نگاهی به فیلم مطب دکتر کالیگاری the cabinet of dr caligari

نگاهی به فیلم مطب دکتر کالیگاری the cabinet of dr caligari

  • بازیگران: ورنر کراس ـ کنراد ویدت و …
  • فیلم نامه: کارل مایر ـ هانس یانوویتز
  • کارگردان: رابرت وینه
  • ۶۷ دقیقه؛ محصول آلمان؛ سال ۱۹۲۰
  • ستاره ها: ۴ از ۵
  • این یادداشت در چهلمین فصلنامه ی سینماتکِ موزه ی هنرهای معاصر تهران، منتشر شده است.

 

تصاویرِ نافُرمِ یک ذهنِ آشفته

 

خلاصه‌ی داستان: یک جوان، برای دوستش، ماجرای عجیبی تعریف می‌کند که به چشم دیده است: مردی مرموز به نام « دکتر کالیگاری » وارد شهر می‌شود و نمایشی راه می‌اندازد. نمایشی که در آن دکتر، توسط یک جوانِ خواب‌گردِ تحتِ دستورش، آینده‌ی مردم شهر را پیش‌بینی می‌کند؛ آینده‌ای که به سرعت هم به وقوع می‌پیوندد … (بیشتر…)

صحنه‌ی شماره‌ی سی و شش: فوکوس

صحنه‌ی شماره‌ی سی و شش: فوکوس

درباره‌ی این فیلم، خیلی کوتاه در ( اینجا ) نوشته بودم. فیلم محصول ۲۰۱۵ است و نسبتاً جذاب. زیاد البته نباید جدی‌اش گرفت. اما یک صحنه‌ی خیلی خوب دارد که حیفم آمد نبینید. (بیشتر…)

داستانِ یک فرهنگسرای بی‌فرهنگ و چند خبرِ فرهنگی!

مدتی را که در شمال گذراندم ( و هم‌چنان تا چند روز دیگر هم خواهم گذراند )، به واسطه‌ی یکی از دوستانم که کارگردانِ تئاتر است، به تمریناتش برای اجرای نمایشنامه‌ی « خدای کشتار » یاسمینا رضا، راه یافتم. هر چند هیچ‌وقت از تئاتر خوشم نمی‌آمده چندان ( و نمی‌آید هم؛ به دلایلی )، اما لحظاتِ تمرین را موقعیت خوبی دیدم که تجربه کسب کنم. حتی کمی پا را فراتر گذاشته و تصمیم گرفتم در میزانسن کارگردان هم دخالت کنم و دوستِ عزیزِ ما هم که به من اعتماد کامل دارد، اجازه می‌داد چیزهایی را تغییر بدهم و حرکات بازیگران را کنترل کنم و مشخص کنم کجا باشند و چطور بگویند و چه بکنند؛ از همان کارهایی که حسابی حال می‌کنم. خلاصه تجربه‌ی خوبی بود و امیدوارم کار به سلامت به اجرا برسد. اما این‌هایی که گفتم، مقدمه‌چینی بود برای بحثی دیگر. (بیشتر…)

فیلم های برتر ماهِ قبل

ـ تیمبوکتو Timbuktu ( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۳ از ۵

 

ـ خودِ زندگی Life Itself ( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۴ از ۵

 

ـ داستان های وحشیانه Wild Tales ( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۴ از ۵

 

و ( اینجا )، کوتاه درباره‌ی این فیلم‌های خوب و نسبتاً خوب:

ـ خشمگین هفت Furious Seven

ـ خطاکاران Faults

ـ جزیره ی ذرت Corn Island

ـ فونیکس Phoenix

ـ آخرین زن The Last Woman

ـ مامان Mommy

 

چند بخش‌ از حرف‌های ابراهیم گلستان، در کتاب « گفته‌ها »

*من اصلاً حالت این که خودم را نویسنده بدانم و حرفه‌ام را نویسندگی بدانم و بنابراین بایستی که مرتب بنویسم ندارم. من اصلاً برای خودم حرفه‌ای قائل نیستم. اصلاً خودم را توی قالب این که من چه کاره‌ام مقید نمی‌کنم. من یک آدمی هستم که دارم زندگی می‌کنم، مقداری به انتخاب خودم به راهم می‌روم، مقداری هم در برابر حوادثی که می‌خواهند مرا این ور و آن ور ببرند سعی می‌کنم خودم را اداره کنم. این وضع تقریباً در زندگی همه هست. کمتر یا بیشتر. بعضی بیشتر بُرده می‌شوند و بعضی بیشتر خودشان را می‌برند. علاقه من به نویسندگی هم برای اینست که دلم می‌خواهد خودم را بیان کنم. حسِ ساختن حسِ بودن است. کردن بودن است. مقداری خودم را به وسیله نویسندگی بیان می‌کنم، مقداری خودم را به وسیله از کوه بالا رفتن بیان می‌کنم. مقداری را فرض کنید به وسیله عکس گرفتن یا با کسی حرف زدن. غرضم بودن است. بودن، و حسِ بودن و شناختن. و شناختن خودم برای این که بهتر باشم و بهتر بشوم تا بودنم، و بودن، بهتر بشود. این از این. (بیشتر…)

1 از 3 صفحه 123

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم