کوتاه درباره‌ی چند فیلم، چهل

کوتاه درباره‌ی چند فیلم، چهل

  • نام فیلم: خام (Raw)
  • کارگردان: ژولیا دوکورنو

ژاستین، دختر نوجوان گیاه‌خواری‌ست که کم‌کم متوجه می‌شود به گوشت آدم‌ها علاقه دارد … ‌از همان زمان که این فیلم در جشنواره‌ی کن به نمایش درآمد و خیلی‌ها را در آن جشنواره و چند جشنواره‌ی دیگر در قسمت‌های مختلف دنیا از سالن سینما فراری داد و حال خیلی‌ها را بد کرد، کنجکاو دیدنش شده بودم تا این‌که همین دو روز پیش موفق شدم آن را در سی‌وششمین جشنواره‌ی فیلم استانبول روی پرده ببینم. فیلم به همان اندازه‌ای که درباره‌اش گفته بودند و شنیده بودم، مهوع و حال‌خراب‌کن بود. روایت دختری در آستانه‌ی بلوغ که سیر عاشق شدن او با سیر گوشت‌خوار شدن و در نهایت علاقه‌اش به گوشت انسان گره می‌خورد و درامی می‌سازد که بیش از آن‌که داستان پروپیمانی داشته باشد، تصاویر تکان‌دهنده‌ای دارد که بسیار قدرتمندانه ارائه شده‌اند. خانم دوکورنو که این اولین فیلم بلند سینمایی اوست، روایت آد‌م‌خوار شدن دختر نوجوان قصه‌اش را با عشق و جنون و یک رابطه‌ی خواهرانه‌ی حسدورزانه آمیخته است. یکی از صحنه‌های عجیب و حال‌بهم‌زن فیلم جایی‌ست که ژاستین، که بر اثر یک اتفاق باعث شده انگشت خواهرش از پی کنده شود، شروع می‌کند به خوردن آن و این‌جاست که تازه متوجه می‌شود گوشت آدم چه مزه‌ای دارد! یکی از تماشاگران که از چهره‌اش به نظر می‌رسید انگلیسی باشد، به این‌جاها که رسیدیم، عطای فیلم را به لقایش بخشید و از سالن بیرون رفت. این‌جا بود که فهمیدم خبر تماشاگرانی که در جشنواره‌های مختلف دنیا هنگام دیدن فیلم حال‌شان بد شده، چندان هم برای پروپاگاندا نبوده. خلاصه دور و زمانه عوض شده، حالا دیگر هانیبال لکتر باهوش و جذاب نداریم که حتی بدون آن‌که چیزی از آدمخواری‌اش ببینیم، از اعماق بترساندمان. حالا با نشان دادن بی‌پرده‌ی خیلی چیزها به واقعی‌ترین شکل ممکن، حال‌مان را بد می‌کنند. رسم زمانه عوض شده.     (بیشتر…)

کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست و هفت

کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست و هفت

  • نام فیلم: دنی کالینز (Danny Collins )
  • کارگردان: دان فوگلمن

دنی کالینز، ستاره‌ی موسیقی راک، غرق در مواد مخدر و شهرت و پول، تازه بعد از سی سال پی می‌برد که جان لنونِ معروف، نامه‌ای با دستخطِ خودش، برای او نوشته بود که به خاطر بدجنسی تهیه کننده‌اش، در تمام این مدت از چشم او پنهان مانده بوده. محتوای ساده‌ی نامه، دنی را دچار تحول می‌کند. او تصمیم می‌گیرد تور موسیقی‌اش را متوقف کند، به خانواده‌ی پسرش که سال‌هاست ندیده، بپیوندد و کارِ مهمی برای‌شان انجام بدهد … فیلم دستمایه‌ی زیادی برای یک اثر زندگینامه‌ای ندارد و در بخش‌های زیادی لنگ می‌زند. این‌که دنی ناگهان با دیدنِ نامه‌ی جان لنون، آن‌طور از این رو به آن رو شود، کمی زیادی اغراق‌آمیز است و ناکارآمد، مخصوصاً هم که هنوز شخصیتی برای دنی ساخته نشده که ناگهان تحولش را می‌بینیم. رابطه‌ی او با مری هم فقط تکرار می‌شود و به نتیجه‌ی خاصی نمی‌رسد. پایان‌بندی فیلم هم به شدت سازی جدا می‌زند: چرا باید سرطان داشتن یا نداشتنِ پسرِ دنی، برای‌مان جالب باشد؟ مگر اصلاً داستان حولِ محورِ پسرِ دنی و بیماری‌اش می‌چرخید که حالا باید این قضیه در صدر قرار بگیرد؟ شاه‌بیتِ فیلم، خودِ آل پاچینوست که همچنان می‌درخشد، مثل روزهای جوانی‌اش؛ ترکیبی از شوخ‌طبعی، دل‌زدگی و نبوغ هنرمندانه. (بیشتر…)

نگاهی به فیلم ریش قرمز Red Beard

نگاهی به فیلم ریش قرمز Red Beard

  • بازیگران: توشیرو میفونه ـ یوزو کایاما ـ ترومی نیکی و …
  • نویسندگان: ماساتو ایده ـ هیدئو اوگونی ـ ریوزو کیکوشیما ـ آکیرا کوروساوا براساس رمانی از شوگورو یاماموتو
  • کارگردان: آکیرا کوروساوا
  • ۱۸۵ دقیقه؛ محصول ژاپن؛ سال ۱۹۶۵
  • ستاره ها: ۴ از ۵

انسانم آرزوست …

خلاصه ی داستان: دکتر یاسوموتو، به بیمارستانی منتقل می شود که ریاست آن را شخصی به نام ریش قرمز بر عهده دارد. بیمارستان پر است از بیماران فقیر و بی چیزی که توان پرداخت مخارج درمان بیماری خود را ندارند. روش دیکتاتورمآبانه ی ریش قرمز برای اداره ی بیمارستان و فقر ترسناکی که محیط آنجا را پر کرده، دکتر یاسوموتوی مغرور را که پدرش برای سلاطین نسخه می نوشته، سرِ لج می اندازد. او می خواهد از آنجا برود اما کم کم چهره ی واقعی ریش قرمز هویدا می شود … (بیشتر…)

نگاهی به فیلمِ زیستن Ikiru

نگاهی به فیلمِ زیستن Ikiru

  • بازیگران: تاکاشی شیمورا ـ نوبوئو کانِکو و …
  • فیلم نامه: آکیرا کوروساوا ـ شینُبو هاشیموتو ـ هیدئو اُگونی
  • کارگردان: آکیرا کوروساوا
  • ۱۴۳ دقیقه؛ محصول ژاپن؛ سال ۱۹۵۲
  • ستاره ها: ۴ از ۵

کارَت را درست انجام بِده

خلاصه ی داستان: آقای واتانابه، سی سال از عمرش را پشت میزِ اداره ی شهرداری گذرانده است، بدونِ اینکه حتی یک روز غیبت کند. اما وقتی متوجه می شود سرطان معده دارد و به زودی خواهد مُرد، همه چیز را زیرِ پا می گذارد و سعی می کند چند صباحِ آخرِ عمر را خوش بگذراند … (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم