بخشی از رمان « آدولف » اثر بنژامن کُنستان

من از ذهنیت متکبری که می پندارد با توضیح دادن می تواند چیزی را موجه سازد متنفرم؛ من از این خودپسندی که با روایت صدمه ای که وارد آورده در واقع به خودش می پردازد و مدعی است با این توصیف، ترحم برانگیز می شود، متنفرم، و از فرد تغییرناپذیری که از بالا به خزابه های زیر پایش می نگرد و به جای اظهار ندامت به تجزیه و تحلیل خود می پردازد، متنفرم. من از سست اخلاقی که ناتوانی اش را همواره به پای دیگران می گذارد و نمی بیند که شر نه در پیرامونش، که در وجود خودش است، متنفرم.

 

توضیح: املای کلمات، فاصله گذاری ها، علائم و به طور کلی، ساختار نوشتاری این متن، عیناً از روی متن کتاب پیاده شده، بدون دخل و تصرف.

نگاهی به فیلم لاک Locke

نگاهی به فیلم لاک Locke

  • بازیگر: تام هاردی
  • نویسنده و کارگردان: استیون نایت
  • ۸۵ دقیقه؛ محصول آمریکا، انگلستان؛ سال ۲۰۱۳
  • ستاره ها: ۳/۵ از ۵

پِی ریزی

 

خلاصه ی داستان: ایوان لاک، مدیر پروژه ی پی ریزی ساختمان، یک شب بعد از تعطیلی کارش و در آستانه ی یک بتن ریزیِ تاریخی در اروپا، تصمیم می گیرد به سمت بیمارستانی براند که در آن زنی که قبلاً با او رابطه ای کاری داشته و تنها یک شب را با او گذرانده، در حال به دنیا آوردن بچه اش است. ایوان، تصمیم دارد هر طور شده، خودش را به بیمارستان برساند، در عین حالی که از یک طرف، قصد دارد از طریق تلفن، این ماجرا را به همسرش بگوید و از طرف دیگر، مشکلاتِ کارِ فردا را به دوست نزدیکش بسپارد … (بیشتر…)

بد ذات!

بد ذات!

من بد ذات نیستم، اما انصافاً نمی شود انکار کرد که حس خوبی ست؛ اینکه فیلمی یا کتابی را تنها تو دیده باشی یا خوانده باشی، تنها تو و عده ی معدودِ دیگری حالا. بهرحال مهم این است که اکثریت آن را ندیده اند. همین، یک حسِ جالبِ موذیانه به همراه دارد. خیلی هامان، یک فیلم مهجور دیده ایم و بعد آن را نداده ایم کسی ببیند، که بعداً دور و بری ها را بچزانیم که فلان فیلم را من دیده ام و شما نه! زیادی خبیثانه است؟ خب، اما حسی واقعی ست و نمی شود انکارش کرد. همه ی ما توی این موقعیت بوده ایم، چون انسانیم. حالا چرا این را گفتم؟ خواستم حرف را بکشانم به « خانه ی پدری » ( اینجا ) و اکرانِ تنها دو روزه اش در پردیس کوروش. خب از یک جهتِ بیرونی، این شیوه ی برخورد با اکرانِ فیلم ها و کلاً برخوردِ دگم با محصولاتِ فرهنگی، تقبیح شده و ترسناک و منزجرکننده است اما از یک جهتِ درونی، همانِ جهتِ درونیِ موذیانه، کِیف هم دارد اتفاقاً! این حسِ خوبی ست که تو فیلم را دیده ای در جشنواره، آن هم با ساعاتِ طولانی در صف ایستادن، و حالا دیگر خیلی ها، واقعاً خیلی ها، امکانِ دیدنش را ندارند. اگر بخواهم صادق باشم، هر چند ممکن است خیلی ها را عصبانی کند، اما همانطور که در محاق کردنِ محصولاتِ فرهنگی، آنهم اثرِ بی نظیری مثل « خانه ی پدری »، ناراحت کننده و عذاب آور است، بی تعارف، حسِ خوبی هم به همراه دارد؛ اینکه تو فیلم را دیده ای و خیلی ها دیگر نمی توانند ببینندش؛ شاید هیچ وقت!

حالا اگر عصبانی نمی شوید، باید عرض کنم که « عصبانی نیستم! » هم احتمالاً هیچ وقت اکران نخواهد شد! من این را هم دیده ام! ( اینجا )

صحنه ی شماره ی بیست و نُه: شوریدگی

صحنه ی شماره ی بیست و نُه: شوریدگی

قبلاً درباره ی این فیلم نوشته بودم ( اینجا ). حالا یکی از بهترین و مهمترین صحنه های فیلم را انتخاب کرده ام که با هم ببینیم. جایی که اِوا، آسیمه سر تصمیم می گیرد شوهرِ پیرش را ترک کند و به جوانِ روستایی بپیوندد. (بیشتر…)

نگاهی به مستند فی فی از خوشحالی زوزه می کِشد Fifi Howls from Happiness

نگاهی به مستند فی فی از خوشحالی زوزه می کِشد Fifi Howls from Happiness

  • با حضور: بهمن محصص
  • نویسنده و کارگردان: میترا فراهانی
  • ۹۶ دقیقه؛ محصول ایران، فرانسه، آمریکا؛ سال ۲۰۱۳
  • ستاره ها: ۴ از ۵

 

ذهنِ پیچیده ی یک مردِ خوش صحبتِ بامزه ی بددهن

 

خلاصه ی داستان: میترا فراهانی بعد از جستجوی فراوان، بالاخره بهمن محصص، یکی از مهمترین هنرمندانِ معاصرِ ایرانی را در اتاقِ هتلی در ایتالیا پیدا می کند. محصص سال هاست که از ایران بیرون آمده و در انزوایی خودخواسته فرو رفته است. فراهانی روزهایی را با این پیرمردِ بامزه ی خوش صحبتِ بدهن می گذراند … (بیشتر…)

1 از 4 صفحه 1234

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم