از میان فیلم‌ها، شماره‌ی بیست

  • هو آن ( جکی چان ): ما نیاز به درد داریم تا بتونیم اونو تبدیل به انگیزه کنیم.

« شمشیر اژدها » ساخته‌ی دانیل لی (بیشتر…)

کوتاه درباره‌ی چند فیلم، شماره‌ی بیست و هشت

کوتاه درباره‌ی چند فیلم، شماره‌ی بیست و هشت

  • نام فیلم: محمد رسول‌الله
  • کارگردان: مجید مجیدی

ساختنِ فیلم عظیم کارِ ما نیست که نیست. نباید زور زد. البته این‌جا نشستن و پنبه‌ی فیلم را زدن، ساده‌ترین کارِ ممکن است، اما خب نمی‌شود نگفت که به رغم زحماتِ فراوانی که برای از آب در آوردن فیلم کشیده شده، فیلم چیزِ خوبی از آب در نیامده. نه داستانش، نه آدم‌هایش و نه حتی جلوه‌های ویژه‌اش. نگاه کنید به سکانس سپاه ابرهه که چقدر مصنوعی ساخته شده است. آن پرستوها، فیل‌ها که رم می‌کنند و آن پادشاه سپاه که چقدر مصنوعی پا به فرار می‌گذارد. فیلم منسجم نیست. تکه پاره است. ما همه چیز را می‌دانیم. هیچ چیز جدیدی به ما عرضه نمی‌شود. هیچ شخصیتِ درست و حسابی‌ای وجود ندارد که ما را پای فیلم نگه دارد. همه خشک و بی‌روح و کلیشه‌ای. (بیشتر…)

سینما “حدس”

وارد که می‌شوی، بوی نا مشامت را می‌آزارد. چراغ‌ها، یکی در میان سوخته‌اند و آن‌هایی هم که روشنند، از شدت کثیفیِ حباب‌هایشان، نور زردرنگی بیرون می‌پاشند، به زور. آت و آشغال روی زمین ریخته، به وفور. می‌روی یک صندلی پیدا کنی، اما کار سختی‌ست بتوانی صندلی‌ای پیدا کنی که ساق و سالم باشد؛ یا میخی از آن بیرون زده، یا پاره پوره است. از قدیمی بودنشان و این‌که از چوبِ سخت ساخته شده‌اند، بگذریم. وقتی صندلی سالمی ( صندلی که نه، فقط « چیزی » برای نشستن ) پیدا می‌کنی، تازه مشکل اصلی شروع می‌شود: پرده‌‌ی کثیف و خاک گرفته و از شدتِ کثیفی سیاه شده. نور که روی آن می‌افتد و فیلم شروع می‌شود، تمام آن لحظاتِ شاعرانه و احساسیِ آدم‌های درگیرِ دنیای خیالی سینما که از پاشیده شدنِ نور بر پرده‌ی سفید و آغاز دنیای جذاب سینما دادِ سخن می‌دهند، از هم می‌پاشد و فرو می‌ریزد؛ این‌جا دیگر با واقعیت تند و تیزی طرف هستیم! صدا از روبرو می‌آید و مستقیم به تمامِ بدنت می‌خورد، آن‌قدر گنگ که تقریباً از هر ده دیالوگ، دو تایش شنیده می‌شود. چیزهای گنگی روی پرده‌ی کثیف می‌بینی که می‌دانی فلان فیلم است و نمی‌بینیش. صدای فلان بازیگر را می‌شناسی اما نمی‌بینش، خیلی تار و محو می‌بینیش. باید حدس بزنی چه اتفاقی دارد می‌افتد. باید قوه‌ی تخیلت قوی باشد وقتی وارد سینما “حدس ” می‌شوی؛ اسمی‌ست که خودت رویش گذاشته‌ای. هنوز ده دقیقه‌ای نگذشته که پسر و دختری جوان وارد می‌شوند، به گوشه‌ای می‌روند و بدون توجه به پرده، حرف می‌زنند و کارهای خودشان را انجام می‌دهند. کارهایی که اگر برگردی به آن‌ها نگاه کنی، نتیجه‌ی بهتری می‌گیری تا از چیزهایی که روی پرده می‌بینی! کارهایی که در محیط کوچک و بسته‌ی بیرون، نمی‌توانند انجامش دهند. این تاریکیِ نه چندان دل‌چسب، بهترین مکان است برای بیرون‌ریزیِ کارهایی که بیرون از این‌جا نمی‌شود انجام داد … (بیشتر…)

نگاهی به فیلم زن طلایی Woman in Gold

نگاهی به فیلم زن طلایی Woman in Gold

  • بازیگران: رایان رینولدز ـ هلن میرن ـ دانیل بروهل و …
  • فیلم نامه: الکسی کای کمپبل
  • کارگردان: سیمون کورتیس
  • ۱۰۹ دقیقه؛ محصول انگلستان؛ سال ۲۰۱۵
  • ستاره ها: ۳ از ۵
  • این یادداشت روی سایت « آدم برفی‌ها » منتشر شده است ( اینجا )

 

ریشه‌ها

 

خلاصه‌ی داستان: آدل، پیرزنِ وینی، که در حادثه‌ی جنگ جهانی دوم و بعد از اشغال اتریش توسط نازی‌ها، از کشور خود می‌گریزد و به آمریکا می‌آید، حالا در پی آن است تا تنها یادگارِ آن دوران که تابلوی ارزشمندی از زن‌عمویش است را به آمریکا بیاورد اما مشکل این‌جاست که دولت اتریش این تابلو را به مثابه میراث خود می‌داند و حاضر به از دست دادنش نیست. آدل برای این کار وکیل جوانی به نام رندی را استخدام می‌کند … (بیشتر…)

نگاهی به فیلم یحیی سکوت نکرد

نگاهی به فیلم یحیی سکوت نکرد

  • بازیگران: فاطمه معتمد آریا ـ ماهان نصیری ـ ندا جبرئیلی و  …
  • فیلم‌نامه: طلا معتضدی
  • کارگردان: کاوه ابراهیم پور
  • ۸۵ دقیقه؛ سال ۱۳۹۳
  • ستاره ها: ۲/۵ از ۵
  • این یادداشت روی سایت مجله‌ی « فیلم » منتشر شده است ( اینجا )

 

اگر یحیی سکوت می‌کرد …

 

خلاصه‌ی داستان: یحیی مجبور است مدتی را در خانه‌ی عمه‌اش بگذراند. او که چندان از این وضع راضی نیست، عمه را اذیت می‌کند تا این‌که کم‌کم متوجه می‌شود او کارهایی پنهانی انجام می‌دهد … (بیشتر…)

1 از 3 صفحه 123

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم