گذشته مانند آینده حقیقتاً وجود ندارد. هر دوی آن‌ها خیال‌هایی هستند که در ذهن ما آفریده می‌شوند. آینده، نوعی شبیه‌سازی احتمالی است که در مغزمان انجام می‌دهیم تا به شکل دادن جهانی که می‌خواهیم در آن زندگی کنیم کمک کنیم. گذشته به خلاف آینده واقعاً اتفاق افتاده است. اما گذشته نیز آن‌طور که در ذهن ما بازنمایی می‌شود نوعی شبیه‌سازی ذهنی است. خاطرات ما گزارش‌های دقیقی از آن‌چه واقعاً اتفاق افتاده نیستند. آن‌ها بازسازی آن چیزی هستند که اتفاق افتاده است و بسیاری از جزئیات کوچک و بزرگ غیرقابل اعتمادند.

 

توضیح: املای کلمات، فاصله‌گذاری‌ها، علائم و به طور کلی ساختار نوشتاری این متن عیناً از روی متن کتاب پیاده شده است.

 

نظریه‌های توطئه، محصول حاشیه‌نشینانی کودن و دیوانه نیست. فکر توطئه‌گرانه به ابلهان، جاهلان یا دیوانگان محدود نمی‌شود. این‌گونه افکار بازتابی از نیاز مبرم ذهن قصه‌گو به تجریه‌ای معنادار است. نظریه‌های توطئه به یکی از رازهای بزرگ شرایط انسانی پاسخ می‌دهند: چرا همه‌چیز در دنیا این‌قدر بد است؟ این نظریه‌ها راه حلی در برابر مساله‌ی شرارت می‌گذارند. در دنیای خیالی نظریه‌پرداز توطئه، بدی تصادفی وجود ندارد. برای ذهن توطئه‌اندیش، کثافت هرگز همین‌طوری اتفاق نمی‌افتد. تاریخ صرفاً توالی رویدادهای لعنتی نیست و تنها خام‌اندیشان و گوسفندسانان به تصادفی بودن رویدادها باور دارند. به همین دلیل، نظریه‌های توطئه ـ صرف نظر از شمار شیاطینی که به یاری می‌طلبند ـ همواره با سادگی خود تسلی‌بخش‌اند. اتفاق‌های بد به دلیل چرخش‌های بی‌حساب و کتاب متغیرهای اجتماعی اتفاق نمی‌افتد. علت وقوع آن‌ها این است که آدم‌های بدی وجود دارند که می‌خواهند خوشبختی ما را نابود کنند و شما می‌توانید مبارزه کنید و این آدم‌های بد را شکست دهید.

 

توضیح: املای کلمات، فاصله‌گذاری‌ها، علائم و به طور کلی ساختار نوشتاری این متن عیناً از روی متن کتاب پیاده شده است.

 

پی‌نوشت: معمولاً ترجمه‌های عباس مخبر را می‌خوانم چون می‌دانم که ایشان کتاب‌های جذاب و روانی را برای ترجمه انتخاب می‌کنند. یعنی وقتی پای ترجمه‌های ایشان وسط باشد، از خودِ نویسنده برای من مهم‌تر است. این کتاب هم یکی از آن آثار جذابی‌ست که نشان می‌دهد چرا و چگونه انسان‌ها به قصه نیاز دارند. گاتشال با ارائه‌ی مدارک متقن و مستند نشان می‌دهد که ذهن انسان‌ها به شکل ذاتی به دنبال قصه‌پردازی‌ست. کتاب بسیار جالبی‌ست. متن بالا را هم لطفاً با دقت بخوانید چون ممکن است اشتباه برداشت کنید.

در دنیا چه نیرویی می‌تواند در مغز زنی اطمینان مسلمی ایجاد کند مگر اراده درونی خودش. زن‌ها، مخصوصاً زن‌هایی که زیاد سختی کشیده‌اند، حرف هیچ‌کس را باور نمی‌کنند. حتی چیزهایی که با چشم خودشان می‌بینند، تمامش را باور نمی‌کنند. فقط وقتی غریزه درونی آن‌ها چیزی به آن‌ها بگوید، قبول دارند. فقط به آهن آبدیده درون سخت و دیرباور خودشان اعتقاد دارند.

توضیح: املای کلمات، فاصله‌گذاری‌ها، علائم و به طور کلی ساختار نوشتاری این متن عیناً از روی متن کتاب پیاده شده است.

 

 پی‌نوشت: اسماعیل فصیح، یکی از نویسندگان مورد علاقه‌ی من است که داستان‌هایش را با لذت می‌خوانم. یک نویسنده‌ی به معنای واقعی کلمه «ایرانی» که در داستان‌های پرپیچ‌وخمش می‌توانید کوچه‌پس‌کوچه‌ها و ساختار شهر و مردمش را به‌خوبی حس کنید. این اولین رمان فصیح است.

مایر پس از سکوتی کوتاه بلند شد و در حالی‌که یکی از دست‌ها را تکیه داده بود به دسته‌ی صندلی، گفت «بله، داستان همان داستان قدیمی است. در آغاز کار شادیِ ناشی از آفرینش کفایت‌مان می‌کند و نیز همدردیِ کسانی که درک‌مان می‌کنند. اما سرانجام وقتی می‌بینی چه کسانی عرض‌اندام می‌کنند، صاحب اسم و رسم می‌شوند و به شهرت دست می‌یابند، آن‌وقت است که دوست داری صدای تو را هم بشنوند و از تو هم تقدیر بشود. بعد نوبت سرخوردگی‌هاست. رشکِ بی‌استعدادها، ساده‌انگاری و نیات سوء منتقدین و بعد بی‌توجهی دهشت‌بار توده‌ها. بعدش دیگر خسته می‌شوی، خسته‌ی خسته. هنوز هم همچنان حرف‌های زیادی برای گفتن داری اما کو گوش شنوا. تا اینکه سرانجام خودت هم از یاد می‌بری که تو هم یکی از آن‌هایی بوده‌ای که خواهان عظمت بوده‌اند و چه بسا عظمت هم خلق کرده باشند.»

توضیح: املای کلمات، فاصله‌گذاری‌ها، علائم و به طور کلی ساختار نوشتاری این متن عیناً از روی متن کتاب پیاده شده است.

 

پی‌نوشت: شاید جزو بهترین‌های دکتر شنیتسلر نباشد اما قطعاً یکی از بهترین رمان‌های نیمه‌بلندی‌ست که این مدت خوانده‌ام. شنیتسلر هم‌چنان با دقت یک روانشناس خبره و چیره‌دست، روح انسان‌ها را می‌کاود و وقتی که داستان را می‌خوانید احساس می‌کنید چه‌قدر این آدم‌ها و دغدغه‌های‌شان را خوب می‌شناسید.

 شما اگر در ایران با صد نفر از چیزفهم­‌ترین و برجسته­‌ترین افراد قوم صحبت نمایید مشاهده می­‌کنید که هیچ­‌کس در فکر اصلاح نیست و حتی به مخلیه کسی خطور نمی‌کند که در آینده می­‌توان این وضع را تغییر داد…ولی در عوض تمام صحبت­‌های آن­‌ها مربوط به گذشته است و هر لحظه دم از بزرگان و پهلوانان گذشته می­‌زنند و به وجود آن­‌ها افتخار می­‌نمایند و به این ترتیب همواره فکر آن­‌ها معطوف به گذشته می­‌باشد.

 محال است که شما در ایران با یکی از مأمورین دولت کاری داشته باشید و موفق شوید که بدون پرداخت رشوه کار خود را بگذرانید. هنگامی که امیرنظام، زمامدار شد تصمیم گرفت که اصول رشوه‌گیری را براندازد و برای حصول این منظور مقدر داشت اولاً به مقدار کافی به مستخدمین دولت حقوق بدهند و ثانیاً حقوق آن‌ها را در سر ماه بپردازند. ولی با این که مستخدمین دولت حقوق خود را مرتباً دریافت می‌کردند طولی نکشید که صدای آن‌ها بلند شد زیرا خود را از گرفتن رشوه محروم می‌دیدند. مستخدم دولتی ایران ترجیح می‌دهد که صد تومان حقوق دریافت نموده و ماهی صد تومان دیگر رشوه بگیرد ولی دویست تومان حقوق مرتب را دریافت نکند. علتش این است که طبع انسانی طالب مجهولات است و در رشوه‌گیری که امید حصول یک مبلغ غیرمنتظره می‌باشد لذتی است که در وصول حقوق مرتب یعنی سود مطمئن وجود ندارد.

توضیح: املای کلمات، فاصله‌گذاری‌ها، علائم و به طور کلی ساختار نوشتاری این متن عیناً از روی متن کتاب پیاده شده است.

 

پی‌نوشت: با کتاب جذابی سر‌وکار دارید که نه‌تنها از اخلاق و خصوصیات ایرانی‌های دوران قاجار نکات جالبی به ما می‌گوید بلکه سیر تحولات اجتماعی و اقتصادی و مذهبی ایران را هم پیش چشم می‌آورد. کنت دو گوبینو، به عنوان سفیر فرانسه در ایرانِ دوران مظفرالدین‌شاه، با دقت همه‌چیز را از نظر گذرانده و چیزهایی درباره‌ی ما ایرانی‌ها گفته که خیلی‌هایش را خودمان می‌دانیم اما به روی مبارک‌مان نمی‌آوریم و خیلی‌هایش را هم نمی‌دانیم. در واقع خیلی چیزها از گذشته تا به امروز در ما تغییر نکرده است، همانیم که هستیم. البته خیال نکنید نویسنده تنها اخلاق‌های چپکی ایرانی‌ها را نوشته، اتفاقاً خیلی چیزهای خوب هم گفته که برای وطن‌دوستان سینه‌چاک مایه‌ی مسرت خواهد شد! خلاصه کتاب جذابی‌ست که مخصوصاً وقتی پای مترجمی مثل ذبیح‌الله منصوری وسط باشد، نباید در خواندنش شک کرد. البته اگر نسخه‌ای از آن پیدا کنید.

1 از 29 صفحه 12345...قبلی

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم