از میان فیلم‌ها، شماره‌ی بیست‌وچهار

  • نوروزخان (نصرت کریمی): آقای ناجی، تکلیف این قضیه همین امروز باید روشن بشه.
  • ناجی: تکلیف روشنه.
  • نوروزخان: برای پسر شما روشنه، برای دختر من تاریکه.
  • ناجی: برای دختر شما روشنه. برای فریدون و بنده هم روشنه.
  • نوروزخان: پس فقط برای من تاریکه؟
  • ناجی: بله! دختر و پسر جوونن، همدیگه رو دوس دارن. با هم معاشرت می‌کنن. این خیلی روشنه.
  • نوروزخان: بعدشم دلشو می‌زنه، ولش می‌کنه. اون‌وقت تاریک می‌شه.
  • ناجی: چرا؟ اون می‌ره زن می‌گیره، اونم می‌ره شوهر می‌کنه.
  • نوروزخان: پسر شما می‌ره زن می‌گیره، اما برای دختر من شوهر پیدا نمی‌شه. بنابراین برای شما و پسرتون روشنه، اما برای بنده‌ی حقیر و دختر بدبختم تاریکه.

«خانه‌خراب» ساخته‌ی نصرت کریمی (بیشتر…)

از میان فیلم ها، شماره ی هفده

  • ایپ من ( تونی لئونگ ): می گن “اونی که از همه کاملتره، به نوعی معیوبه”. تنها به وسیله ی عیب هاست که می تونیم پیشرفت کنیم. این یه مَثَلِ واقعاً مفیده.

« استاد اعظم » ساخته ی وونگ کار وای (بیشتر…)

از میان فیلم ها، شماره ی دوازده

کارگردان ( فریبرز عرب نیا ): خیال باف باشی، بهتر از اینه که خوش خیال باشی.

« جهان پهلوان تختی » ساخته ی بهروز افخمی (بیشتر…)

از میان فیلم ها، شماره ی نُه

  • برادرِ بصیرت ( آرش مجیدی ): سلام.
  • محمود بصیرت ( فریبرز عرب نیا ): خسته نباشی پهلوون.
  • برادرِ بصیرت: درمونده نباشی جوون.
  • محمود بصیرت: جوون خودتی!
  • برادرِ بصیرت: چطور شد؟! پیر شدی؟! [ به ترانه ( رزیتا غفاری )، همسر بصیرت ] ترانه خانوم، هوای این داداش ما رو داشته باش ها، داره خودشو می زنه به موش مردگی!
  • ترانه: شما نگران نباشین، حواسم جَمعه.
  • محمود بصیرت: ای بابا، همه ی عالم می دونن ما کبریت بی خطریم!

« شوکران » ساخته ی بهروز افخمی (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم