بخشی از مجموعه ی شعر « عاشقانه های یک زنبور کارگر » اثر جلیل صفربیگی

 ملوانی شوریده

خلبانی سر به هوا

شاعری عاشق

قصابی دل رحم

کارگری ساده

آدم های زیادی در من هستند

که عاشق هیچ کدامشان نیستی

***

پرواز

چه لذتی دارد

وقتی

زنبور کارگری باشی

که نتوانی

عاشق ملکه بشوی؟

از مجموعه ی هایکوهای ژاپنی

(( جایی بِده. ))

شمشیرش را می اندازد.

بوران است

***

مردم برمی گردند

پس از آتش بازی

تاریکی

***

مورچه ی بزرگ

روی حصیر راه می رود

گرما!

***

برای آن کس که شاخه ها را می شکند

عطر می پراکنند

شکوفه های آلو

***

آبگیری دیرینه سال

غوکی بدان جهید

صدای آب

*پانویس تکراری: به شخصه یکی از علاقه مندان و شیفتگانِ هایکوهای ژاپنی هستم. دنیای وسیع و عجیبی که تنها در چند کلمه خلاصه شده اند، حسِ لذتِ بی نقصی را به آدم منتقل می کنند. برای هر کدام از این هایکوها، می شود چندین صفحه حرف زد … اما نه! حرف زدنِ زیاد خوب نیست. بخوانید، تصویر بسازید، موقعیتِ درونِ هر کدام را تخیل کنید و ببینید چطور می شود تنها با چند کلمه، کولاک به پا کرد. از قدیم گفته اند: کَم گوی و گُزیده گوی چون دُر …

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم