بخشی از رمان «خداحافظ گری کوپر» اثر رومن گاری

ـ ارنست، من از مُردن خوشم نمی‌آد. یک طرف زندگیست و جمعیت و کثافتکاریهای جمعیت، اون طرف هم مرگ. بدیش اینست که همه حق دارن بمیرن و به حقشون هم می‌رسن. این دموکراسی مادرقحبه همینه. من که می‌گم اینجا به ما حقه زدن. کلاه سرمون گذاشتن. می‌فهمی چی می‌گم؟ یه حقه حسابی به ما زدن.

ـ کی به ما حقه زده، لنی؟

ـ من چه می‌دونم. می‌گن میلیاردها سال پیش از این ما همه از اقیانوس در اومدیم. اما قبل از اون کجا بودیم؟ و قبل از قبل از اون؟ و قبل از قبل از قبل از اون؟ هیچ‌کس نیست جوابتو بده. همه‌اش همون پوزخنده. تا چند روز دیگه خودت می‌فهمی ارنست. وقتی فهمیدی خبرشو به منم بده. دو کلمه برام بنویس. بعضی وقتا خیال می‌کنم آدم به دنیا اومده که اسباب تفریح مردم بشه.

توضیح: املای کلمات، فاصله‌گذاری‌ها، علائم و به طور کلی ساختار نوشتاری این متن عیناً از روی متن کتاب پیاده شده است.

کوتاه درباره‌ی چند فیلم، شماره‌ی سی

کوتاه درباره‌ی چند فیلم، شماره‌ی سی

  • نام فیلم: خواب تلخ
  • کارگردان: محسن امیریوسفی

آقا اسفندیار که سال‌ها جنازه‌های مردم روستا را می‌شسته، حالا متوجه می‌شود «عمو عزرائیل» همه جا همراهی‌اش می‌کند؛ عمو عزرائیلی که همیشه دوست و همکار تصورش می‌کرد … فیلمِ دوازده سال توقیفی امیریوسفی، طنز نیش‌دار و تلخی‌ست درباره‌ی ترس از مرگ و رویارویی با آن. ایده‌های نیمه‌ی ابتدایی فیلم پُربارتر و بامزه‌تر از ایده‌های نیمه‌ی دومش است. اوج نگاه طنازانه‌ی امیریوسفی جایی‌ست که آقا اسفندیار به عزرائیل رَکَب می‌زند! (بیشتر…)

صحنه‌ی شماره‌ی چهل و یک: پلنگ صورتی

صحنه‌ی شماره‌ی چهل و یک: پلنگ صورتی

اولین فیلم از سری فیلم‌های بازرس کلوزو ساخته‌ی بلیک ادواردز که البته هنوز سلرز در قالب این کارآگاه دست و پاچلفتی با آن لهجه‌ی غلیظ نرفته بود. نقشی که قرار بوده پیتر یوستینف بازی کند اما در آخرین لحظه از کار کنار می‌کشد و کسی، سلرز را به ادواردز معرفی می‌کند. جالب این‌که بعد از کنار کشیدن یوستینف از کار، از او شکایت می‌کنند ولی بعد از نمایش فیلم و استقبال بی‌نظیر از آن، یکی از وکلای یوستینف به تهیه‌کنندگان فیلم می‌گوید: ((خب، میشه لطفاً لطمه‌ای رو که به فیلمتون خورده به من نشون بدین؟!)) و این‌گونه بود که سلرز، کلوزو را تبدیل به شخصیتی جذاب کرد و در هشت فیلم به خرابکاری‌هایش ادامه داد. (بیشتر…)

پوستردزدی‌ خلاقانه!

پوستردزدی‌ خلاقانه!

به این می‌گویند فکرِ بکر. یک آقایی به نام آقای چونگ، که احتمالاً باید کره‌ای، چینی، تایلندی و مشابه این‌ها باشد، دست به یک ابتکار بامزه زده است. او پوسترهای معروف فیلم‌های سینمایی را ادامه داده و در خارج از کادرِ هر تصویر، به نتایج بانمک و جالب توجهی رسیده که دیدنش لذت‌بخش است. (بیشتر…)

فیلم‌های برتر ماه قبل

ـ ویکتوریا Victoria (یادداشت فیلم)

*ستاره‌ها: ۴ از ۵

 

ـ دو نفر با هم تاختند Two Rode Together (یادداشت فیلم)

*ستاره‌ها: ۳ از ۵

1 از 3 صفحه 123

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم