مردان محبوب من

مردان محبوب من

بعد از چهار پست ده‌تایی (صحنه‌های محبوب من «اینجا»، ده کتاب مهم زندگی‌ام «اینجا»، ده رمانی که جانم را به لب رساندند! «اینجا» و بانوهای زیبای من «اینجا») حالا نوبت رسیده به ده بازیگر مرد مورد علاقه‌ی من از دوران گذشته. دوران طلایی سینما و جایی که ستاره‌ها نقش عمده‌ای در شکست و یا موفقیت یک فیلم داشتند. این‌جا تنها بحث چهره و قد و قامت مطرح نیست، شمایل جذاب این مردان است که آن‌ها را نزد من و خیلی از دوستداران سینما جاودان می‌کند. این مردان بزرگ، احساسات مختلفی را در من برمی‌انگیزند که توضیح دقیقش سخت است. دیدن هر کدام‌شان در یک فیلم، حتی اگر آن فیلم ضعیف هم باشد، حسی از جنس رضایت می‌بخشد که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت. گاهی نمی‌شود گفت دلیل این علاقه چیست. شما کسی را یک‌بار در یک مهمانی می‌بینید و جذب چهره‌اش می‌شوید. جوری که انگار سیگنال‌های‌تان به هم می‌خورد و توضیح بیش‌تری نمی‌توانید بدهید. مردانی که دوست داشتم فقط یک‌بار آن‌ها را از نزدیک ببینم اما تنها بارها و بارها در فیلم‌ها دیدم‌شان. و چه خوب که می‌توان بارها و بارها آن‌ها را دید و لذت برد. به‌زودی لیستی از ده بازیگر مورد علاقه‌ام در دوران جدید، هم مرد و هم زن، منتشر خواهم کرد. (بیشتر…)

در دنیا چه نیرویی می‌تواند در مغز زنی اطمینان مسلمی ایجاد کند مگر اراده درونی خودش. زن‌ها، مخصوصاً زن‌هایی که زیاد سختی کشیده‌اند، حرف هیچ‌کس را باور نمی‌کنند. حتی چیزهایی که با چشم خودشان می‌بینند، تمامش را باور نمی‌کنند. فقط وقتی غریزه درونی آن‌ها چیزی به آن‌ها بگوید، قبول دارند. فقط به آهن آبدیده درون سخت و دیرباور خودشان اعتقاد دارند.

توضیح: املای کلمات، فاصله‌گذاری‌ها، علائم و به طور کلی ساختار نوشتاری این متن عیناً از روی متن کتاب پیاده شده است.

 

 پی‌نوشت: اسماعیل فصیح، یکی از نویسندگان مورد علاقه‌ی من است که داستان‌هایش را با لذت می‌خوانم. یک نویسنده‌ی به معنای واقعی کلمه «ایرانی» که در داستان‌های پرپیچ‌وخمش می‌توانید کوچه‌پس‌کوچه‌ها و ساختار شهر و مردمش را به‌خوبی حس کنید. این اولین رمان فصیح است.

کوتاه درباره‌ی چند فیلم، چهل‌ودو

کوتاه درباره‌ی چند فیلم، چهل‌ودو

  • نام فیلم: رگ خواب
  • کارگردان: حمید نعمت‌الله

مینا زنی‌ست که برای پیدا کردن کار به یک فست‌فودی سر می‌زند و در امتحان ورودی‌اش قبول می‌شود اما اعتمادبه‌نفس پایین او و خرابکاری‌هایش باعث می‌شود کسی از او راضی نباشد جز کامران، یکی از مسئولین فست‌فود که هوای مینا را دارد و کم‌کم هم با او رابطه‌ای عاطفی برقرار می‌کند. مینا که دختر تنهایی‌ست از این آشنایی قند در دلش آب می‌شود و احساس می‌کند عشق زندگی‌اش را پیدا کرده است …  نعمت‌الله به جای تعریف کردن یک داستان پروپیمان، سعی در ایجاد شور و حال دارد. او با ساخت و پرداخت یک شخصیت عجیب دیگر رکوردی از خود در خلق شخصیت‌های یگانه و خاص در تاریخ سینمای ایران به جا می‌گذارد. او تلاش می‌کند روند رو به قهقرای زنی را نشان‌مان بدهد که می‌خواهد روی پای خودش بایستد اما به هر دلیل توانایی این کار را ندارد. یکی از دلایل مهم این امر هم اعتمادبه‌نفس پایین او و وابستگی بیش از حدش به کامران است. او که ابتدا خیال می‌کند مرد رویاهایش را به دست آورده به‌مرور زمان متوجه می‌شود کامران خلق‌وخوی ترسناکی دارد و توجهی به او نمی‌کند. هر چند در دقایق رو به پایان، پیاز داغ داستان زیاد می‌شود و به ورطه‌ی احساسات‌گرایی می‌افتد، اما به هر حال نعمت‌الله هیچ‌گاه از یک حد مشخصی پایین‌تر فیلم نمی‌سازد؛ فیلم‌هایی شخصیت‌پردازانه، و نه چندان داستان‌پردازانه. (بیشتر…)

شماره‌ی ۵۲۷ مجله‌ی فیلم

شماره‌ی ۵۲۷ مجله‌ی فیلم

این هم شماره‌ی اول تیر. بالاخره رسیدیم به تابستان گرم و طاقت‌فرسایی که تحملش برای من یکی واقعاً سخت است. تابستان برای من آغاز روزهای خمودی و کسلی‌ست. سرما رمز جوانی و شادابی و تروتازه بودن است اما حیف که به دلیل بی‌فکری‌های خودمان، حالا دیگر سال‌هاست یک سرمای درست و حسابی ندیده‌ایم. حالا دیگر وسط چله‌ی زمستان هم اصلاً سرد نیست و این هشدار خطرناکی‌ست… خلاصه، شماره‌ی اول تابستان هم چاپ شد که یک «سایه‌ی خیال» پروپیمان درباره‌ی فیلم جدید اسکورسیزی، سکوت، کلی نقد و مطلب و دو یادداشت هم از من دارد. یکی درباره‌ی نهنگ عنبر۲: سلکشن رویا (سامان مقدم) به نام: «از اونور جهنم می‌زنیم بیرون…» و دیگری درباره‌ی یک فیلم کره‌ای خوش‌ساخت دیگر، آخرین شاهدخت (هور جین هو) به نام: «خرده‌وفاداری‌های انسانی». در نهایت فیلم ببینید و «فیلم» بخرید و مطالب من و دوستان را هم اگر فرصتی بود بخوانید، ضرر ندارد… زمین را هم پاس بداریم لطفاً. بس است هر چه خرابکاری کردیم در آن. گناه دارد.

فیلم‌های برتر ماه قبل

ـ تعطیلات رمی Roman Holiday (یادداشت)

*ستاره‌ها: ۴/۵ از ۵

 

ـ زن گمشده Missing Woman (یادداشت)

*ستاره‌ها: ۴ از ۵

 

و (اینجا) درباره‌ی این فیلم‌های خوب و نسبتاً خوب:

ـ بااستعداد (Gifted)

ـ برو بیرون (Get Out)

ـ اتاق فرمات (Fermat’s Room)

ـ محلل

 

شش‌ سالگی

شش‌ سالگی

«سینمای خانگی من» شش‌ ساله شد. شش سال از شروع کار وبلاگ «سینمای خانگی من» که بعداً تبدیل به سایتش کردم گذشت. اما به جای ناله و حرف‌هایی تکراری مثل این‌که «چه‌قدر زود گذشت» و «انگار همین دیروز بود» و این‌ها، می‌خواهم به چند نکته اشاره کنم. (بیشتر…)

نگاهی به فیلم تعطیلات رمی Roman Holiday

نگاهی به فیلم تعطیلات رمی Roman Holiday

  • بازیگران: گریگوری پک ـ آدری هپبورن ـ ادی آلبرت و …
  • فیلم‌نامه: یان مک‌الن هانتر ـ جان دیتون ـ دالتون ترومبو
  • کارگردان: ویلیام وایلر
  • ۱۱۸ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۱۹۵۳
  • ستاره‌ها: ۴/۵ از ۵

 

همه‌ی راه‌ها به رم ختم می‌شود

 

خلاصه‌ی داستان: پرنسس آن بعد از رفتن به چند کشور، به ایتالیا و شهر رم می‌آید تا در جهت پیشبرد اهداف سیاسی، با مقامات بلندپایه دیدار کند. اما او از این همه ادا و اصول خسته شده است و می‌خواهد کمی هم مانند انسان‌های عادی زندگی کند. پس یک شب از قصر بیرون می‌زند و در رم آواره می‌شود تا روزنامه‌نگاری به نام جو به شکلی اتفاقی او را می‌یابد. جو قرار بود روز بعد با پرنسس مصاحبه‌ای داشته باشد و حالا می‌بیند که شاهدخت زیبا در کنار اوست … (بیشتر…)

ظرافت‌های اجرای یک شوی عامه‌پسند ـ نگاهی به رفراندوم اخیر ترکیه از منظری غیرسیاسی

ظرافت‌های اجرای یک شوی عامه‌پسند ـ نگاهی به رفراندوم اخیر ترکیه از منظری غیرسیاسی

  • این یادداشت در شماره‌ی ۵۲۶ مجله‌ی «فیلم» منتشر شده است.
  • رسم‌الخط این یادداشت بر طبق رسم‌الخط ماهنامه‌ی «فیلم» تنظیم شده است.

انتخابات در هر کشور و با هر میزان اهمیت، د­ر واقع­ نوعی «نمایش» محسوب می‌شود که برخی حتی برای تخفیف آن واژه «شو» را به کار می‌برند. مثال دراماتیکش این است: وقتی در یک مثلث عشقی گیر افتاده باشید، می‌خواهید به هر شکلی که شده توجه محبوب را به سمت خود جلب کنید. فکرهای مختلفی به سرتان می‌زند. از جمله‌های احساسی شروع می‌کنید تا بعد می‌رسید به قسمت‌هایی که برای به رخ کشیدن بیش‌تر خودتان و پیشی گرفتن از حریف سرسخت، مجبورید داشته‌های‌تان را به رخ بکشید تا بلکه محبوبِ شاید ظاهربین، به این چیزها توجه کند و به سمت شما جلب شود. البته این که شما چه‌گونه و با چه تدابیر و چه ظرافت‌هایی این کارها را می‌کنید امر بسیار مهمی‌ست. شما پیروزی می‌خواهید، پس مجبورید «شو» اجرا کنید. حتی در اخلاق و رفتارتان هم تغییرهایی به وجود می‌آورید تا طرف مقابل جلب شود؛ حرفی می‌زنید که به آن اعتقادی ندارید اما چون او اعتقاد دارد، پس همان را قبول دارید علی‌الحساب! چیزی می‌خورید که دوست ندارید اما چون او دوست دارد فعلاً نشان می‌دهید که شما هم عاشق این غذا هستید، تا بعد چه پیش بیاید! این یک مثال ساده و روشن است از اتفاق مهمی که در چارچوبی بزرگ‌تر، مثلاً در یک کشور رخ می‌دهد. آدم‌هایی می‌خواهند برای مدیریت کلان کشور، انتخاب شوند. پس باید خودشان را عرضه و «شو» اجرا کنند تا مردم توجه‌شان جلب شود. از آن‌جایی که این نوشته هیچ ربطی به سیاست و جوانب آن ندارد، قرار است با مدنظر قرار دادن یکی از همین شوها در کشور همسایه، فارغ از هرگونه نتیجه‌گیری درباره درست یا غلط بودن رأی‌گیری و عواقب آن، تنها و تنها به نوعی از دیدگاه زیبایی‌شناسی این «شو» نگاهی بیندازیم. (بیشتر…)

4 از 130 صفحه بعدی...23456...قبلی

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم