فیلم‌هایی که نباید دید، شماره‌ی شانزده

فیلم‌هایی که نباید دید، شماره‌ی شانزده

  • نام فیلم: آباجان
  • کارگردان: هاتف علیمردانی

آباجان پیرزنی­‌ست که همه­‌ی اهالی خانه از او حساب می­‌برند. او تلاش می­‌کند مشکلات را حل کند و خانواده را کنار هم نگه دارد … پیدا کردن یک داستان مشخص از بین خرده­‌ریزهای این فیلم سردرگم کار سخت و البته عبثی­‌ست. نیم ساعت از فیلم می­‌گذرد و ما با خیل آدم­‌هایی مواجه می­‌شویم که در نهایت هم نمی­‌فهمیم چه نسبتی با هم دارند و اصلاً چرا باید این­‌همه باشند. از یک­‌طرف دعوای هاشم و کاظم. از طرف دیگر عشق پنهانی فرزانه و محسن. ماجرای پسر مفقود آباجان هم البته هست که به سبک شیار ۱۴۳ و با آن صحنه­‌ای که آباجان خبر زنده بودن پسرش را می­‌شنود، قرار است گریه­‌ای از مخاطب بگیرد. خب همه­‌ی این­‌ها یعنی چه؟ اصلاً دلیل این­‌که این فیلم در دوران جنگ اتفاق می­‌افتد چیست؟ چرا با آن صحنه­‌ی عجیب بمباران مدرسه تمام می­‌شود؟ … علیمردانی با پایمردی خاصی هر سال اصرار دارد که فیلمی در جشنواره داشته باشد اما خب هر سال هم بدتر از سال قبل. (بیشتر…)

فیلم‌هایی که نباید دید، شماره‌ی چهارده

فیلم‌هایی که نباید دید، شماره‌ی چهارده

  • نام فیلم: اثر لازاروس ( The Lazarus Effect )
  • کارگردان: دیوید گلب

یک گروه از متخصصین، بروی سِرُمی کار می‌کنند که می‌تواند مُرده‌ها را زنده کند. وقتی آن‌ها مجبور می‌شوند همین سِرُم را روی یکی از اعضای گروه که بر اثر حادثه‌ای مُرده، امتحان کنند، همه چیز زیر و رو می‌شود … من که نفهمیدم منظور نویسندگان از خاطره‌ی زویی چه بوده. این خاطره چه ربطی به داستانِ زنده شدنِ او و دارا شدنِ نیروی فراانسانی‌اش پیدا می‌کند؟ از این که بگذریم، نویسندگانِ محترم ظاهراً دارند می‌گویند: آقا! کسی که مُرده، مُرده. چه کارش داری که هی انگولک کنی، زنده شود و داستان درست کند؟! مگر از این زنده‌ها چه خِیری دیدیم که حالا از مُرده‌های زنده شده ببینیم؟! خب، این هم حرفی‌ست اما این فیلمِ به شدت عقب‌مانده و بی‌خلاقیت، از پسِ خودش هم برنمی‌آید، چه برسد به حرف‌های گُنده گُنده. (بیشتر…)

فیلم هایی که نباید دید، شماره ی یازده

فیلم هایی که نباید دید، شماره ی یازده

  • نام فیلم:Raze
  • کارگردان: جاش سی والر

عده ای آدمِ مشکوکِ مریض، چندین زن را در زندانی قلعه مانند حبس کرده اند و آن ها را به جانِ هم می اندازند تا یکدیگر را بُکُشند … واقعاً نمی دانم کدام آدمِ بیکاری نشسته و به این تصاویرِ بی معنا و پرت و پلا فکر کرده. زن ها به شدت به جان هم می افتند به خاطر این دلیلِ مسخره که یکی از اعضای خانواده شان توسط این آدم های مشکوک گروگان گرفته شده اند و اگر طرفِ مقابلِ خود را بُکُشند، عضو خانواده شان هم زنده خواهد ماند، برای چند روزِ دیگر. اصلاً معلوم نیست این آدم هایی که چنین مسابقه ای را ترتیب داده اند چه کسانی هستند و این زن ها چه کسانی. ظاهراً قرار بوده یک چیزی ساخته شود در مایه های « اره ». زن ها چنان همدیگر را می زنند که بیا و ببین! بیخود نیست که می گویند خانم ها نمی توانند زیر یک سقف، با هم سر کنند!!! (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم