کوتاه درباره‌ی چند فیلم، شماره‌ی سی‌ونه

کوتاه درباره‌ی چند فیلم، شماره‌ی سی‌ونه

  • نام فیلم: یک روز به‌خصوص
  • کارگردان: همایون اسعدیان

حامد یک روزنامه‌نگار است. خواهرش منیژه که بیماری قلبی دارد در صورتی که عمل پیوند قلب نکند، خواهد مُرد. حامد به هر دری می‌زند تا برای منیژه کاری بکند. او وقتی با آقای سازگار بوفه‌چی بیمارستان آشنا می‌شود که مخفیانه دلالی می‌کند و با گرفتن پول و دادن رشوه، عمل قلب بیماران را عقب و جلو می‌اندازد، سعی می‌کند به هر طریقی عمل قلب منیژه سریع‌تر انجام بگیرد اما در این میان عذاب وجدان هم به سراغش می‌آید … نام فیلم اشاره به کدام روز دارد؟ لابد روزی که حامد دچار تغییر اخلاقی می‌شود و می‌فهمد که نباید نوبت خواهرش را جلو بیندازد. اما خب این تغییر با آن داستان سانتی‌مانتال تبدیل می‌شود به عنصری ناجور در کلیت درام. در این‌جا سودابه، نامزد حامد، مانند یک ترمز عمل می‌کند که سعی دارد حامد را به راه راست بیاورد و به او بقبولاند که پیش از آن‌ها آدم‌های نیازمندتری هم هستند که باید قلب‌شان عمل شود. بعد هم مدام نماهایی می‌بینیم از پیرمردی که همراه نوه‌ی بیمارش در بیمارستان تحصن کرده‌اند و منتظر قلب هستند. پیرمرد سرفه می‌کند و نوه مدام دستانش را روی قلبش می‌گذارد و یک بار هم پیرمرد با همراهی موسیقی پرسوزو‌گداز نقش زمین می‌شود و از هوش می‌رود و خلاصه با این اتفاق‌ها قرار است ما هم مجاب شویم که حامد دارد اشتباه می‌کند. اما خب مجاب نمی‌شویم و برای همین است که عمل پایانی حامد را چندان باور نمی‌کنیم. چطور می‌شود یک نفر تنها به خاطر عذاب وجدان و جوانمردی، مرگ خواهرش را به جان بخرد تا یکی دیگر زودتر از او قلبش را عمل کند؟ فیلم اگر به ورطه‌ی احساسات‌گرایی‌ها نمی‌افتاد، انگیزه‌ها را روشن‌تر می‌کرد و اگر آن موسیقی هر لحظه حاضر و آماده نبود، داستان بدی نداشت. (بیشتر…)

نگاهی به فیلم مات

نگاهی به فیلم مات

  • بازیگران: آبان عسگری ـ عقیل بهرامی ـ میثم کریم‌پور
  • فیلم‌نامه: صبا کاظمی ـ میلاد نیازی
  • کارگردان: صبا کاظمی
  • ۹۲ دقیقه؛ سال ۱۳۹۴
  • ستاره‌ها: نیم از ۵
  • این یادداشت در اپلیکیشن شماره‌ی ۵۲۰ مجله‌ی «فیلم» منتشر شده است.
  • رسم‌الخط این یادداشت بر طبق رسم‌الخط مجله‌ی «فیلم» تنظیم شده است.

 

با طناب هیچکاک رفتیم ته چاه!

 

 

خلاصه داستان: چهار خانواده بدون این‌که یکدیگر را بشناسند و از وجود همدیگر خبر داشته باشند، یک خانه را می‌خرند. روز اسباب‌کشی هر چهار خانواده متوجه می‌شوند کلاه گشادی سرشان رفته و بنگاه‌دار با جعل امضا به هر چهار نفرشان یک واحد آپارتمانی را فروخته است. این شروع کش‌وقوس بین این چهار خانواده است که هر کدام از یک نقطه ایران به امید زندگی بهتر به تهران آمده‌اند … (بیشتر…)

نگاهی به فیلم سلام بمبئی

نگاهی به فیلم سلام بمبئی

  • بازیگران: محمدرضا گلزار ـ دایا میرزا ـ بنیامین بهادری و …
  • نویسنده و کارگردان: قربان محمدزاده
  • ۱۰۱ دقیقه؛ محصول ایران، هند؛ سال ۱۳۹۴
  • ستاره‌ها: نیم از ۵
  • این یادداشت در شماره‌ی ۵۱۸ ماهنامه‌ی «فیلم» منتشر شده است.
  • رسم‌الخط این یادداشت به سبک رسم‌الخط ماهنامه‌ی «فیلم» تنظیم شده است.

 

هر کسی را بهر کاری ساختند…

 

خلاصه‌ی داستان: علی جراح قلب معروفی‌ست که یک روز دوست قدیمی‌اش احمد بعد از سال‌ها به دیدن او می‌آید. احمد با نامه‌ای از هند آمده. نامه‌ای از طرف عشق قدیمی علی، کاریشما، دختری که زمان دانشجویی در یکی از دانشگاه‌های هند با او آشنا شد و به او دل باخت. در نامه، حقایقی آشکار شده که علی را مجبور می‌کند به هند برود و در طول راه به ماجراهایی که بین خودش، کاریشما و نامزد نا‌به‌کار کاریشما یعنی سوراج افتاده فکر کند … (بیشتر…)

نگاهی به فیلم وارونگی

نگاهی به فیلم وارونگی

  • بازیگران: سحر دولتشاهی ـ علی مصفا ـ ستاره پسیانی و …
  • نویسنده و کارگردان: بهنام بهزادی
  • ۸۵ دقیقه؛ سال ۱۳۹۴
  • ستاره‌ها: ۳ از ۵
  • این یادداشت در سایت ماهنامه‌ی «فیلم» منتشر شده است (اینجا)

 

آلودگی

 

خلاصه‌ی داستان: نیلوفر دختر جوانی‌ست که با مادرپیرش زندگی می‌کند. حدود یازده سال است که او یک کارگاه تولید پوشاک زنانه را مدیریت می‌کند. سهیل که در گذشته رابطه‌ی صمیمی با نیلوفر داشته، پس از سال‌ها دوباره او را پیدا می‌کند و رابطه‌شان این‌بار شکل جدی‌تری به خود می‌گیرد. مادر نیلوفر بیمار و دربیمارستان بستری می‌شود. پزشک اعلام می‌کند که مادر دیگر نباید در تهران زندگی کند چرا که آلودگی هوای تهران می‌تواند موجب مرگ او شود. فرهاد، برادر نیلوفر و هما، خواهر بزرگ او، تصمیم می‌گیرند مادرشان را به همراه نیلوفر به ویلای شوهر هما در شمال بفرستند. اما گذشته‌ی نیلوفر، داستان را پیچیده‌تر می‌کند و … (بیشتر…)

کوتاه درباره‌ی چند فیلم، شماره‌ی سی‌وهفت

کوتاه درباره‌ی چند فیلم، شماره‌ی سی‌وهفت

  • نام فیلم: لاک قرمز
  • کارگردان: سیدجمال سیدحاتمی

بعد از مرگ پدر اکرم، مادر که تصمیم دارد در خانه‌ی دیگران کار کند تا پول طلبکارهای همسرش را بدهد، اکرم را مجبور می‌کند به اراک نزد خاله‌اش برود. اکرم که می‌داند هدف مادر از فرستادن او به اراک، مجبور کردن او به ازدواج با پسرخاله‌اش است، این سفر را نمی‌پذیرد و اصرار می‌کند خودش دست به کاری بزند تا پولی ردیف کند: فروختن عروسک‌های چوبی‌ای که پدر معتادش درست می‌کرد و پول بخور‌ونمیری در می‌آورد … فیلم به عنوان اولین ساخته‌ی سیدحاتمی، هر چند جمع‌وجور است و تلاش می‌کند قصه‌ی مصایب یک دختر نوجوان را به زبانی تلخ بیان کند اما به دلیل فقدان نگرشی عمیق و در عین حال وجود داستانی پر‌آب‌چشم که مشکل پشت مشکل برای شخصیت نحیف داستان می‌تراشد و قصدش گرفتن آه و ناله از مخاطب است، تبدیل می‌شود به فیلمی در سطح. در نتیجه تلخی فیلم هم تلخی آزاردهنده‌ای نیست. مصنوعی‌ست. وقتی فضا را باور کنیم، شخصیت‌ها را باور کنیم آن‌وقت است که تلخی پشت تلخی می‌تواند آزارمان بدهد اما این‌جا چنین اتفاقی نمی‌افتد و اتفاقات سیاهی که پشت سر هم برای دختر رخ می‌دهند، بیش از آن‌که حاصل روندی درست و منطقی باشند، «چیده» شده‌اند تا فقط بدبختی‌ها را کنار هم ردیف کنیم. بدبختی‌های دختر نوجوانی که به هر قیمت حاضر نیست زیر بار ازدواج برود. او در پایان‌بندی خوب فیلم نشان می‌دهد که به هیچ شکلی نمی‌خواهد با کسی که دوست ندارد هم‌سر شود. می‌خواهد هر طور شده روی پاهای خودش بایستد و خرج خودش را در بیاورد. (بیشتر…)

1 از 10 صفحه 12345...قبلی

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم