صحنه‌ی شماره‌ی چهل و یک: پلنگ صورتی

صحنه‌ی شماره‌ی چهل و یک: پلنگ صورتی

اولین فیلم از سری فیلم‌های بازرس کلوزو ساخته‌ی بلیک ادواردز که البته هنوز سلرز در قالب این کارآگاه دست و پاچلفتی با آن لهجه‌ی غلیظ نرفته بود. نقشی که قرار بوده پیتر یوستینف بازی کند اما در آخرین لحظه از کار کنار می‌کشد و کسی، سلرز را به ادواردز معرفی می‌کند. جالب این‌که بعد از کنار کشیدن یوستینف از کار، از او شکایت می‌کنند ولی بعد از نمایش فیلم و استقبال بی‌نظیر از آن، یکی از وکلای یوستینف به تهیه‌کنندگان فیلم می‌گوید: ((خب، میشه لطفاً لطمه‌ای رو که به فیلمتون خورده به من نشون بدین؟!)) و این‌گونه بود که سلرز، کلوزو را تبدیل به شخصیتی جذاب کرد و در هشت فیلم به خرابکاری‌هایش ادامه داد. (بیشتر…)

صحنه ی شماره ی سی: من شیطان را دیدم

صحنه ی شماره ی سی: من شیطان را دیدم

قبلاً درباره ی این فیلم، چیزکی نوشته بودم ( اینجا ). همینجا داخل پرانتز اعتراف کنم که حالا که برمی گردم عقب و به برخی از یادداشت های گذشته ام نگاه می کنم، می بینم چقدر کم و ناکافی و گاه مبتدیانه بوده اند. مثل یادداشتِ همین فیلم که انصافاً جز اشاره به برتری کارگردانی فیلم به فیلم نامه ی آن هیچ نکته ی خاص دیگری ندارد. در خوش بینانه ترین حالتِ ممکن، این یادداشت باید در بخش « کوتاه، درباره ی چند فیلم » می آمد؛ تازه در خوش بینانه ترین حالت! بهرحال گذشتِ زمان، تجربه اندوزی، کمی ( فقط کمی ) حرفه ای تر شدن و چیزهایی از این دست، آدم را متوجه اشتباهات و نپختگی هایش می کند. پرانتز بسته! (بیشتر…)

صحنه ی  شماره ی بیست و شش: مردی که سگ را گاز گرفت

صحنه ی شماره ی بیست و شش: مردی که سگ را گاز گرفت

فیلم « مردی که سگ را گاز گرفت » یکی از آن فیلم های مستندنمای سیاه و عجیب و غریبی ست که موفق شده صحنه های تأثیرگذاری خلق کند. فیلم درباره ی یک گروه مستندساز است که زندگی روزانه ی قاتلی خونسرد و دیوانه را ثبت و ضبط می کنند اما کم کم خودشان هم به قاتل بی رحم می پیوندند و دست به کارهایی شنیع می زنند. (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم