صحنه ی شماره ی سی و یک: بخشِ کوتاه مدتِ شماره ی ۱۲

صحنه ی شماره ی سی و یک: بخشِ کوتاه مدتِ شماره ی ۱۲

قبلاً درباره ی فیلم مطلبی نوشته بودم ( اینجا ). صحنه ای که از فیلم انتخاب کرده ام، مربوط می شود به یکی از بهترین شخصیت های داستان؛ جوانی سیاهپوست به نامِ مارکوس با گذشته ای به شدت تلخ و ناگوار که در همین صحنه ی انتخابی، این گذشته را در قالب یک شعر رپ، آنهم درباره ی مادرش و به طرزِ هولناکی رک و پوست کنده، بیرون می ریزد و یکی از تأثیرگذارترین لحظاتِ فیلم را رقم می زند. اینجاست که متوجه می شویم این جوانِ شکننده، چه روزگاری را سپری کرده. (بیشتر…)

صحنه ی شماره ی سی: من شیطان را دیدم

صحنه ی شماره ی سی: من شیطان را دیدم

قبلاً درباره ی این فیلم، چیزکی نوشته بودم ( اینجا ). همینجا داخل پرانتز اعتراف کنم که حالا که برمی گردم عقب و به برخی از یادداشت های گذشته ام نگاه می کنم، می بینم چقدر کم و ناکافی و گاه مبتدیانه بوده اند. مثل یادداشتِ همین فیلم که انصافاً جز اشاره به برتری کارگردانی فیلم به فیلم نامه ی آن هیچ نکته ی خاص دیگری ندارد. در خوش بینانه ترین حالتِ ممکن، این یادداشت باید در بخش « کوتاه، درباره ی چند فیلم » می آمد؛ تازه در خوش بینانه ترین حالت! بهرحال گذشتِ زمان، تجربه اندوزی، کمی ( فقط کمی ) حرفه ای تر شدن و چیزهایی از این دست، آدم را متوجه اشتباهات و نپختگی هایش می کند. پرانتز بسته! (بیشتر…)

صحنه ی شماره ی بیست و نُه: شوریدگی

صحنه ی شماره ی بیست و نُه: شوریدگی

قبلاً درباره ی این فیلم نوشته بودم ( اینجا ). حالا یکی از بهترین و مهمترین صحنه های فیلم را انتخاب کرده ام که با هم ببینیم. جایی که اِوا، آسیمه سر تصمیم می گیرد شوهرِ پیرش را ترک کند و به جوانِ روستایی بپیوندد. (بیشتر…)

دانلود شماره ی بیست و سه: چهار عروسی و یک تشییع جنازه

دانلود شماره ی بیست و سه: چهار عروسی و یک تشییع جنازه

اینبار، به شدت خواهید خندید. صحنه ای که انتخاب شده متعلق است به کمدی رمانتیکِ مایک نِوِل، « چهار عروسی و یک تشییع جنازه ». درباره ی فیلم، چند خطی در « کوتاه، درباره ی چند فیلم » خواهم نوشت. در این صحنه، روآن اتکینسون را در نقشی متفاوت با آنچه که در آن ماندگار شده، یعنی مستر بین، خواهید دید. (بیشتر…)

دانلود شماره ی بیست و دو: ترس و هوس

دانلود شماره ی بیست و دو: ترس و هوس

اینبار برای این بخش، سکانسی از اولین فیلمِ بلندِ کوبریکِ فقید « ترس و هوس » را انتخاب کرده ام. درباره ی فیلم، قبلاً نوشته ام ( اینجا ) و به نظرم توضیحِ بیشتری نمی ماند جز دیدنِ یکی از بهترین صحنه های فیلم. جایی که سربازانِ گمشده در میان جنگل، به کلبه ای حمله می کنند و آدم های درونِ کلبه را که ظاهراً دشمن هستند، می کُشند. (بیشتر…)

1 از 3 صفحه 123

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم