از میان فیلم‌ها، شماره‌ی بیست‌وپنج

  • علی (علی صادقی): مامان، خاله‌اینا می‌خوان برن کردان اسب‌سواری. بعد گفتن که منم باهاشون برم. برم؟
  • ماشاالله (حمید لولایی): نه. نه. ما امروز خودمون قراره بریم … قراره بریم پیست اسکی. آره. بگو بلیتم خریدیم.
  • علی: [به تلفن] ژینوس‌خانوم، بابا گفتش … شنیدین که البته. گفت می‌خوایم بریم مث این‌که یه جایی، اسکی دعوتیم. بله. می‌گن بلیتم گرفتیم دیگه. نه دیگه. بابا می‌گه، باید بریم. در واقع می‌دونین که…باشه. پس من زنگ می‌زنم … چشم … خدافظ شما.
  • ماشاالله: باریکلا پسرم … باریکلا … خوب جوابشو دادی.
  • علی: فقط گفت قبل رفتنتون یه زنگی هم به من بزنین.
  • ناهید (مریم امیرجلالی): زنگ دیگه واسه چی بزنیم؟
  • علی: واسه این‌که کردانو کنسل می‌کنن، با ما می‌خوان بیان اسکی.
  • ماشاالله: پیست اسکی کجاست دیگه؟!
  • علی: بابا همین‌جایی که الان گفتی دیگه. کجاست؟ اونام بیان با ما.
  • نرگس (آناهیتا همتی): وای مامان، اگه بخوایم بریم پیست اسکی من لباس چی بپوشم؟ آخه من یک دونه لباس درست و حسابی ندارم.
  • ماشاالله: کجا بریم؟
  • نرگس: پیست اسکی دیگه. الان خودتون گفتین.
  • ماشاالله: نمی‌فهمم! پیست اسکی دیگه کدوم خریه؟! …

سریال «خانه‌به‌دوش» ساخته‌ی رضا عطاران (بیشتر…)

از میان فیلم‌ها، شماره‌ی بیست‌ودو

  • کارول (کیت بلانشت): استعداد چیزی نیست که بقیه‌ی مردم بخوان بهت بگن داریش یا نه. تنها کاری که می‌تونی بکنی اینه که مدام کار کنی و احساس کنی کار درست چیه و باقیشو بریزی دور.

«کارول» ساخته‌ی تاد هینز (بیشتر…)

از میان فیلم‌ها، شماره‌ی بیست‌ویک

  • دایی‌جان ناپلئون (غلامحسین نقشینه): ببینم، هیتلر اگه بخواد منو از دست انگلیسا نجات بده، فک می‌کنی چه کار می‌کنه؟
  • آقاجان (نصرت‌الله کریمی): برای اون مث آب خوردنه. فردا شب نه، پس‌فردا شب یه طیاره‌ی یونکرز، تو بیابون پشت دروازه‌‌قزوین، رو زمین می‌شینه. شما رو ورمی‌داره می‌بره. مأمورای هیتلر هزار دفه از این کارا کردن.
  • دایی‌جان ناپلئون: خب، بعد منو کجا می‌برن؟
  • آقاجان: برلَن! بعد از دو سه ماه، با قشون ظفرنمون آلمان، برمی‌گردین به تهرون.
  • مش‌قاسم (پرویز فنی‌زاده): آقا پس ما چی؟
  • دایی‌جان ناپلئون: نمی‌شه خواهش کنم این قاسم هم با من بیاد با هم بریم برلَن؟

سریال «دایی‌جان ناپلئون» ساخته‌ی ناصر تقوایی (بیشتر…)

از میان فیلم‌ها، شماره‌ی بیست

  • هو آن ( جکی چان ): ما نیاز به درد داریم تا بتونیم اونو تبدیل به انگیزه کنیم.

« شمشیر اژدها » ساخته‌ی دانیل لی (بیشتر…)

از میان فیلم ها، شماره ی پانزده

  • هنرمند ( ژان روشِفورت ): ما مَردا یه چیزِ تصادفی هستیم. زنا فرم و شکل اولیه هستن؛ فرم اصلی و اساسی.

« هنرمند و مدل » ساخته ی فرناندو تروبا (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم