کوتاه، درباره ی چند فیلم ۵

کوتاه، درباره ی چند فیلم ۵

  • نام فیلم: برنده برنده ( Win Win )
  • کارگردان: توماس مک کارتی

مایک فلاهرتی، وکیل دادگستری، به خاطر بی پولی، حاضر می شود قیومیت پیرمردی که دخترش او را ترک کرده، به عهده بگیرد تا از این طریق پولی به جیب بزند اما وقتی نوه ی پیرمرد، سر و کله اش پیدا می شود، ماجرا رنگ دیگری به خود می گیرد … یک فیلم بامزه و روان که با یک نتیجه  گیری اخلاقی، بیننده را با خود همراه می کند. مایک که به خاطر پول، پیرمرد را تحت قیومت خود گرفته، وقتی نقشه اش شکست می خورد و کایل، نوه ی پیرمرد، از او دلگیر می شود، سعی می کند دسته گلی را که به آب داده، رفع و رجوع کند. رابطه ای که بین کایل و خانواده ی مایک بوجود می آید، بسیار باورپذیر و شیرین از آب در آمده است که بازیِ جیاماتی و امی رایان، در نقش زن و شوهر، در این امر بسیار دخیل است. 

  • نام فیلم: به دنبال نخود سیاه ( The Wild Goose Chase )
  • کارگردان: کلود زیدی

پی یر، معاون درستکار و دقیق یک بانک، بعد از دزدیده شدن اسنادی مهم از گاوصندوق بانک، دست به کار می شود تا اسناد را برگرداند … این فیلم بامزه ی کلود زیدی، چند شوخی بانمک و خنده دار دارد و داستانی که به هر ترتیب، تماشاگر را تا حدودی سرگرم می کند هر چند اگر چفت و بست و منطق داستان کمی محکمتر بود، مطمئناً شاهد اثر بهتری بودیم.

  • نام فیلم: پرسه در مه
  • کارگردان: بهرام توکلی

یک مرد جوان، در حالیکه در کما به سر می برد، زندگی گذشته ی خود را که معلوم نیست واقعیت دارد یا تنها خیالاتش است، مرور می کند … فیلم خوبی ست با یک بازی خوب از شهاب حسینی در نقش آهنگسازی که سر به جنون می گذارد. اما کلاً با این سبک فیلم ها نمی توانم ارتباط برقرار کنم.

  • نام فیلم: شماره ی ۲۱ خیابان جامپ ( ۲۱ Jump Street )
  • کارگردانان: فیل لرد ـ کریس میلر

دو دوست و همکلاسی قدیمی، وارد نیروی پلیس می شوند و اولین مأموریت مهمشان پیدا کردن دلال مواد مخدر در یک مدرسه است … نمی دانم باید این فیلم را برای دیدن پیشنهاد بدهم یا نه. اگر بدهم، چیزی جز یک سری حرف های کمر به پایینِ گاه سخیف و گاه البته بامزه و داستانی ناقص و پر از دست انداز، دست آدم را نخواهد گرفت. اگر ندهم، چند شوخی بامزه و چند صحنه ی بانمک و یک سرگرمی نصفه و نیمه از دست آدم خواهد رفت. نمی دانم چَربِش کدام سمت بیشتر است؟!

  • نام فیلم: دختر مقدس ( The Holy Girl )
  • کارگردان: لوکرچیا مارتل

در هتلی که آملیا و مادرش هلنا ساکن هستند، همایشی پزشکی برپاست. دکتر خانو، یکی از پزشکان همایش، مرد چشم چرانی ست که دائم هلنا را زیر نظر دارد و در عین حال، به شکل بیمارگونه ای، خودش را به آملیا نزدیک می کند … راستش تعریف زیادی از این فیلم شنیده بودم اما چیزی که دیدم، هیچ ربطی به آن تعاریف پیدا نمی کرد. صحبت زیادی هم درباره ی فیلم نمی توانم بکنم چون چیز چندانی از آن سر در نیاوردم. واکنش ها، انگیزه ها، رفتارها و خلاصه همه چیز آدم های داستان “یک جوری” بود. از همه بدتر، وارد کردن لایه های مذهبی به داستان بود که واقعاً نفهمیدم ربطش به کلیت اثر چه می تواند باشد. با این حساب، چرا الان این فیلم در بخش “فیلم هایی که نباید دید” جای نگرفته؟!

  • نام فیلم : دست خدا ( Yadon Ilaheyya )
  • کارگردان: ایلیا سلیمان

سَبکِ سلیمان بسیار به سینمای روی آندرشون، فیلمساز صاحب سبکی که آثار فوق العاده ای چون “آوازهایی از طبقه ی دوم”، “گیلیاپ” یا ” شما زنده ها” ( که در بخش “سکانس”، قسمتی از این فیلم را برای دانلود گذاشته بودم ) را در کارنامه دارد، نزدیک است. داستانک هایی که انگار هیچ ربطی بهم ندارند، آدم هایی که داخل قاب، سرد و خشک ایستاده اند، طنزی که از حال و هوای ابسورد و گروتسک صحنه های موجود در داستان شکل می گیرد و شدیداً هم مینی مال است. پیام فیلم صلح و عشق دوستی ست و صحنه ای که به یاد می ماند، عشق بازی دست زن و مرد فیلم، در مجاورت ایست بازرسی اسراییلی هاست. جایی که آنها مجبورند با قیافه ای گرفته و سرد، داخل ماشین بنشینند و فقط به همین تماس کوچک و عاشقانه اکتفا کنند.

  • نام فیلم: فلین بودن ( Being Flynn )
  • کارگردان: پل ویتز

نیک فلین پسر جوانی ست که بعد از ۱۸ سال، جاناتان فلین، پدرش را ملاقات می کند. پدری که در خیالاتش، خود را یک نویسنده ی کلاسیک مشهوری می بیند و همین تصورات باعث زندگی کولی وارش شده است. آنها سعی می کنند رابطه ی پدر و پسری خود را بازسازی کنند … یک فیلم بانمک و روان، درباره ی پدر و پسری که بعد از  یک رابطه ی پر فراز و نشیب، بالاخره با هم کنار می آیند. راستش از آن داستان هایی نبود که لااقل من بتوانم چیز زیادی درباره شان بگویم. یک بار دیدن فیلم، به نظرم می ارزد. اما تنها، یک بار!

  • نام فیلم: ما فرشته نیستیم (We’re No Angles )
  • کارگردان: مایکل کورتیز

سه خلافکار که از زندانی در جزیره ی شیطان فرار کرده اند، برای رفتن به فرانسه، تلاش می کنند. در کش و قوس فرار هستند که آشنایی شان با خانواده ای، جنبه های انسان دوستانه ی روحیات آنها را نمایان می کند … فیلم پر است از دیالوگ های بامزه و خنده دار و غیر این، نکته ی دیگری نمی شود درباره اش گفت. یک کمدی نه چندان قوی که حالا دیگر بیشتر هم سطحی و ساده انگارانه به نظر می رسد.

  • نام فیلم: مسیر متقاطع ( Roman De Gare )
  • کارگردان: کلود للوش

مردی که به نظر می رسد یک قاتل فراری باشد، در راه به زنی برخورد می کند که بعد از دعوای مفصلی با نامزدش، میان جاده تنها مانده. زن که دارد پیش خانواده اش می رود، به ناچار، مرد را با خود همراه می کند تا او را جای نامزدش جا بزند … فیلم تا نیمه، بسیار درگیرانه و جذاب است؛ اینکه در شک و تردید هستیم که بالاخره این مرد مرموز، قاتل است یا نه. اما وقتی معلوم می شود سرِ کار بوده ایم و قاتل کس دیگری ست و بعد هم ماجرای آن زن نویسنده پیش می آید و داستان به مسیر کلاً متفاوتی می افتد، همه چیز افت می کند.

  • نام فیلم: معامله ی بزرگ در خیابان مدونا ( Big Deal On Madonna Street )
  • کارگردان: ماریو مونیچلی

چهار تا آدم آسمان جُل، تصمیم می گیرند، از گاوصندوق یک خانه دزدی کنند … فیلم خیلی بامزه ای ست. مخصوصاً آن سکانسی که دزدها نشسته اند دور هم و قرار است فیلمی را نگاه کنند که یکی از اعضای گروه، از گاوصندوقی که قرار است بازش کنند، فیلمبرداری کرده تا بفهمند رمز گاوصندوق چیست اما بالاخره هم موفق به این کار نمی شوند چون یا هر لحظه، لباسی، پارچه ای، چیزی، جلوی دوربین سبز می شود یا تصاویر فوکوس نیست و بالاخره هم فیلم تمام می شود و آنها موفق به دیدن رمز گاوصندوق نمی شوند.

  • نام فیلم: ناخوانده ( The Uninvited )
  • کارگردانان: چارلز و توماس گارد

آنا به علت کشته شدن مادرش در یک حادثه ی آتش سوزی، دچار مشکلات روانی شده، مدت های زیادی را در یک آسایشگاه می گذراند تا خاطرات تلخ را از ذهنش دور کند. با برگشتن دوباره اش به خانه، با دوست دختر پدرش مواجه می شود که رفتار مشکوکی دارد. خواهر آنا، الکس، به هیچ عنوان از مهمان جدیدشان راضی نیست … نمونه ی این فیلم را خیلی قبل تر، در سینمای وحشت آسیای شرقی، با نام “داستان دو خواهر” دیده بودیم. نمونه ای خوب در ژانر ترسناک که با پایانش، بیننده را شدیداً میخکوب می کرد. این فیلم هم راه همان فیلم را می رود البته با داستانی دیگر. یک بار دیدنش، فکر می کنم خوب باشد اما همان یکبار کافی ست چون نکته ی جدیدی برای بیننده ندارد.

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم