بخشی از فیلم نامه ی « ناپلئون » اثر استنلی کوبریک

ناپلئون: این عقیده ی بسیار جالبیه ولی واقعاً درست نیست. همه چیز برعکسه. جامعه فاسد می شه چون انسان فاسده ـ چون بشر ضعیفه، خودخواهه، ریاکار و طمّاعه. و این به خاطر جامعه نیست؛ انسان همین جور به دنیا می آد. می تونید این خصلت ها رو حتّا در بچه های خیلی کوچک هم ببینید. خوب نیست بخوایم جامعه ی بهتری بر پایه ی فرضیات غلط بسازیم ـ کار اصلی دولت اینه که به طریقی باعث بشه انسان به بدترین وضعیت خودش نرسه و زندگی رو برای اکثریت مردم قابل تحمل کنه.

مسیو تریو: عالی جناب شما واقعاً نسبت به ذات بشر بد بینید.

ناپلئون: موسیو تریوی عزیز، نذاشتن چیزی بیش از این از زندگی دستگیرم بشه.

توضیح: املای کلمات، فاصله گذاری ها، علائم و به طور کلی، ساختار نوشتاری این متن، عیناً از روی متن کتاب پیاده شده، بدون دخل و تصرف.

نگاهی به فیلم چشمان خولیا Julia’s Eyes

نگاهی به فیلم چشمان خولیا Julia’s Eyes

  • بازیگران: بلن روئدا ـ لوئیس هومار ـ پابلو درکوی و …
  • فیلم نامه: گیلم مورالس ـ اوریول پائولو
  • کارگردان: گیلم مورالس
  • ۱۱۸ دقیقه؛ محصول اسپانیا؛ سال ۲۰۱۰
  • ستاره ها: ۳/۵ از ۵

چشمهایش

خلاصه ی داستان: سارا، خواهرِ نابینای خولیا، خودش را دار می زند. خولیا و همسرش به خانه ی سارا می آیند تا او را به خاک بسپارند. خولیا که به دلیل یک بیماری ارثی، در آستانه ی نابینا شدن است، پی می برد که خودکشی خواهرش، آنقدرها هم بی دلیل نبوده … (بیشتر…)

بخشی از فیلم نامه ی « غلاف تمام فلزی » اثر استنلی کوبریک، مایک هر و گوستاو هزفورد

هارتمن: اگه شما خوشگلا از جزیره ی من برین، اگه از دوره ی آموزشی جون سالم به در ببرین، تازه تبدیل به یه سلاح می شین … می شین کشیشِ مرگ و باید برای جنگ دعا کنین. اما تا اون موقع شما استفراغ هستین! پست ترین نوع حیات روی زمین. شما حتی از نوع بشر به حساب نمی آین. شماها یه گوله کثافتای دوزیست بیشتر نیستین! چون من خشنم، شما حتماً از من خوشتون نمی آد. اما هر چی بیشتر از من بدتون بیاد، بیشتر چیز یاد می گیرین. من خشنم، اما عادلم! اینجا ما عقاید نژادی نداریم. من به سیاها، زردا و اسپانیایی تبارا به دیده ی تحقیر نگاه نمی کنم، همه تون به یه اندازه بی ارزشین! فرمانای من طوریه که همه اونایی رو که نمی خوان در سپاه مورد علاقه م خدمت کنن، فراری می ده! شما حشرات الارض اینو می فهمین؟

سربازان: [ با هم ] قربان، بله قربان!

       

توضیح: املای کلمات، فاصله گذاری ها، علائم و به طور کلی، ساختار نوشتاری این متن، عیناً از روی متن کتاب پیاده شده، بدون دخل و تصرف.

بخشی از فیلم نامه ی « جیغ » اثر کوین ویلیامسون

کیسی: الو!

صدای مرد: چرا نمی خوای با من حرف بزنی؟

کیسی: تو کی هستی؟

صدای مرد: تو اسمتو بگو، منم می گم.

کیسی: [ ذرت ها را بهم می زند ] گمون نکنم.

صدای مرد: این صدای چیه؟

کیسی: ذرت بو داده!

صدای مرد: داری پاپکورن دُرُس می کنی؟

کیسی: آها.

صدای مرد: من توی سینما فقط پاپکورن می خورم.

کیسی: من الان می خواستم یه فیلم ویدئویی ببینم.

صدای مرد: جدی؟ چی هس؟

کیسی: هیچی، یه فیلم ترسناک.

صدای مرد: فیلم ترسناک دوس داری؟

کیسی: آها.

صدای مرد: از کدوم فیلم ترسناک خوشت می آد؟

کیسی: نمی دونم.

صدای مرد: حتماً از یه چیزی خوشت می آد.

کیسی: آم … فیلم هالووین. اونی که توش یه مَرده با یه ماسکِ سفید تو خیابونا می پلکه و پرستارای بچه رو تعقیب می کنه و می دزده. تو کدوم فیلمو دوس داری؟

صدای مرد: حدس بزن.

کیسی: آم … کابوس در خیابون اِلم.

صدای مرد: همونی که توش یارو به جای انگشت، چاقو داشت؟

کیسی: آره … فِرِدی کروگر.

صدای مرد: درسته. فِرِدی. من از اون فیلم خیلی خوشم اومد. واقعاً ترسناک بود.

کیسی: شماره ی یکش ترسناک بود، اما بقیه ش چنگی به دل نمی زد.

صدای مرد: آخرش اسمتو بهم نگفتی.

کیسی: [ لبخند می زند و موهایش را در هوا می چرخاند ] چرا می خوای اسممو بدونی؟

صدای مرد: خب می خوام بدونم به کی دارم نگاه می کنم.

کیسی: [ به سرعت به طرفِ درِ شیشه ای می چرخد ] تو چی گفتی؟

صدای مرد: می خوام بدونم با کی دارم صحبت می کنم.

کیسی: تو اینو نگفتی.

صدای مرد: تو فکر می کنی من چی گفتم؟

توضیح: املای کلمات، فاصله گذاری ها، علائم و به طور کلی، ساختار نوشتاری این متن، عیناً از روی متن کتاب پیاده شده، بدون دخل و تصرف.

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم