فیلم‌هایی که نباید دید، شماره‌ی چهارده

فیلم‌هایی که نباید دید، شماره‌ی چهارده

  • نام فیلم: اثر لازاروس ( The Lazarus Effect )
  • کارگردان: دیوید گلب

یک گروه از متخصصین، بروی سِرُمی کار می‌کنند که می‌تواند مُرده‌ها را زنده کند. وقتی آن‌ها مجبور می‌شوند همین سِرُم را روی یکی از اعضای گروه که بر اثر حادثه‌ای مُرده، امتحان کنند، همه چیز زیر و رو می‌شود … من که نفهمیدم منظور نویسندگان از خاطره‌ی زویی چه بوده. این خاطره چه ربطی به داستانِ زنده شدنِ او و دارا شدنِ نیروی فراانسانی‌اش پیدا می‌کند؟ از این که بگذریم، نویسندگانِ محترم ظاهراً دارند می‌گویند: آقا! کسی که مُرده، مُرده. چه کارش داری که هی انگولک کنی، زنده شود و داستان درست کند؟! مگر از این زنده‌ها چه خِیری دیدیم که حالا از مُرده‌های زنده شده ببینیم؟! خب، این هم حرفی‌ست اما این فیلمِ به شدت عقب‌مانده و بی‌خلاقیت، از پسِ خودش هم برنمی‌آید، چه برسد به حرف‌های گُنده گُنده. (بیشتر…)

نگاهی به فیلم داستان کارآگاه Detective Story

نگاهی به فیلم داستان کارآگاه Detective Story

  • بازیگران: کرک داگلاس ـ الینور پارکر ـ ویلیام بندیکس و …
  • فیلم نامه: فیلیپ یوردان ـ رابرت وایلر براساس نمایشنامه ای از سیدنی کینگزلی
  • کارگردان: ویلیام وایلر
  • ۱۰۳ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۱۹۵۱
  • ستاره ها: ۴ از ۵

 

سازش ناپذیر

 

خلاصه‌ی داستان: جیم مک لئو، کارآگاه پلیسِ بی‌رحم و بی‌گذشتی‌ست که در یکی از روزهای شلوغِ کاری‌اش، سعی دارد دکتر اشنایدر که معتقد است زنی را کشته، محاکمه کند. او به شدت از دکتر متنفر است چرا که از جانی‌ها و قاتلین بدش می‌آید. تلاش او برای متهم کردنِ دکتر به جایی نمی‌رسد اما کم‌کم متوجه می‌شود دکتر اشنایدر ربطِ مستقیمی به زندگی خودش دارد … (بیشتر…)

بخشی از کتاب « یک هفته در فرودگاه » اثر آلن دوباتن

اما منطقه‌ی چمدان‌ها تنها مقدمه‌ای بود بر نقطه‌ی اوج احساسی فرودگاه. حتا تنهاترین آدم‌ها، بدبین‌ترین‌های‌شان نسبت به نژاد انسان، مادی‌ترین‌های‌شان هم در نهایت انتظار داشتند شخص خاصی بیاید و در تالار ورود به آن‌ها سلام کند.

حتا اگر عزیزان‌مان قاطعانه گفته باشند سرشان شلوغ است و کار دارند، حتا اگر گفته باشند اساساً از این که به مسافرت رفته‌ایم از ما متنفرند، حتا اگر ژوئن گذشته ما را ترک کرده باشند یا دوازده و نیم سال پیش مُرده باشند، غیرممکن است لرزه‌ی این احساس را تجربه نکنیم که شاید بی‌خبر آمده باشند ما را شگفت‌زده کنند و باعث شوند حس کنیم آدم خاصی هستیم ( مثل وقتی که بچه بودیم و کسی برای‌مان این کار را کرد ـ که اگر نمی‌کرد تا این جا دوام نمی‌آوردیم ) … پس وقتی با یک بررسی دوازده ثانیه‌ایِ صف معلوم می‌شود واقعاً در کل این کره‌ی خاکی تنهاییم و جز صف طولانی دستگاه بلیت برای هیثرو اکسپرس هیچ جای دیگری برای رفتن نداریم، چه بزرگوار باید باشیم که هیچ تردیدی در این تنهایی به خود راه ندهیم. چه بالغ باید باشیم که برای‌مان مهم نباشد فقط دو متر آن طرف‌تر از ما مرد جوانی که شاید غریق نجات باشد با لباس‌های غیررسمی از دیدن زن جوان مهربانی با چهره‌ای متفکر ـ که لب‌های‌شان الان با هم درگیر است ـ به موجی از شادی رسیده.

توضیح: املای کلمات، فاصله گذاری ها، علائم و به طور کلی، ساختار نوشتاری این متن، عیناً از روی متن کتاب پیاده شده، بدون دخل و تصرف.

نگاهی به فیلم قندون جهیزیه

نگاهی به فیلم قندون جهیزیه

  • بازیگران: صابر ابر ـ نگار جواهریان ـ اکبر عبدی و …
  • نویسنده و کارگردان: علی ملاقلی پور
  • ۹۰ دقیقه؛ سال ۱۳۹۳
  • ستاره ها: ۱/۵ از ۵

 

وقتی کارگردان، جیمی جامپ شد!

 

خلاصه‌ی داستان: عطا و معصومه، زندگی فقیرانه‌ای دارند. وقتی از طریقِ بنگاه مطلع می‌شوند که صاحبخانه‌شان، که خارج کشور زندگی می‌کند، اجاره را زیاد کرده، عطا به ناچار دنبال راهی می‌گردد تا از آن‌جا برود. اما نه پولی دارد و نه خانه‌ای به اندازه‌ی وسع او پیدا می‌شود، تا این‌که یک گروه فیلمبرداری، خانه‌ی او را برای چند شب اجاره می‌کند … (بیشتر…)

بِلّیسیموُ!

جشنواره‌ی ملی داستانِ کوتاه « حیرت » ( داستان کوتاه خلاقانه‌ی سال ) مدتی پیش برگزار و داستانِ من از میان چند صد اثرِ رسیده به جشنواره، جزو چهل اثر نهایی برگزیده و قرار شد در سایتِ خودِ جشنواره، به همراه داستان‌های دیگر، منتشر بشود، که شد. این جدیدترین داستانی ست که نوشتم و امیدوارم انتشارِ آن، راه را ـ بالاخره ـ برای انتشار مجموعه‌ی داستان کوتاهم که در نشر نیلا قرار است تهیه شود، باز کند. امیدوارم حوصله کنید، داستان را تا به انتها بخوانید و نظرتان را برایم بنویسید. مثل همیشه، به شدت پذیرای انتقاداتِ اصولی، هستم. (بیشتر…)

1 از 3 صفحه 123

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم