نگاهی به فیلم دنگال Dangal

نگاهی به فیلم دنگال Dangal

  • بازیگران: عامرخان ـ ساکشی تانور ـ فاطیما شیخ و …
  • فیلم‌نامه: پیوش گوپتا ـ شریاس جِین ـ نیخیل مهروترا ـ نیتِش تیواری
  • کارگردان: نیتِش تیواری
  • ۱۶۱ دقیقه؛ محصول هندوستان؛ سال ۲۰۱۶
  • ستاره‌ها: ۴ از ۵
  • این یادداشت در شماره ۵۲۳ ماهنامه «فیلم» منتشر شده است.
  • رسم‌الخط این یادداشت بر طبق رسم‌الخط ماهنامه «فیلم» تنظیم شده است.

 

ضربه فنی

 

خلاصه داستان: ماهاویر سینگ پوگات کشتی‌گیر سابق تیم ملی هندوستان به دلیل مشکلات زندگی در حالی‌که هیچ‌وقت نتوانسته به مدال طلا برسد، مجبور می‌شود از تشک کشتی خداحافظی کند. سال‌ها بعد در حالی‌که ازدواج می‌کند، آرزو دارد بتواند فرزندان پسرش را برای تبدیل شدن به یک کشتی‌گیر قهار آموزش بدهد اما همسر او فقط دختر می‌زاید …

 

یادداشت: این روزها دیگر کم‌تر فیلمی پیدا می‌شود که نزدیک به سه ساعت زمان داشته باشد و خسته‌کننده هم نشود. آدم‌ها دیگر آن ‌قدر وقت و حوصله ندارند که سه ساعت تمام فیلمی را پی بگیرند. اما محصول جدید سینمای هندوستان، با کلی جایزه و افتخار، جذاب‌تر و نفس‌گیرتر از آن است که بتوانید حتی یک لحظه چشم از آن بردارید. اثری پر از داستان و خرده‌داستان‌ و تم‌های جذاب که با ریتمی سریع تصویر می‌شوند. انگار این دو ساعت و چهل دقیقه، به اندازه زمان مسابقه کشتی می‌گذرد؛ شما و این فیلم، روی تشک با هم مبارزه می‌کنید و فیلم در شش دقیقه پشت شما را به خاک می‌مالد و ضربه فنی‌تان می‌کند.

مثل هر داستان‌گوی خوبی، هدف دنگال در همان دقایق ابتدایی مشخص می‌شود: ماهاویر سینگ پوگات (با بازی مثل همیشه خوب عامرخان) کشتی‌گیر است. در صحنه آغاز فیلم، جماعتی در قهوه‌خانه مشغول تماشای مسابقه کشتی یک هندی در المپیک آتن هستند و ماهاویر هم بین‌شان دیده می‌شود که با ذوق و شوق، ورزشکار کشورش را تشویق می‌کند. او مثل هر فیلم هندی دیگری، طی یک جمله که اگر شما عادت به دیدن فیلم‌های هندی نداشته باشید به نظرتان شعاری خواهد رسید، از این می‌گوید که: ورزشکاران ما می‌توانند قهرمان شوند اما نه پولی در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد و نه امکاناتی. در ادامه همین صحنه، متوجه می‌شویم که ماهاویر خودش قبلاً کشتی‌گیر بوده: او و یکی از افراد داخل قهوه‌خانه، از روی لجاجت، تصمیم می‌گیرند با هم کشتی بگیرند و وقتی صدای گزارشگر تلویزیونی روی تصاویر کشتی گرفتن ماهاویر و رقیبش سینک می‌شود، طوری که انگار دارد کشتی آن‌ها را گزارش می‌کند، به‌سرعت وارد داستان می‌شویم. با چند فلاش‌بک متوجه می‌شویم که ماهاویر کشتی‌گیر تیم ملی بوده اما به دلیل شرایط سخت زندگی‌اش مجبور به ترک تشک شده در حالی که هیچ‌گاه مدال طلا نگرفته و این حسرتی‌ست که او همچنان با خود دارد. این مقدمه سریع، بیننده را برای شنیدن و دیدن باقی داستان آماده نگه می‌دارد. حالا که ماهاویر خودش نتوانسته برای کشورش طلا بگیرد، آرزو دارد بعد از به دنیا آمدن پسرش، راه و رسم کشتی را به او بیاموزد و او را برای قهرمانی آماده کند. اما گره بعدی همین‌جا شکل می گیرد: اولین فرزند ماهاویر دختر است. او که ناامید نشده، از همسایه‌ها توصیه‌هایی برای پسردار شدن می‌گیرد اما دومین فرزند او هم دختر است و سومین و چهارمین فرزند هم باز دختر است! به این ترتیب او قید رویایش را می‌زند. اما همین جا نویسنده‌های فیلم‌نامه مسیر جدیدی باز می‌کنند: دخترهای ماهاویر که طی یک دعوا با پسر همسایه، حسابی مشت‌و‌مالش داده‌اند، ماهاویر را به این فکر می‌اندازند که: «طلا، طلاست. چه دختر ببره، چه پسر». و از آن به بعد  تصمیم می‌گیرد با وجود مخالفت همسرش (به خاطر علاقه خودت، زندگی دخترها را خراب نکن) و البته تابوهای جنسیتی جامعه‌ای که زندگی می‌کند، به دخترها تعلیم کشتی بدهد.

 حالا وارد مسیر اصلی ماجرا می‌شویم. با یک مرور سریع بر آن‌چه که در ادامه اتفاق می‌افتد، خواهیم دید که چه‌قدر چنته داستان‌پردازی فیلم‌نامه‌نویسان پر بوده: آغاز تمرین‌های سخت برای دخترها / قهر دخترها با پدر به خاطر بی‌رحمی‌اش در تمرین دادن به آن‌ها / بازگشت دوباره دخترها به تمرین با نتیجه اخلاقی داستانک شرکت در عروسی دوست‌شان که در نوجوانی به‌ اجبار ِپدرش مجبور است شوهر کند / گیتا، دختر بزرگ ماهاویر را در مسابقات محلی شرکت نمی‌دهد چون دختر است و نمی‌تواند با پسرها مبارزه کند/ ورود گیتا به تمرین‌های تیم ملی / تقابل روش سنتی تعلیمات پدر با روش جدید مربی / گیتا به خودش مغرور می‌شود تا جایی که با پدر هم مسابقه می‌دهد / غره شدن گیتا باعث می‌شود در مبارز‌ه‌های جهانی ببازد در حالی‌که خواهر کوچکترش با تعالیم پدر در مسابقه‌های ملی پیروز می‌شود / پشیمانی گیتا و اعتماد دوباره‌اش به پدر / تقابل پدر با مربی ناجنس گیتا و … ملاحظه می‌کنید که فیلم چه پیچ‌و‌خم‌هایی دارد و در حالی‌که مسیر اصلی‌اش را فراموش نمی‌کند، در همین مسیر نکات ریز و درشتی برای جذب مخاطب می‌گنجاند. و این همان نکته‌ای‌ست که سینمای هند را با تمام فراز‌و‌نشیب‌هایش به سینمای مهمی در دنیا تبدیل کرده است. در همین دوره اخیر جشنواره فیلم فجر که مدت زیادی هم از آن نگذشته شاهد نمایش انبوهی از فیلم‌ها بودیم که با داستانی لاغر و نیم‌خطی در حالی‌که تنها برای بیست دقیقه خوراک داشته‌اند تا نود دقیقه کش آمده‌اند. علاوه بر این‌ها، دنگال یک درام ورزشی‌ست و صحنه‌های مبارز‌ه کشتی‌اش با آن تدوین عالی و ریتم بالا، حتی اگر در این میان خسته هم شده باشید، سرحال‌تان می‌آورد و برای پیگیری ماجرا به شما انرژی می‌بخشد.

رویاهای‌مان ما را می‌سازند و دنگال، پر از انرژی، از همین رویاها می‌گوید. رویاهایی که شاید حتی محال به نظر برسند. اما در پس همه این حرف‌ها، طبعاً هدف فیلم برانگیختن غرور ملی نیز هست. هدفی که هندی‌ها در اکثر فیلم‌های‌شان دنبال می‌کنند. در این‌جا هم آرزوی ماهاویر برای در دست گرفتن مدال طلا به غرور ملی و بالا رفتن پرچم هند در مسابقه‌های جهانی پیوند می‌خورد. نسخه‌ای که نگارنده از فیلم دید، نسخه‌ای پرده‌ای بود و طبعاً سایه تماشاگران داخل سالن سینما وقتی از جای‌شان بلند می‌شدند و حرکت می‌کردند هم روی تصویر پیدا می‌شد. در صحنه‌هایی که پرچم هند بالا می‌رفت و سرود ملی پخش می‌شد، تماشاگر داخل سالن بلند می‌شدند و مقابل پرده می‌ایستادند. این مصداق همان حس جمعی‌ای‌ست که فیلم برمی‌انگیزد طوری که بیننده‌هایی با ملیت‌های دیگر هم با دیدن این لحظه‌ها حس عجیبی را تجربه می‌کنند؛ انگار که آن‌ها هم برای چند لحظه‌ای هندی شده باشند.

هندی‌ها در ورزش کشتی آسیا فعلاً حرفی برای گفتن ندارند اما تعجب نمی‌کنیم اگر چند سال بعد تبدیل به قدرت کشتی آسیا شوند. اگر شدند، تأثیر سینمای‌شان در این امر را نمی‌توان انکار کرد.

 

۱۰ دیدگاه به “نگاهی به فیلم دنگال Dangal”

  1. فهیمه گفت:

    به دنبال خوندن یک نقد در مورد خاطرات یک قتل با شما آشنا شدم و بعد تا اونجا که تونستم اینجا رو شخم زدم. علاقتون به فیلمهای آسیایی باب این آشنایی بوده برام و اینجا نسبت به سایتها و وبلاگهای سینمایی دیگه از لحاظ بررسی سینمای آسیا پر و پیمان تره.
    فقط اگه یک دسته هم برای سینمای آسیا قرار میدادید تا امثال من راحت از همون گوشه راهمون رو پیدا کنیم خیلی خوب میشد.

    با سپاس.

    • damoon گفت:

      ممنون از لطف تان و خوشحالم که پیگیر هستید. من از علاقه مندان سینمای آسیای شرقی به خصوص سینمای ژاپن و کره از دوران کلاسیک تا امروز هستم و تا جایی که بتوانم فیلم های خوب این کشورها را معرفی می کنم. درباره ی دسته بندی هم عرض کنم که: حق با شماست، اما چه کنم که از ابتدا تقسیم بندی من بر میزان دیگری استوار شده و احتمالاً از این پس هم به همان شکل ادامه خواهد داشت. فعلاً برای رسیدن به فیلم های مورد نظرتان باید از همان نوار جستجوی بالای سایت استفاده کنید. شرمنده که کمک دیگری از دستم برنمی آید. باز هم ممنون.

  2. محمد چابهار گفت:

    همین امشب فیلم دانگال را از یک شبکه پاکستانی تماشاکردم واقعا قشنگ آموزنده و گیرا بود
    ۱۰/۳/۹۶

  3. میس ایندین گفت:

    دنگل رو با شوهر جان هندی تماشا کردیم و کلی عاشقش شدم اشکمم حسابی درآورد نکته اسم فیلم هست دنگل هستش نه دنگال نکته دو :سکانس اول فیلم قهوه خونه نبود محل کار آقای سینگ بود و اون آدما هم همکاراش

    • damoon گفت:

      ممنون از نکته ها. فقط درباره ی اسم فیلم، ریزه کاری های زبان یک کشور را نمی شود در زبان کشوری دیگر به راحتی اِعمال کرد. از این تغییرات جزیی پیش خواهد آمد. به هر حال ممنون.

  4. mehrdadkamalvandi گفت:

    این فیلم دیدگاه غلطی داره اگه قراره بیوگرافی دخترک باشه چرا این قد از امیر خان نمای درشت میگیره و اول فیلم کلا اختصاص به اون داره و اگه بیوگرافی امیر خانه دیگه نیاز به نشون دادن تمرین دخترک تو اردو نیست و طولانی بودن زمان فیلم دلیلش همین اشتباهاته ۲ وجود پسرک فیلم لطمه بزرگی به فیلم زده ۳ این فیلم بر خلاف pk 2014 نتونسته از پتانسیل واقعی قصه بهره ببره از جمله فقر فرهنگی مثلا خوردن گوشت سرسری رد شده و سوژه مهم رو نابود کرده
    ۴ فیلم بسیار طولانیه این زمان برا فیلم های حماسی مناسبه مثل ارباب حلقه ها یا لورنس عربستان
    ۵ فیلم واجد المان های شعاری و سانتی مانتالیسم از نوع هندیه از اشعار متن تا پرچم اخر فیلم
    در ضمن امتیاز بالای فیلم های هندی تو راتن تومیتو و ای ام دی بی به واسطه دادن امتیاز توسط کاربرانه کافیه با داشتن جی میل و … امتیاز بدهند که طبیعتا کاربران هندی حسابی به دلیل جمعیت زیاد و درک ضعیف سنگ تمام میزارن من عاشق ساتیا جیت رای و سه گانه دنیای آپو هستم گه اتوبیوگرافی خود سازنده هست شدیدا توصیه می کنم
    لطفا فیلم های کلاسیک رو کنار نزارین که شدیدا قصه گو هستن که با دیدن اونا انتلکت و هشیار باشین
    دکتر مهرداد کمالوندی

    • damoon گفت:

      جناب دکتر! فقط درباره ی مورد اول عرض کنم که فیلم از دیدگاه کارگردان است و قرار نیست صرفاً از دیدگاه این یا آن باشد. چرا تصور کرده اید فیلم یا باید از دیدگاه فلانی باشد یا بهمانی؟! و دیگر اینکه: «درک ضعیف»؟!! درک ضعیف از چه؟ چه طور اینقدر راحت می توانید نظر بدهید؟ و اصلاً روی چه اصلی؟ من هی نمی خواهم جواب بدهم ولی گاهی چیزهایی می خوانم که حرص می خورم و نمی توانم نگویم. دوست عزیز! امتیازهای آی ام دی بی و فلان و بهمان برای من هیچ ارزشی ندارند اما اگر دقت کنید این فیلمِ به خصوص در رده ی هفتاد و یکم فیلم های برتر این سایت مهم است. و لابد می دانید که ورود به لیست فیلم های برتر این سایت، با الگوریتم های پیچیده صورت می گیرد و معنایش این است که مردم سایر نقاط دنیا هم به فیلم امتیاز خوبی داده اند. اگر فقط هندی ها به این فیلم امتیاز بالا می دادند، وارد لیست برترین های آی ام دی بی نمی شد. کمااینکه حتی فیلم هایی بیشتر از «پدرخوانده» هم ستاره دارند اما وارد لیست نشده اند. لطفا قبل از گذاشتن کامنت و روی هوا حرف زدن، دقت کنید.

      • mehrdadkamalvandi گفت:

        برادر عزیز قصد توهین نداشتم اگه بهتون برخورده عذر می خوام
        تو همین ۲۵۰ imdb Munna Bhai M.B.B.S. (2003) هست در رنک۲۲۷ ببینین چه مزخرفیه فرمولشم خیلی سخت نی امتیاز کاربران با کاربران ویژه جمع میشه تقسیم بر وزنش میشه برا کاربر ویژه کافیه یه مدت کاربر فعال بود بنظر شما کسی فیلم لینچ رو رمز گشایی میکنه بلا تار رو میفهمه سمبولیسمو تو پاراجانف درک میکنه یا میل مبهم هوس و یا برگمن رو میپرسته دنبال ایجاز برسونه رای اون با عاشق امیتاب باچان یکیه
        چرا تو این مملکت تا نظرتو میدی به کسی برمیخوره

        • damoon گفت:

          جناب دکتر! چیزی به من برخورد نکرده. فیلم را کس دیگری ساخته، من که نساختم! چرا باید به من بربخورد؟! موضوع این است که وقتی چیزی می نویسیم باید دقت کنیم. همینطوری که نمی توانیم نظر بدهیم درباره ی هر چیزی، بعد انتظار هم داشته باشیم کسی ناراحت نشود. چرا نمی فرمایید در این مملکت باید اول به نظر دادن مان دقت کنیم؟ اینکه چه نظری می دهیم؟ اینکه می فرمایید «درک ضعیف»، این بسیار بد است. یعنی کسی که سمبولیسم پاراجانف را فهمیده درکش بالاست و کسی که به قول شما آمیتاب بچن را دوست دارد، درکش پایین؟ این چه منطقی ست؟ چرا فکر می کنید دوست داشتن آمتاب بچن بد است و آن یکی خوب؟ پرستش برگمن؟! رمزگشایی بلا تار؟! ما از پایه با هم مشکل داریم در نتیجه بحث به جایی نخواهید رسید. ضمن اینکه باز عرض می کنم: ستاره های این سایت و هر سایت دیگری برای من بی اهمیت است و قرار هم نیست هر فیلمی جزو لیست این سایت قرار گرفت، فیلم خوبی باشد. اما اگر به همین راحتی بود که شما می فرمایید پس آن فیلم هایی که بالاتر از «پدرخوانده» ستاره دارند، باید توی لیست می بودند. نگذارید هی حرفم را تکرار کنم لطفاً.

  5. رامین محمدی طیبی گفت:

    سلام
    من فیلم هندی کم تماشا میکنم و بیشتر پی گیر فیلم های هالیوود هستم و همین هم باعث شده یکم با دیدگاه متفاوت به این فیلم نگاه کنم.
    اصطلاح به جایی را به گار بردید آنجا که کلمه تقابل رو بیان کردید.به جرئت میتونم بگم که بهترین تقابل و چالش بین تضاد هارو میتوان در این فیلم دید.در تمام مراحل فیلم بین مسائل و عقاید مختلف تنش های جذابی وجود دارد و آنقدر حرفه ای این چالش ها کارگردانی و بازی شده اند که کمتر مشکلی را میتوان در این فیلم پیدا کرد.نقد این فیلم کار هر کسی نیست و اگر ما نظرات خودمون رو میگم تنها در حد شعور خودمونو از فیلم برداشت کرده و نوشته ایم

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم