صحنه ی شماره ی بیست و هشت: صفحه ی اول

صحنه ی شماره ی بیست و هشت: صفحه ی اول

وایلدرِ بزرگ است و شوخی هایش! اینبار او همین صحنه ی اولِ فیلم « صفحه ی اول » را با یک شوخی بامزه و خنده دار آغاز کرده که حسابی آدم را سرِ حال می آورد. (بیشتر…)

کوتاه، درباره ی چند فیلم، شماره ی چهارده

کوتاه، درباره ی چند فیلم، شماره ی چهارده

  • نام فیلم: آبی گرم ترین رنگ است (Blue Is the Warmest Color)
  • کارگردان: عبدالطیف کشیش

ادل دختری پریشان و آشفته است که در آشنایی با دختری مو آبی و زیبا به نام اِما، زندگی اش تغییر می کند و در طی رابطه ی عاطفی با او، کم کم به دیدگاه جدیدی می رسد … فیلمِ پر سر و صدای کشیش ( چه نام فامیلِ جالبی می شود در زبانِ ما! ) با بردن نخل طلای کن ۲۰۱۳، بیشتر هم سر و صدا به پا کرد. روایت طولانی زندگی دختری به نام ادل که عاشق دختر دیگری به نام اِما می شود و روابط پرشوری را با او تجربه می کند و در طی روندی پر فراز و نشیب، از او جدا می شود. فیلم آنچنان داستان پردازانه نیست و بیشتر سعی می کند روی جزئیاتِ رفتاری آدم هایش و احساسات آن ها تمرکز کند، به همین دلیل است که با سرسختی فراوان، همه چیز را نشان می دهد؛ از دیالوگ های گاه بی ربط و داستانک های مختلفِ بی کارکرد بگیرید تا صحنه های بی پرده و جزئی نگرانه ی جنسی. و نشان دادن جزئیات طوری طولانی می شود که آدم فکر می کند این فیلم اصولاً تدوین نشده است! با این حال، درک کردنِ احساسات و درونیاتِ ادل و اینکه از جانِ خود و بقیه چه می خواهد و همذات پنداری با او و عشق پرشوری که در سرش می افتد، برای من چندان کارِ آسانی نیست. نمی دانم، شاید اگر زن بودم، طور دیگری فکر می کردم اما در حال حاضر، اینطوری فکر می کنم! (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم