صحنه‌ی شماره‌ی چهل و دو: فیلمبردار

صحنه‌ی شماره‌ی چهل و دو: فیلمبردار

قبلاً درباره‌ی این شاهکار باستر کیتون نوشته بودم (اینجا) و در همان نوشته‌ی کوتاه از بهترین و عجیب‌ترین شوخی فیلم هم گفته بودم. صحنه‌ای که بعدتر الگویی شد برای فیلم‌ها و بارها نمونه‌اش را دیدیم اما هیچ‌کدام چنین کیفیتی نداشتند. (بیشتر…)

صحنه‌ی شماره‌ی چهل و یک: پلنگ صورتی

صحنه‌ی شماره‌ی چهل و یک: پلنگ صورتی

اولین فیلم از سری فیلم‌های بازرس کلوزو ساخته‌ی بلیک ادواردز که البته هنوز سلرز در قالب این کارآگاه دست و پاچلفتی با آن لهجه‌ی غلیظ نرفته بود. نقشی که قرار بوده پیتر یوستینف بازی کند اما در آخرین لحظه از کار کنار می‌کشد و کسی، سلرز را به ادواردز معرفی می‌کند. جالب این‌که بعد از کنار کشیدن یوستینف از کار، از او شکایت می‌کنند ولی بعد از نمایش فیلم و استقبال بی‌نظیر از آن، یکی از وکلای یوستینف به تهیه‌کنندگان فیلم می‌گوید: ((خب، میشه لطفاً لطمه‌ای رو که به فیلمتون خورده به من نشون بدین؟!)) و این‌گونه بود که سلرز، کلوزو را تبدیل به شخصیتی جذاب کرد و در هشت فیلم به خرابکاری‌هایش ادامه داد. (بیشتر…)

صحنه ی شماره ی سی و چهار: در دلِ طوفان

صحنه ی شماره ی سی و چهار: در دلِ طوفان

قبلاً، خیلی کوتاه، درباره‌ی این فیلم دیدنی حرف زده بودم ( اینجا ). برای این بخش، این‌بار، صحنه‌ای از فیلم را انتخاب کرده‌ام که واقعاً نفس‌گیر است. (بیشتر…)

صحنه ی شماره ی سی: من شیطان را دیدم

صحنه ی شماره ی سی: من شیطان را دیدم

قبلاً درباره ی این فیلم، چیزکی نوشته بودم ( اینجا ). همینجا داخل پرانتز اعتراف کنم که حالا که برمی گردم عقب و به برخی از یادداشت های گذشته ام نگاه می کنم، می بینم چقدر کم و ناکافی و گاه مبتدیانه بوده اند. مثل یادداشتِ همین فیلم که انصافاً جز اشاره به برتری کارگردانی فیلم به فیلم نامه ی آن هیچ نکته ی خاص دیگری ندارد. در خوش بینانه ترین حالتِ ممکن، این یادداشت باید در بخش « کوتاه، درباره ی چند فیلم » می آمد؛ تازه در خوش بینانه ترین حالت! بهرحال گذشتِ زمان، تجربه اندوزی، کمی ( فقط کمی ) حرفه ای تر شدن و چیزهایی از این دست، آدم را متوجه اشتباهات و نپختگی هایش می کند. پرانتز بسته! (بیشتر…)

صحنه ی شماره ی بیست و نُه: شوریدگی

صحنه ی شماره ی بیست و نُه: شوریدگی

قبلاً درباره ی این فیلم نوشته بودم ( اینجا ). حالا یکی از بهترین و مهمترین صحنه های فیلم را انتخاب کرده ام که با هم ببینیم. جایی که اِوا، آسیمه سر تصمیم می گیرد شوهرِ پیرش را ترک کند و به جوانِ روستایی بپیوندد. (بیشتر…)

1 از 2 صفحه 12

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم