نگاهی به فیلم مالاریا

نگاهی به فیلم مالاریا

  • بازیگران: ساعد سهیلی ـ ساغر قناعت ـ آذرخش فراهانی و …
  • نویسنده و کارگردان: پرویز شهبازی
  • ۹۵ دقیقه؛ سال ۱۳۹۵
  • ستاره‌ها: ۱ از ۵

 

سینمای جوان‌های پرمدعا

 

خلاصه‌ی داستان: مرتضی و رعنا از شهرستان فرار کرده‌اند و به تهران آمده‌اند. آن‌ها با جوان نوازنده‌ای به نام آذرخش آشنا می‌شوند و شبی را در خانه‌ی او سپری می‌کنند در حالی‌که خودِ آذرخش هم توسط صاحبخانه جواب شده است و باید وسایلش را جمع کند. وقتی سروکله‌ی خانواده‌ی دختر جلوی آلونک آذرخش  پیدا می‌شود، همه‌چیز به‌هم می‌ریزد … (بیشتر…)

کوتاه درباره‌ی چند فیلم؛ چهل‌وشش

کوتاه درباره‌ی چند فیلم؛ چهل‌وشش

  • نام فیلم: خانه‌ی دختر
  • کارگردان: شهرام شاه‌حسینی

پریسا و بهار خبردار می‌شوند که دوستشان سمیرا در آستانه‌ی ازدواج با منصور، بر اثر حادثه‌ای مشکوک مُرده است. آن‌ها ناراحت و غمگین، به خانه‌ی سمیرا می‌روند تا بفهمند ماجرا از چه قرار است. رفتار سردِ پدر سمیرا و هم‌چنین رفتار خونسردِ نامزدِ او، منصور، دخترها را به شک می‌اندازد که باید کاسه‌ای زیرِ نیم‌کاسه باشد … فیلم را همان جشنواره‌ی دو سال قبل دیدم و این چند خط را درباره‌اش نوشتم و نمی‌دانم بعد از این‌همه توقیف بودن و ممیزی، چه بلایی سرش آمده و البته یک‌بار دیگر دیدنش هم تقریباً غیرممکن است! در نیمه‌ی اول داستان، قرار است منصور، با آن خونسردی و رفتار مشکوک، مقصر جلوه داده شود؛ او در یک صحنه‌ی جالب به سمیرا می‌گوید دستش را بدهد که فالش را بگیرد، و وقتی سمیرا به شوخی به او می‌گوید که نامحرم است، منصور با جمله‌ای بودار به او می‌گوید که یعنی هیچ نامحرمی تا حالا دستِ او را نگرفته؟ فیلم با روایتِ معکوسِ خود در نیمه‌ی دوم است که به پرسش مخاطب پاسخ می‌دهد اما نه به همه‌ی آن‌ها! نکته‌های زیادی هم این وسط نامشخص باقی می‌مانند. از همه مهم‌تر آن ایمیل و پیامکی‌ست که از طرف ستاره، خواهر سمیرا فرستاده می‌شود و مشخص هم نمی‌شود علت این کار او چیست. پیداست که فیلم‌نامه‌نویس فقط می‌خواسته به این شکل، نیمه‌ی اول داستان که قرار است نیمه‌ی معما طرح کردن باشد را به‌شدت پیچیده جلوه دهد اما بعد در گره‌گشایی در می‌ماند. یا معلوم نیست چرا پدر سمیرا آن‌قدر منصور را تهدید می‌کند یا چرا آن‌طور مرموزانه، وقتی که ستاره دارد با موبایل سمیرا تماس می‌گیرد، از لای در او را می‌پاید. تمام این بگیروببندها، تنها و تنها شک و تردید انداختن به دل تماشاگر بی‌خبر از همه‌جاست، غافل از این‌که هیچ‌کدام از این گره‌افکنی‌ها در نیمه‌ی دوم به نتیجه‌ی درست و درمانی نمی‌رسد. (بیشتر…)

نگاهی به فیلم بیست‌ویک روز بعد

نگاهی به فیلم بیست‌ویک روز بعد

  • بازیگران: مهدی قربانی ـ ساره بیات ـ حمیدرضا آذرنگ و …
  • فیلم‌نامه: محمدرضا خردمندان ـ احسان ثقفی
  • کارگردان: محمدرضا خردمندان
  • ۱۰۰ دقیقه؛ سال ۱۳۹۵
  • ستاره‌ها: ۲/۵ از ۵
  • این یادداشت در شماره‌ی ۵۲۹ مجله‌ی «فیلم» منتشر شده است
  • رسم‌الخط این یادداشت بر طبق رسم‌الخط مجله‌ی «فیلم» تنظیم شده است

 

ذاتاً کلیشه‌ای

 

خلاصه داستان: مرتضی نوجوانی‌ست که در آرزوی به دست آوردن یک دوربین و ساختن فیلم ناتمامش می‌سوزد. او برای تعریف کردن ایده فیلمش به دفتر تهیه‌کننده‌ها سر می‌زند تا بلکه بتواند توجه آن‌ها را برای کمک به او در ساختن فیلم جلب کند. مرتضی در کارواش کار می‌کند و یک روز تصمیم می‌گیرد دوربین دوستش را قرض بگیرد تا از یکی از صحنه‌های مهم فیلمش که نگه داشتن یک قطار در حال حرکت با نیروی ذهنی‌ست تصویر بگیرد. او یک روز می‌فهمد مادرش که سرطان دارد به دلیل بی‌پولی، یکی از مهم‌ترین داروهایی که در خوب شدنش به او کمک می‌کند را نمی‌تواند بخرد … (بیشتر…)

نگاهی به فیلم ساعت ۵ عصر

نگاهی به فیلم ساعت ۵ عصر

  • بازیگران: سیامک انصاری ـ آزاده صمدی ـ مهران مدیری و …
  • نویسنده و کارگردان: مهران مدیری
  • ۹۵ دقیقه؛ سال ۱۳۹۵
  • ستاره‌ها: ۳ از ۵
  • این یادداشت در شماره‌ی ۵۲۹ مجله‌ی «فیلم» منتشر شده است
  • رسم‌الخط این یادداشت بر طبق رسم‌الخط مجله‌ی «فیلم» تنظیم شده است

 

پنجاه‌سالگی

 

خلاصه داستان: مهرداد پرهام، وکیل دادگستری، یک روز صبح، سرحال و قبراق از خواب برمی‌خیزد تا روز کاری‌اش را آغاز کند اما با تلفن رئیس بانک بدشانسی‌هایش شروع می‌شود. او باید آخرین قسط وام خانه‌اش را تا ساعت ۵ عصر پرداخت کند وگرنه خانه را از دست خواهد داد. او خودش را برای رفتن به بانک آماده می‌کند اما اتفاق‌هایی مسلسل‌وار و پیش‌بینی‌ناپذیر، برنامه‌هایش را به‌هم می‌ریزد… (بیشتر…)

نگاهی به فیلم اکسیدان

نگاهی به فیلم اکسیدان

  • بازیگران: جواد عزتی ـ امیر جعفری ـ لیندا کیانی و …
  • نویسنده و کارگردان: حامد محمدی
  • ۹۵ دقیقه؛ سال ۱۳۹۵
  • ستاره‌ها: ۲ از ۵
  • این یادداشت در شماره‌ی ۵۲۸ مجله‌ی «فیلم» منتشر شده است.
  • رسم‌الخط این یادداشت بر طبق رسم‌الخط مجله‌ی «فیلم» تنظیم شده است.

 

اصلِ موضوع

 

خلاصه‌ی داستان: اصلان وقتی متوجه می‌شود نامزدش نگار پنهانی از کشور خارج شده تا او را هم مجبور به ترک دیار کند، روزگارش به‌هم می‌ریزد. او چاره‌ای ندارد جز این‌که به همان جایی برود که نگار رفته اما مشکل این‌جاست که به این راحتی‌ها برای رفتن به آن کشور ویزا نمی‌دهند. اصلان با مشورت دوست دغل‌باز خود بهمن، به این نتیجه می‌رسد که می‌تواند به شکلی ضمنی مذهبش را عوض کند تا اجازه خروج بگیرد … (بیشتر…)

1 از 11 صفحه 12345...قبلی

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم