کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست و یک

کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست و یک

نام فیلم: بی مصرف ها ۳ (The Expendables 3)

کارگردان: پاتریک هیوز

بارنی برای دستگیری استون بنکس، رفیق رفقای هیکلیِ قدیمیِ خود را کنار می گذارد و به سراغِ گروهِ جوانِ جدیدی می رود تا اینبار با همراهی آن ها، دخلِ استون بنکس را بیاورد … استالونه در نقش بارنی، در این قسمت از فیلم، همینطوری بی مقدمه به فکرِ جانِ دوستانِ قدیمی اش می افتد و تصمیم می گیرد به جای آن ها یک سری جوانِ خوش بر و بازوی دیگر را به خدمت بگیرد و به کُشتن شان بدهد! خط داستانیِ فیلم سرراست تر از چیزی ست که فکرش را بکنید و انصافاً هم سرگرم کننده و باحال، طوری که آدم به هوس می افتد مثلِ این خوش بر و بازوها، تفنگ دست بگیرد و بیفتد در خیابان، از بس که تر و تمیز و ردیف آدم می کُشند! هر وقت آنتونیو باندراس در صحنه حضور دارد، همه چیز پرانرژی ست و هر وقت آرنولد شوارتزنگر حضور دارد، آدم یادِ یک درختِ کهنِ قطور می افتد که حالا دیگر چروک خورده است! خلاصه اینکه شما هر چه می خواهید بگویید، بگویید اما من می گویم این فیلم، فیلمِ باحالی ست که می شود با دیدنش حسابی کِیف کرد و در قید و بند منطق و این حرف ها هم نبود. (بیشتر…)

کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست

کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست

  • نام فیلم: تابور
  • کارگردان: وحید وکیلی فر

تعریف های زیادی که از فیلم شنیده بودم و حرف های شیفته وارِ جان بورمنِ معروف درباره اش و اینکه به عنوان یکی از ده فیلم خوبِ سال ۲۰۱۳ انتخاب شده بود، به شدت کنجکاوم می کرد برای دیدنِ فیلم. اما برخلافِ انتظار، چیزی نبود که لایقِ اینهمه تعریف و تمجید باشد. فیلم، فضاسازی خوب و قابل ملاحظه ای داشت اما غیر این، جز ادابازی چیز دیگری نبود. فیلم می خواست متفکرانه باشد و با آن مکث های بیش از حد و اعصاب خردکنِ روی هر نما، می خواست بیانیه ای باشد بر تک افتادگیِ انسانِ امروز در عصر جدید اما عملاً تبدیل به چیزی شده بود به شدت خسته کننده و ادایی که می خواست هم تارکوفسکی باشد و هم کوبریک و هم چند نفرِ دیگر همزمان! مرزِ بین یک فیلمِ مدرن و حتی پست مدرن ساختن با فیلمی بی محتوا ساختن، بسیار باریک است. نمی شود غوره نشده، مویز شد …اما با تمام این حرف ها، یک بار دیدنش هم ضرر ندارد. می شود تحملش کرد. (بیشتر…)

فیلم های برتر ماه قبل

ـ بخت پریشان ما The Fault in Our Stars( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۳/۵ از ۵

 

ـ کودکان ( کوچولوها ) Babies ( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۳ از ۵

 

ـ بی تا ( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۳ از ۵

 

ـ ماهی و گربه ( یادداشت فیلم )

*ستاره ها: ۳ از ۵

 

و ( در اینجا )، کوتاه، درباره ی این فیلم های خوب و نسبتاً خوب:

ـ ظرف ناهارThe Lunchbox

ـ عُمرOmar

ـ کالواریCalvary

ـ لبه ی فردا Edge of Tomorrow

ـ ایمنی آخر از همهSafety Last!

ـ تتسو، مرد آهنی Tetsuo, the Iron Man

ـ نازنبن

کوتاه، درباره ی چند فیلم ۹

کوتاه، درباره ی چند فیلم ۹

  • نام فیلم: آب سیاه (Dark Water)
  • کارگردان: والتر سالس

دالیا و دختر کوچکش به آپارتمان جدیدشان در منطقه ای دلگیر نقل مکان می کنند. از همان آغاز ورودشان نشانه های عجیب و غریبی در خانه احساس می شود …  فیلم از لحاظ مضمونی آنقدر پراکنده و بی در و پیکر است و آنقدر نشانه های بی ربطی را در خط داستانی اش وارد کرده که هر چه بعد از تمام شدن فیلم بهشان فکر کردم، نتواستم جمع و جورشان کنم و به نتیجه ای برسم. از یک طرف، متوجه می شویم دالیا در بچگی از مادرش جدا شده، جلوتر می فهمیم که او سردردهای میگرنی شدید دارد. بعد متوجه می شویم دختر دالیا، با خودش حرف می زند و دوستی خیالی دارد. باز هم جلوتر، فرضیه ی همسر دالیا پیش می آید که شاید تمام این اتفاقات عجیب، کار او باشد تا دالیا را روانی جلوه بدهد و به این شکل بتواند حضانت بچه را در دادگاه به دست بیاورد. این فرضیه هم هنوز شروع نشده، تمام می شود و همینطور جلو می رویم و می رویم و به هیچ جایی هم نمی رسیم. بالاخره مشخص نمی شود، دختر دالیا با چه کسی حرف می زده یا اینکه ماجرای فلاش بک هایی از کودکی دالیا، چه ربطی به بقیه ی داستان دارد و خیلی نکات مبهم دیگر که گفتنش از حوصله خارج است. با این داستان بسیار سطحی و ضعیف، پایان سرهم بندی شده و بی معنایش هم چیزی ست شبیه قوزِ بالا قوز. اما با تمام این اوصاف، یک بار دیدن فیلم آنقدرها هم نمی تواند خالی از لطف باشد. (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم