بخشی از رمانِ « خشم و هیاهو » اثر ویلیام فاکنر

سفیدا به کاکاسیا پول می دن، چون می دونن تا سر و کله ی اولین سفیدپوست با یه دسته پیدا بشه تا دینار آخر اون پولو پس می گیرن تا کاکاسیاهه برای پول بیشتر بره کار کنه.

بخشی از رمان « خشم و هیاهو » اثر ویلیام فاکنر

بدبختی آدم آن وقتی نیست که پی ببرد هیچ چیز نمی تواند یاریش کند ـ نه مذهب، نه غرور، نه هیچ چیز دیگر ـ بدبختی آدمی آن وقتی ست که پی ببرد به یاری نیاز ندارد.

                         

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم