نگاهی به فیلم پانصد روز سامر Days of Summer

نگاهی به فیلم پانصد روز سامر Days of Summer

  • بازیگران: جوزف گوردون لویت ـ زوئی دوشانل ـ جفری آرند و …
  • فیلم نامه: اسکات نئوستادتر ـ مایکل وبر
  • کارگردان: مارک وب
  • ۹۵ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۰۹
  • ستاره ها: ۳ از ۵

 

یک عُمر می توان سخن از زلفِ یار گفت …*

 

خلاصه‌ی داستان: تام عاشق سامر می‌شود که به تازگی در اداره‌ی محلِ کارش استخدام شده است … (بیشتر…)

صحنه ی شماره ی سی و دو: مادر

صحنه ی شماره ی سی و دو: مادر

« مادر » ( ۲۰۰۹ ) ساخته‌ی بونگ جون هو، شاهکار است. ساخته‌ی دیگرِ همین کارگردانِ خوش‌قریحه، یعنی « خاطرات قتل » ( اینجا ) از فیلم‌های محبوبم است ( قابل توجه دوستانی که می‌خواهند بدانند فیلم‌های محبوبِ من کدام‌ها هستند! ). صحنه‌ای که این بار برایتان انتخاب کرده‌ام، صحنه‌ی آغازینِ فیلم است. یکی از بی‌نظیرترین عنوان‌بندی‌هایی که تاکنون دیده‌ام. (بیشتر…)

بخشی از رمان « دفتر بزرگ » اثر آگوتا کریستوف

مردی می‌گوید:

ـ تو خفه شو! زن‌ها تو جنگ هیچی ندیده‌اند.

زن می‌گوید:

ـ هیچی ندیده‌اند؟ الاغ! ما کلی کار و دلواپسی داریم: باید به بچه‌ها غذا بدهیم، از زخمی‌ها مراقبت کنیم. شما، جنگ که تمام می‌شود، همه‌تان یکهو قهرمان می‌شوید. مرده: قهرمان. زنده مانده: قهرمان. معلول: قهرمان. واسه همین است که شما مردها جنگ را اختراع کرده‌اید. این جنگ شماست. همین را می‌خواستید، خب انجامش بدهید، قهرمان‌های خرفت!

 

توضیح: املای کلمات، فاصله گذاری ها، علائم و به طور کلی، ساختار نوشتاری این متن، عیناً از روی متن کتاب پیاده شده، بدون دخل و تصرف.

 

پی‌نوشت: این کتاب، اولین سه‌گانه ی کریستوف است. دو کتابِ دیگر به ترتیب « مدرک » و « دروغ سوم » نام دارند. لحنِ خانمِ کریستوف، لحنِ خاص و جذابی‌ست؛ بدونِ حاشیه، بدونِ زیاده‌گویی، مستقیم سرِ اصلِ مطلب. یک متنِ شسته و رفته و هنرمندانه با طنزی تلخ و گزنده. داستانِ کتاب درباره‌ی زندگی دو پسربچه‌ی دوقلو است که در شهر بزرگی متولد می‌شوند و به دلیل جنگ به شهر کوچکی پیش مادربزرگ خود می‌روند و با تمرین‌های سخت او بزرگ می‌شوند. هنوز دو کتابِ دیگر را نخوانده ام. اما به زودی سراغشان خواهم رفت. راستش داشتم فکر می‌کردم اگر زن‌ها در دنیا حکومت‌ها را در دست داشتند، شاید هیچ‌وقت جنگ‌ها درنمی‌گرفتند. لااقل نه به این وسعت و نه به این عمقی که امروز می‌بینیم.

کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست و چهار

کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست و چهار

  • نام فیلم: میان ستاره‌ای (Interstellar )
  • کارگردان: کریستوفر نولان

زمین دیگر قابلِ زندگی نیست و چند مهندس سابقِ ناسا با رهبری کوپر، به فضا می‌روند تا سیاره‌ی قابلِ سکونتِ دیگری پیدا کنند … کریستوفر نولان را یکی از نوابغ روزگار می‌دانم. آدمی با یک ذهنِ به شدت باز و انگار لایتناهی؛ عینِ همان کهکشان‌ها. هر چه را تصور کند ( و چه چیزهایی که تخیل نمی‌کند! ) به تصویر می‌کِشد و این چیزِ بزرگی‌ست. اما مشکل این‌جاست که من هیچ‌وقت نتوانسته‌ام با هیچ‌کدام از فیلم‌هایش، به غیر از « بی‌خوابی » کنار بیایم. می‌گویند نولان و برادرش سعی کرده‌اند، مفاهیم پیچیده‌ی علم فیزیک و نجوم را ساده کنند و به تصویر در بیاورند اما متأسفانه ظاهراً برای من هنوز هم به اندازه‌ی کافی ساده نشده بود! یک پروفسور فیزیک کوانتوم و یک ستاره‌شناس باید کنارم می‌نشستند و پیچیدگی‌های دیالوگ‌های شخصیت‌ها درباره‌ی مسائل فیزیکی و نجومی را توضیح می‌دادند! شاید هم تقصیرِ پیش فرضِ ذهنی‌ام بود که از اول به من هشدار می‌داد تو از این فیلمِ نولان هم خوشت نخواهد آمد!   (بیشتر…)

فیلم های برتر ماه قبل

ـ کیک Cake ( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۳ از ۵

 

ـ مقّرِ پلیسِ پاریس Quai des Orfèvres ( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۳/۵ از ۵

 

ـ بردمن Birdman ( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۳/۵ از ۵

 

ـ فورس ماژور Force Majeure ( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۲/۵ از ۵

 

ـ سزار و روزالی César and Rosalie ( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۳/۵ از ۵

 

ـ ویپلش Whiplash ( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۴ از ۵

1 از 4 صفحه 1234

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم