری محصور شده، زندگی می کند، متوجه می شود که دختری که توسط خون آشام ها به اسارت گرفته شده، برادرزاده ی اوست. او همراه با دوست پسر برادرزاده اش که کلانتر شهر محسوب می شود و به رغم مخالفت اصحاب کلیسا، تصمیم می گیرد برای مقابله به دل خون آشام ها بزند. با نزدیک شدن به محل آن ها و پیدا کردن ردی از برادرزاده اش، کم کم متوجه می شود این گروگان گیری در واقع یک تسویه حساب قدیمی از یک دوست قدیمی ست که حالا به یک خون آشام تبدیل شده. دوستی که فکر می کند در آخرین حمله ی خون آشام ها، کشیش، به او کمک نکرده و او را به دست آن ها سپرده است …

یادداشت: فیلم های زیادی را در تاریخ سینما سراغ داریم که درباره ی (( نبرد خیر و شر )) حرف می زنند و مقابله ی این دو قطب را نشان می دهند و البته فیلم های زیاد دیگری را هم می شناسیم که به مضمون (( انتقام )) می پردازند. “کشیش” به شکلی خواسته این دو مورد را به یکدیگر پیوند بزند. در نگاه اول با فیلمی طرف هستیم که تلفیقی ست از دو ژانر ترسناک و تخیلی و دنیایی را ترسیم می کند آخرالزمانی با فضایی تیره و تار و خفقان آور. دنیایی که بین انسان ها و خون آشام ها سالها جنگی درگرفته و انسان ها تلفات زیادی داده اند. انسان ها در شهری محصور زندگی می کنند و خون آشام ها هم طبق سنت همه فیلم های اینچنینی، وقتی هوا تاریک می شود بیرون می آیند. تأکید فیلم روی شکل صلیب به روشنی نشان می دهد که قرار است قطب بندی های معمول در ذهن تماشاگر انجام بگیرد. صلیب همیشه نمادی ست از مذهب و پاکی و بسیار  کنایه آمیز است که در قسمتی از فیلم، همین صلیب، سلاحی مرگبار می شود برای مقابله با چند خون آشام. در چنین دنیای تیره و تاری ست که کشیش فیلم به رغم مخالفت بزرگان کلیسا، تصمیم می گیرد دست به عمل بزند و خودش را به میان لشکر سیاهی بزند و برادرزاده اش را نجات بدهد. قابل توجه این است که عمل کشیش برای رفتن به دل سیاهی، انگیزه ای کاملاً شخصی ست و در پایان هم هیچ وقت شاهد این نیستیم که کشیش با این عملش توانسته باشد به کل لشکر سیاهی و شر فایق بیاید و البته این نکته ی مثبتی ست برای فیلمی که از یک نگاه خاص، دارد درباره ی نبرد خیر و شر حرف می زند. در واقع در پایان فیلم انگار همه چیز تازه شروع شده و مبارزه ای که تاکنون شاهدش بودیم، انگار سال های سال دیگر ادامه خواهد داشت و اینکه واقعاً چه کسی برنده ی نهایی این مقابله است، معلوم نیست. اما در نگاه دوم، گفتم که فیلم درباره ی (( انتقام )) هم هست. فیلم با  صحنه ی کوتاهی شروع می شود که در آن دو نفر در چنگال خون آشام ها اسیر هستند و یکی از آنها در آخرین لحظات گرفتارشان می شود. در پایان کار است که می فهمیم کسی که برادرزاده ی کشیش را ربوده، در واقع دوست کشیش بوده که در صحنه ی اول فیلم به دست خون آشام ها افتاده و حالا خودش تبدیل به خون آشام شده. ( که البته حدس زدن این قضیه کار چندان سختی نیست! ) او که اعتقاد داشته کشیش در آن لحظات حساس، به او کمک نکرده، حالا با دزدیدن برادرزاده ی او و تبدیل کردنش به یک خون آشام می خواهد انتقام بگیرد و دقیقاً اولین مشکل بزرگ فیلم همینجاست. فیلم نتوانسته پیوند درست و خوبی بین دو نگاهی که در بالا ذکر کردم، برقرار کند. یعنی قادر نیست بین دو مضمون عمده اش که همانا نبرد بین خیر و شر و انتقام است، هماهنگی بوجود بیاورد. آن رودررویی پایان فیلم آنقدرها چیز بزرگ و درام پیچیده ای نیست که بتواند بار همه ی داستان را به دوش بکشد و فیلم را به سلامت به مقصد برساند. در نتیجه اینگونه، نبرد بین کشیش و دوست سابقش روی سقف قطار، به هیچ عنوان نبردی بین خیر و شر معنی نمی دهد و در نهایت امر تنها یک دوئل باقی می ماند و به همین علت، پنبه ی نگاه اولی که به فیلم داشتم یعنی همان نبرد خیر و شر زده می شود. این ضعف بزرگ البته از فیلم نامه نشأت می گیرد. با نگاهی اجمالی به ساختار فیلم نامه خیلی راحت می توان پی برد که با اثری کاملاً کلاسیک، از لحاظ روایت داستان روبرو هستیم که البته این (( کلاسیک بودن )) را نباید به ارزشمند بودن فیلم نسبت داد. رسم است که نوشتن فیلم نامه در هالیوود با ریاضیات و دو دو تا چهار تا کردن همراه باشد و عوامل سازنده به درستی می دانند که هر صحنه باید کجا قرار بگیرد و چگونه باشد و در چه دقیقه. این محاسبات برای اکثر فیلم نامه هایی که در هالیوود نگاشته می شود و البته اکثراً هم از همان روش معروف (( سید فیلدی )) کمک گرفته می شود، وجود دارد. اما سر سپردن به چنین قوانینی، الزاماً به معنی خوب بودن فیلم نیست. همچنان که در این فیلم چنین است. می توانم ارجاع بدهم به صحنه ای که در آن کشیش بالای سر بدن نیمه جان برادرش می آید و در آخرین لحظات زندگی او، حرف هایش را می شنود که از او قول انتقام می خواهد. صحنه برای ما بسیار آشناست. یا دقت کنید به سکانسی که کشیش و دوست پسر دختر ربوده شده، گوشه ای خلوت کرده اند و کشیش از پسر می پرسد که چقدر او ( دختر ) را دوست داشتی و پسر جوان هم با لحنی احساساتی و نوستالژیک از دختر می گوید. این لحظات را ما به دفعات در فیلم ها دیده ایم و خب، در این فیلم به علت الکن بودن داستان ( طبق آن چیزی که در بالا ذکر کردم ) و درست استفاده نکردن از جزئیات، این موارد کلیشه ای ( می دانیم که کلیشه به خودی خود چیز بدی نیست اگر از آن درست استفاده بشود ) به اصطلاح (( درنیامده است )). انگار کارگردان بیشترین تلاش خود را کرده تا جلوه های بصری فیلمش را به درستی پرداخت کند که البته با توجه به اینکه کارگردان بیشتر از اینکه فیلم ساخته باشد، مسئول جلوه های ویژه در فیلم های مختلف بوده، امری بدیهی می نماید اما با ریز شدن روی جزئیات بصری فیلم متوجه می شویم که در این قسمت هم آنقدرها دستاورد جدیدی برای تماشاگر آگاه این روزهای سینما و تماشاگری که خیلی چیزها دیده به ارمغان نیاورده است. دقت کنید به موتوری که کشیش و همراهانش سوار می شوند و یا اسلحه ای که برای نابود کردن خون آشام ها استفاده می کنند و یا حتی موجودات بدشکلی که همراه خون آشام ها می بینیم؛ انگار همه ی این جزئیات را در فیلم های مهم ترسناک و تخیلی دیده ایم.

نبرد همیشگی خیر و شر ...

نبرد همیشگی خیر و شر …

۵ دیدگاه به “نگاهی به فیلم کشیش Priest”

  1. اقا امین (amin 18) می‌گه:

    یه فیلم بدرد نخور که ارزش دانلود کردن هم نداره.ارتیسته فیلم وقتی که دوست قدیمیشو میبینه زنده حتی حاضر به یه معذرت خواهی ساده بابت کاری که انجام داده بود نیست… کاش لااقل خودشو جلوی دوربین ادم خوبی میگرفت تا بیننده ها گولشو بخورن.
    اگه ارتیسته انقدر قدرت داشت که غول بکشه و ۱۰ تا وامپیر رو با هم بکشه چرا نموند و دوستشو نجات نداد اول فیلم؟
    در پایان هم یه پایان بسیار خوب برای کسایی که طرفدار نقش مثبتای پست هستن

  2. اقا امین (amin 18) می‌گه:

    سلام خوبی؟فیلم see no evil رو که گفتمت دیدی؟خوشت اومد یا نه؟نقدش نمیکنی؟

    • damoon می‌گه:

      سلام
      هنوز نه متأسفانه. باید فیلم را تهیه کنم.

      • اقا امین (amin 18) می‌گه:

        خوب دانلود بکن اگه شبا رایگانی میتونی دانلود بکنی.این فیلمم ببین اگه اهل فیلمایی هستی که به ارتیسته یه زمان مشخص میدن و بهش میگن معما ها رو حل کن.این هم پایان مشخص داره هم هیجانی و قشنگ:۲ ۱۲round .میدونم اینجا چتروم نیست که هر روز پیام بدم واسه همین اگه اسکایپ یا مسنجر یا برنامه چتی داری ایمیلتو بنویس اددت بکنم اونجا صحبت بکنیم یا اگه میخوای من بدم تو ادد کن؟

        • damoon می‌گه:

          ممنون بابت توصیه های « دانلودی »! و البته ممنون بابت معرفی فیلم. خواهم دید. درباره ی قضیه چت هم عرض کنم که: من زیاد از اینجور وسایل ارتباطی اعم از مسنجر و اسکایپ و وایبر استفاده نمی کنم. وقت و زمانی برای چت کردن هم ندارم. ولی بهرحال اگر ایمیل تان همینی ست که اینجا نوشته اید، سعی می کنم روی یاهومسنجر اَدتان کنم. اگر فرصتی پیش آمد. ممنون باز هم.

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم