کشیش جوانی به نام نیزل رابرتسون در رساله‌ای با نام «پول در مقدس‌نمایی» می‌نویسد: «هر مسیحی راستینی باید در همه‌جا به دنبال یافتن گناه و مبارزه با شیطان باشد؛ در هر سایه‌ساری، زیر هر سنگی و در هر قلبی.» دلیل این توصیه ساده است: مومن واقعی اگر همیشه سرش به شیطان گرم باشد، هرگز متوجه نخواهد شد که نیزل دارد جیبش را خالی می‌کند.

متأسفانه اگر بی‌شعورهای مقدس‌مآب تمام چیزهای بد را بزدایند، هیچ‌چیز باقی نمی‌ماند. از این رو تمام آنچه قادر به انجام آنند این است که چرخه گناه ـ توبه، توبه ـ گناه را دائم تکرار کنند. بی‌شعورهای مقدس‌مآب در انجام و تولید گناه و ریاکاری مهارت فراوانی دارند؛ اگر خودشان آنها را اختراع نکرده باشند!

 

توضیح: املای کلمات، فاصله‌گذاری‌ها، علائم و به طور کلی ساختار نوشتاری این متن عیناً از روی متن کتاب پیاده شده است.

 

پی‌نوشت: گفته بودم کتاب بامزه اما سطحی‌ای‌ست. یعنی حرف‌های جالبی می‌زند و گاهی فکر را مشغول می‌کند اما چندان به عمق نمی‌رود. این بخشی که امروز از کتاب مثال زدم، از همان بخش‌های بامزه‌ی کتاب است که حسابی چسبید. عجیب این‌جاست که سانسورچی‌ها متوجه نشدند این بخش چه می‌خواهد بگوید یا شاید اصلاً این بخش را نخواندند یا شاید به خودشان نگرفتند!

نگاهی به فیلم خوراک Repast

نگاهی به فیلم خوراک Repast

  • بازیگران: کن اوهارا ـ ستسوکو هارا ـ یوکیکو شیمازاکی و …
  • فیلم‌نامه: توشیرو ایده ـ سومی تاناکا براساس رمانی از فومیکو هایاشی
  • کارگردان: میکیو ناروسه
  • ۹۷ دقیقه؛ محصول ژاپن؛ سال ۱۹۵۱
  • ستاره‌ها: ۳/۵ از ۵

 

میچیو علیه هاتسو

 

خلاصه‌ی داستان: میچیو و هاتسو زندگی چندان گرمی ندارند. میچیو از کارهای تکراری خانه و هر صبح و ناهار و شام غذا درست کردن و رسیدن به شکم  هاتسو خسته شده است. او دوست دارد از دست این روزمرگی خسته‌کننده خلاص شود. حضور خواهرزاده‌ی هاتسو، ساتوکو، که به شکل غافلگیرکننده‌ای از توکیو نزد آن‌ها آمده، میچیو را بیش از پیش به این فکر می‌اندازد که زندگی‌اش تاکنون به هدر رفته است … (بیشتر…)

شماره‌ی ۵۳۵ مجله‌ی «فیلم»

شماره‌ی ۵۳۵ مجله‌ی «فیلم»

پاییز هم تمام شد و رسیدیم به زمستان. زمستانی که البته فقط اسمش باقی مانده، رسماً نه خبری از سرما هست، نه چیز دیگر. هر بار همین را می‌گویم که با رفتارهای غلط و خودخواهانه‌ی خودمان، اکوسیستم را تغییر داده‌ایم و عین خیال‌مان هم نیست. در همین زلزله‌ی چند روز پیش تهران بود که در عرض ۲۱ ساعت، ۱۵ میلیون لیتر بنزین مصرف کردیم که مثلاً از مهلکه فرار کنیم. تلویزیون «میلی» نشان می‌داد چند خانواده از همین فرصت برای بستن چمدان و رفتن به شمال استفاده کرده بودند! این یعنی بی‌تدبیری، بی‌فکری، خودخواهی، ندانم‌کاری، فرهنگ غلط … بگذریم. شمار‌ه‌ی جدید مجله هم چاپ شد. من هم در این شماره چیزهایی نوشته‌ام. یکی مطلبی‌ست با نام «چی صدا کنم تو رو؟!» درباره‌ی سازوکار ترجمه‌ی اسامی فیلم‌های خارجی اکران‌شده در سینماهای ترکیه با ذکر نمونه‌هایی بامزه از این اسم‌های تغییرشکل‌یافته. در خیلی از کشورها چنین رسمی وجود دارد و من سعی کرده‌ام نگاه مبسوطی بیندازم به علت این کار در ترکیه. برای تکمیل شدن مطلب هم گفته‌هایی از اهالی سینمای این کشور، اعم از منتقدها و مسئولان شرکت‌های پخش فیلم‌های خارجی را ترجمه کرده‌ام که در این‌باره حرف می‌زنند تا به‌روشنی مشخص شود چه اتفاق‌هایی باعث می‌شود اسم‌ها تغییر ‌کنند. مطلب دیگر من هم یادداشتی‌ست با نام «پروپوفول» که بر فیلمی دیگر از سینمای کره‌ی جنوبی با نام ریش‌آبی (لی سو ئون) نوشته‌ام. فیلمی که دیدنش را توصیه می‌کنم. خلاصه این‌که، فیلم ببینید و «فیلم» بخرید و مطالب من و دوستان را هم اگر فرصتی بود بخوانید، ضرر ندارد.

فیلم‌های برتر ماه قبل

ـ آیلا (یادداشت)

*ستاره‌ها: ۴ از ۵

 

ـ خانواده (یادداشت)

*ستاره‌ها: ۴/۵ از ۵

 

ـ آپاراجیتو (یادداشت)

*ستاره‌ها: ۴ از ۵

 

و (اینجا) درباره‌ی این فیلم‌های خوب و خیلی خوب:

ـ نابغه‌ی بد (Bad Genius)

ـ ۱۹۲۲

ـ بازی جرالد (Gerald’s Game)

ـ مستند شاهدین (The Witness)

ـ زمین کشتار (Killing Ground)

 

نگاهی به مستند صفر تا سکو

نگاهی به مستند صفر تا سکو

  • با حضور: شهربانو منصوریان ـ الهه منصوریان ـ سهیلا منصوریان و …
  • کارگردان: سحر مصیبی
  • ۸۵ دقیقه؛ سال ۱۳۹۵
  • ستاره‌ها: ۱/۵ از ۵

 

الهه، شهربانو، سهیلا

 

خلاصه‌ی داستان: روایتی از زندگی خواهران منصوریان، قهرمانان ووشوی ایران که با تمرین‌های سخت، با کار و تلاش و زحمت و پشتکار به بهترین‌های رشته خود تبدیل می‌شوند. آن‌ها علاوه بر این‌که برای گذران زندگی و پول در آوردن، کار می‌کنند و در عرصه‌ی زندگی می‌جنگند، روی رینگ مبارزه هم به جنگیدن با رقبا ادامه می‌دهند. شرح تمرین‌های‌شان، حضور در اردوی تیم ملی، خط خوردن دو خواهر از اردو و رسیدن یکی‌شان به مسابقات جهانی و بعد هم گرفتن مدال طلا، مسیر پرفرازونشیبی‌ست که در این مستند می‌بینیم. (بیشتر…)

از میان فیلم‌ها، شماره‌ی بیست‌وشش

  • فرانک (هنری فوندا): سلاح من ممکنه واسه تو ساده به نظر بیاد آقای مورتون، اما هنوز می‌تونه یه سوراخ گنده توی مشکل کوچیکمون درست کنه.

«روزی روزگاری در غرب» ساخته‌ی سرجئو لئونه (بیشتر…)

بی‌شعوری یک بیماری‌ست و نه مثلاً ادب نداشتن. بی‌شعوری گرایشی عادی به سرکشی و تمرد هم نیست. این‌ها اختلالات شخصیتی‌اند، در حالی‌که بی‌شعوری نوعی اعتیاد است به قدرت، تحقیر و سرکوب کردن سایرین، وظیفه‌نشناسی بی‌حد و شهوت تسلط بر دیگران. این بیماری تعادل درونی قربانی‌اش را بر هم می‌زند و او را به بیچارگی و بدبختی می‌اندازد؛ تا زمانی که آدم شود و اعتراف کند که: «من بی‌شعورم».

پی‌نوشت: کتاب «بی‌شعوری» از آن کتاب‌های پرفروش است که چندین و چند بار در ایران تجدید چاپ شده. البته که کتاب بامزه‌ای‌ست، حرف‌های باحالی می‌زند، گاهی به خنده وادارتان می‌کند و حتی رک‌و‌راست، توی چشم بعضی‌ها بهشان می‌گوید بی‌شعورند بلکه از خواب غفلت بیدار شوند، اما در نهایت کتاب یک‌بار مصرف و سطحی‌ای است. یعنی به عمق نمی‌رود و اصلاً دلیل پرفروش شدن‌اش هم همین است! کتاب روانشناسی زیاد می‌خوانم چون علاقه دارم. البته آن‌هایی که حرف‌شان را بدون پیچیدگی می‌زنند و مطالب را ساده می‌کنند. همچنان که عاشق فلسفه هستم و زیاد می‌خوانم و باز هم آن‌هایی را که مطالب سنگین فلسفه را ساده بیان می‌کنند. یعنی عمق را نشان می‌دهند اما به شکل ساده. به نظرم این کتاب آن‌چنان که ادعا می‌کند روانشناسی نیست. درست است که ساده و مستقیم حرف زده اما در عین حال سطحی هم هست. صرفا بانمک است و نه چیز دیگر. قطعاً خواندنش خالی از لطف نیست اما آن‌طورها هم کتاب مهمی نیست که درباره‌اش حرف می‌زنند.

نگاهی به فیلم آیلا Ayla

نگاهی به فیلم آیلا Ayla

  • بازیگران: اسماعیل حاجی‌اوغلو ـ چتین تکیندُر ـ لی کئونگ جین و …
  • فیلم‌نامه: ییغیت گورالپ
  • کارگردان: جان اُلکای
  • ۱۲۵ دقیقه؛ محصول ترکیه؛ سال ۲۰۱۷
  • ستاره‌ها: ۴ از ۵
  • این یادداشت در شماره‌ ۵۳۴ مجله‌ «فیلم» منتشر شده است
  • رسم‌الخط این یادداشت برطبق رسم‌الخط مجله‌ «فیلم» تنظیم شده است

 

سینمای ترکیه، زیرِ نورِ ماه

 

خلاصه‌ داستان: سال ۱۹۵۰ که کره شمالی به کره جنوبی حمله می‌کند، سازمان مللی ارتشی متشکل از چند ملیت را برای کمک به کره جنوبی به آن کشور می‌فرستد که در میان آن‌ها سربازان ترک هم حضور دارند. گروهبان سلیمان یکی از این سربازان است که خانواده و نامزدش را به قصد خدمت رها می‌کند و وارد کارزار می‌شود. پیدا کردن یک دختر کوچک کره‌ای که پدر و مادرش را از دست داده، سلیمان را وارد رابطه‌ای عاطفی با دختر کوچک می‌کند و تا سال‌ها بعد هم اثر آن در روح سلیمان باقی می‌ماند… (بیشتر…)

2 از 136 صفحه 12345...قبلی

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم