نگاهی به فیلمِ پارکر Parker

نگاهی به فیلمِ پارکر Parker

  • بازیگران: جیسون استاتهام ـ جنیفر لوپز و …
  • فیلم نامه نویس: جان جی. مک لالین براساس رمانی از دونالد ای. وِستلِیک
  • کارگردان: تیلور هکفورد
  • ۱۱۸ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۳
  • ستاره ها: ۲ از ۵
  • این یادداشت روی سایت آکادمی هنر منتشر شده است. (اینجا)

لِسلی

 

خلاصه ی داستان: پارکر مردی ست خشن، جدی و  به حقِ خود قانع.  در آخرین سرقتی که پدرِ نامزدش نقشه ی آن را ریخته، همدستانش، او را که حاضر نیست در سرقت بزرگتری با آنها همکاری کند، به خیالِ خودشان می کُشند. اما او زنده می ماند و تصمیم می گیرد حقِ خود را از آنها پس بگیرد … (بیشتر…)

کوتاه، درباره ی چند فیلم ۸

کوتاه، درباره ی چند فیلم ۸

  • نام فیلم: اسکای فال(Skyfall)
  • کارگردان: سم مندز

راستش هیچ وقت با فیلم های سری جیمز باند ارتباط خوبی برقرار نکرده ام. این سری جدیدش هم البته چندان توجهم را جلب نکرد و نمی دانم چرا همیشه خط داستانی فیلم های باند، از نظر من، زیادی ساده انگارانه و بچه گانه است، هر چند که به اقتضای اینگونه داستان ها هم واقفم اما همچنان از نظر من آنقدرها جذاب جلوه نمی کنند. شاید به این دلیل که اصولاً به سختی می توانم باند را به عنوان یک ابرقهرمان بپذیرم. ابرقهرمانی که البته در اینجا، دیگر رو به زوال رفته و آن باندِ همیشگی نیست. “اسکای فال” به گذشته ی باند رجوع می کند و او را که با دنیای تکنولوژی خودش را تطبیق نداده، به زمان قدیم می بَرَد و چاقو و تفنگ های ساچمه ای به دستش می دهد. ماشینش هم به جای این ماشین های امروزی، همان ماشین قدیمی معروفش است. باند با دیدنِ کیو، جوان نابغه ای که تجهیزاتش را می سازد، به خاطر سن و سال کم او را مسخره می کند، اما جوان با اعتماد به نفس خاصی می گوید کاری که تو ( باند ) در روزهای زیادی انجام می دهی، من در یک ساعت انجام می دهم و تازه آن هم بدون اینکه از جای خود تکان بخورم. باند خودش را با تکنولوژی وفق نداده اما از تلاشش دست برنمی دارد. به قول معروف، باند شاید از اسب افتاده باشد اما از اصل نیفتاده است.  (بیشتر…)

کوتاه، درباره ی چند فیلم ۵

کوتاه، درباره ی چند فیلم ۵

  • نام فیلم: برنده برنده ( Win Win )
  • کارگردان: توماس مک کارتی

مایک فلاهرتی، وکیل دادگستری، به خاطر بی پولی، حاضر می شود قیومیت پیرمردی که دخترش او را ترک کرده، به عهده بگیرد تا از این طریق پولی به جیب بزند اما وقتی نوه ی پیرمرد، سر و کله اش پیدا می شود، ماجرا رنگ دیگری به خود می گیرد … یک فیلم بامزه و روان که با یک نتیجه  گیری اخلاقی، بیننده را با خود همراه می کند. مایک که به خاطر پول، پیرمرد را تحت قیومت خود گرفته، وقتی نقشه اش شکست می خورد و کایل، نوه ی پیرمرد، از او دلگیر می شود، سعی می کند دسته گلی را که به آب داده، رفع و رجوع کند. رابطه ای که بین کایل و خانواده ی مایک بوجود می آید، بسیار باورپذیر و شیرین از آب در آمده است که بازیِ جیاماتی و امی رایان، در نقش زن و شوهر، در این امر بسیار دخیل است.  (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم