نگاهی به فیلم فرشتگان با چهره هایی آلوده Angels with Dirty Faces

نگاهی به فیلم فرشتگان با چهره هایی آلوده Angels with Dirty Faces

  • بازیگران: جیمز کاگنی ـ پت اوبرین ـ همفری بوگارت و …
  • فیلم نامه: جان واکسلی ـ وارن داف براساس داستانی از رولاند براون
  • کارگردان: مایکل کورتیز
  • ۹۷ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۱۹۳۸
  • ستاره ها: ۳ از ۵

راکی سالیوان مثل یک ترسو مُرد …

خلاصه ی داستان: راکی سالیوان، خلافکار معروفی که سال ها زندانی کشیده، بعد از آزادی، به دنبال طلبش می رود در حالیکه دوست قدیمی اش جری، که اکنون کشیش درستکاری شده، می خواهد با تشکیلات فاسد جامعه مبارزه کند که به ناچار، راکی هم یکی از آنهاست …

یادداشت: فیلم، دو خط داستانی عمده را دنبال می کند. یکی رویارویی کشیش و راکی ست و دیگری درگیری راکی با وکلیش که پولش را خورده و با تمام تشکیلات مملکتی، دستش در یک کاسه است. این دو داستان بالاخره در یک جایی یکدیگر را قطع می کنند البته خیلی دیر. اینکه می گویم خیلی دیر، به این علت است که کشیش در روندی نه چندان یکدست، ناگهان به فکر مبارزه با فاسدین شهر می افتد آنهم به این دلیل که می بیند، راکی با پول دادن هایش به بچه های ولگرد، آنها را از راهِ راست، یعنی راهی که کشیش برایشان انتخاب کرده بود، منحرف کرده است. پیچش تکاندهنده ی پایانی داستان، بارِ تمام فیلم را به دوش می کِشد. سکانس پایانی، از نظرٍ منتقل کردن این بن بست اخلاقی، چشم گیر است: کشیش از راکی خواهش می کند که هنگام اعدام از خودش ترس بروز بدهد تا روزنامه ها که خبر مرگش را منتشر می کنند، بنویسند که راکی در آخرین لحظات، از مرگ ترسیده بود تا به این شکل، بچه های گروهش که راکی برایشان مثل یک رهبر و الگو بوده، از او دلسرد بشوند و دیگر او را در ذهنشان الگو ندانند شاید که اینگونه راهِ درست را پیدا کنند. راکی ابتدا از این کار سر باز می زند اما در لحظه ی نشستن روی صندلی الکتریکی، شروع به تضرع می کند. کارگردان با هوشمندیِ تمام، تنها به نشان دادن   سایه ی راکیِ در حال تضرع و گریه بسنده می کند و ما را در این شک فرو می برد که یعنی واقعاً راکی می ترسیده یا در آخرین لحظات تصمیم گرفته کاری بکند که آن بچه های بی گناه، کسانی که انگار زندگیِ بدِ گذشته ی خودش را تداعی می کرده اند، زندگی درست را در پیش بگیرند و دیگر او را رهبر و الگوی خود قرار ندهند.

از میان دیالوگ ها:      راکی: من فکر می کنم واسه ترسیدن، آدم باید قلب داشته باشه، من که  ندارم. خیلی وقته که انداختمش دور.

  سکانس فوق العاده ی اعدامِ راکی ...

سکانس فوق العاده ی اعدامِ راکی …

پاسخ دادن

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم