نگاهی به فیلم ترس و هوس fear and desire

نگاهی به فیلم ترس و هوس fear and desire

  • بازیگران: استیو کویت ـ کنت هارپ ـ پل مازورسکی و …
  • نویسنده و کارگردان: استنلی کوبریک
  • ۶۲ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۱۹۵۳
  • ستاره ها: ۲ از ۵

شکلِ ترس*

خلاصه ی داستان: هواپیمای جنگی در پشت خطوط دشمن سقوط می کند و چند سرباز از آن جان سالم به در می برند. آن ها حالا برای عبور از خط دشمن و رسیدن به نیروهای خودی باید تدبیری بیاندیشند … (بیشتر…)

بخشی از رمانِ « گزارش محرمانه » اثر تام راب اسمیت

 زویا برای اینکه به پیروزی اش مهر تایید بزند، از مجسمه بالا رفت. کف تخت کفش هایش از روی ران های صاف و برنزی استالین سر می خورد تا اینکه توانست انگشت های پایش را بین تاهای کت او محکم کند. خودش را بالا کشید. وقتی روی آن ایستاد، متوجه شد سر استالین نیست، از گردنش جدا شده بود. به شکل ناشیانه ای بریده شده بود. روی خطوط کمر او راه می رفت. با دقت یک پایش را جلوی دیگری می گذاشت، مثل بندباز هنرمندی که روی طناب باریکی راه می رود. مالیش، دست در جیب، در خیابان ماند. زویا لبخندی به او زد و انتظار داشت مالیش از خجالت قرمز شود. ولی به جای آن مالیش هم به او لبخند زد. انفجاری از لذت در سینه ی زویا برافروخته شد و به سرش زد جلوی جمعیت، روی ستون فقرات استالین معلق بزند.

وقتی به گردن مجسمه ی برنزی رسید، انگشت هایش را روی لبه ی زبری که به نظر می رسید از آنجا کنده، خرد و بریده شده، کشید. دست بر پهلو، فاتحانه، مثل غول کشی، بلند شد و میدان را وارسی کرد. رو به رویش جمعیت کوچکی نزدیک جوزف کوروت بودند. به محض اینکه از جای شان تکان خوردند، چشم زویا به سر استالین افتاد. با توجه به بقایای زیگزاگی گردنش، به نظر می رسید به زویا، که از حقارت او متحیر شده بود، خیره نگاه می کرد. سوراخی در پیشانی اش، نزدیک خط موهایش، ایجاد شده بود که از آن تابلوی راهنمایی و رانندگی بیرون زده بود: ۱۵ کیلومتر. کامیونی که مجسمه را تا این بلوک کشیده بود، سر را هم همراه بدن کشیده بود. زنجیرها هنوز وصل بودند. زویا روی زمین آمد و زیرچشمی به شکم سیاه استالین نگاه کرد ـ توخالی، سرد و سیاه، درست مثل همان که گمان داشت ـ و سپس با عجله به سمت جمعیت گرد آمده دوید.

توضیح: املای کلمات، فاصله گذاری ها، علائم و به طور کلی، ساختار نوشتاری این متن، عیناً از روی متن کتاب پیاده شده، بدون دخل و تصرف.

پی نوشت: همانطور که در بخش های قبلی از سه گانه ی هیجان انگیزِ راب اسمیت گفته بودم، رمان های او، بسیار سینمایی هستند. تصاویر و ایده هایی که در طول داستان به دستِ خواننده می دهد، آنقدر زنده و آنقدر جذاب است که به راحتی از ذهن بیرون نمی رود. بخشِ بالا، از قسمتِ دومِ سه گانه ی او، یکی از آن صحنه هایی ست که چه از لحاظ مفهومی و چه از لحاظ پرداخت، شاهکار است. مجسمه ی از هم پاشیده ی استالین، نمادی می شود از فرو ریختنِ حکومتِ ترسناکِ او و زویا مانند فاتحی از بقایای مجسمه ی او بالا می رود در حالیکه پسرِ مورد علاقه اش، آن پایین ایستاده و به او نگاه می کند. همزمانیِ عشق و پیروزی و سقوط. یک صحنه ی بی نظیر.

نگاهی به فیلم او Her

نگاهی به فیلم او Her

  • بازیگران: یواکین فونیکس ـ امی آدامز ـ اسکارلت جوهانسون و …
  • نویسنده و کارگردان: اسپایک جونز
  • ۱۲۶ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۳
  • ستاره ها: ۳/۵ از ۵
  • این یادداشت روی سایتِ بوطیقا منتشر شده است. ( اینجا )

کسی را می شناسم که عاشق سیستم عاملش شده …*

خلاصه ی داستان: تئودور مرد تنهایی ست که شغلش نوشتن نامه های عاشقانه از زبان مردم برای یکدیگر است. او یک روز برای کامپیوترش سیستم عامل جدیدی می خرد که توانایی های زیادی دارد. از جمله ی این توانایی ها، صحبت کردنش با خریدار است. تئودور، در طی درد دل هایش با سامانتا، یعنی صدای همین سیستم عامل کامپیوتری، کم کم دلبسته ی او می شود … (بیشتر…)

دانلود شماره ی نوزده: … و سپس هیچ کس آنجا نبود

دانلود شماره ی نوزده: … و سپس هیچ کس آنجا نبود

فیلمِ فوق العاده ی رنه کلر، برداشتی ست از روی رمان پلیسی « ده مردِ زنگی » آگاتا کریستی. سکانس برترِ این فیلم، در شروعش است. جایی که شخصیت ها، درون قایقی نشسته اند و قرار است وارد قصری میان جزیره بشوند. کلر با طنزی بامزه و دکوپاژی عالی، یکی یکی شخصیت ها را به ما معرفی می کند که در این سکانس خواهید دید. (بیشتر…)

نگاهی به فیلم اکنونِ خارق العاده The Spectacular Now

نگاهی به فیلم اکنونِ خارق العاده The Spectacular Now

  • بازیگران: مایلز تلر ـ شیلن وودلی ـ بری لرسون و …
  • فیلم نامه: اسکات نوستادتر ـ مایکل اچ وبر براساس رمانی از تیم تارپ
  • کارگردان: جیمز پانسولد
  • ۹۵ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۳
  •  ستاره ها: ۳ از ۵
  • این یادداشت روی سایتِ بوطیقا منتشر شده است. ( اینجا )

آینده ی خارق العاده ی ساتِر

خلاصه ی داستان: ساتِر جوانی ست الکلی و خوش گذران که با مادرش زندگی می کند. او هیچ وقت پدرش را ندیده و مادر هم درباره ی پدر، چیزی به او نگفته و نمی گوید. فکر و ذکر ساتِر، بودن در زمان حال است، بدون اینکه برنامه ریزی ای برای آینده داشته باشد. تا اینکه با دختری ساده و صمیمی به نام ایمی آشنا می شود … (بیشتر…)

1 از 5 صفحه 12345

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم