از میان فیلم‌ها، شماره‌ی بیست‌ویک

  • دایی‌جان ناپلئون (غلامحسین نقشینه): ببینم، هیتلر اگه بخواد منو از دست انگلیسا نجات بده، فک می‌کنی چه کار می‌کنه؟
  • آقاجان (نصرت‌الله کریمی): برای اون مث آب خوردنه. فردا شب نه، پس‌فردا شب یه طیاره‌ی یونکرز، تو بیابون پشت دروازه‌‌قزوین، رو زمین می‌شینه. شما رو ورمی‌داره می‌بره. مأمورای هیتلر هزار دفه از این کارا کردن.
  • دایی‌جان ناپلئون: خب، بعد منو کجا می‌برن؟
  • آقاجان: برلَن! بعد از دو سه ماه، با قشون ظفرنمون آلمان، برمی‌گردین به تهرون.
  • مش‌قاسم (پرویز فنی‌زاده): آقا پس ما چی؟
  • دایی‌جان ناپلئون: نمی‌شه خواهش کنم این قاسم هم با من بیاد با هم بریم برلَن؟

سریال «دایی‌جان ناپلئون» ساخته‌ی ناصر تقوایی (بیشتر…)

از میان فیلم ها، شماره ی نوزده

  • فرانک کاستلو ( جک نیکلسون ): من نمی‌خوام محصولِ پیرامونم باشم؛ می‌خوام پیرامونم محصولِ من باشه.

« رفتگان » ساخته‌ی مارتین اسکورسیزی (بیشتر…)

از میان فیلم ها، شماره ی پانزده

  • هنرمند ( ژان روشِفورت ): ما مَردا یه چیزِ تصادفی هستیم. زنا فرم و شکل اولیه هستن؛ فرم اصلی و اساسی.

« هنرمند و مدل » ساخته ی فرناندو تروبا (بیشتر…)

از میان فیلم ها، شماره ی سیزده

  • کرالیک ( جیمز استیوارت ): اون فوق العاده ترین دختر توی دنیاست.
  • پیروویچ ( فلیکس برسارت ): خوشگله؟
  • کرالیک: اون ایده ها و نقطه نظراتی راجع به مسائل داره که اونو یه دنیا با دخترائی که تا حالا دیدی متفاوت می کنه.
  • پیروویچ: پس خیلی خوشگل نیست!

« مغازه ی گوشه ی خیابان » ساخته ی ارنست لوبیچ (بیشتر…)

از میان فیلم ها، شماره ی نُه

  • برادرِ بصیرت ( آرش مجیدی ): سلام.
  • محمود بصیرت ( فریبرز عرب نیا ): خسته نباشی پهلوون.
  • برادرِ بصیرت: درمونده نباشی جوون.
  • محمود بصیرت: جوون خودتی!
  • برادرِ بصیرت: چطور شد؟! پیر شدی؟! [ به ترانه ( رزیتا غفاری )، همسر بصیرت ] ترانه خانوم، هوای این داداش ما رو داشته باش ها، داره خودشو می زنه به موش مردگی!
  • ترانه: شما نگران نباشین، حواسم جَمعه.
  • محمود بصیرت: ای بابا، همه ی عالم می دونن ما کبریت بی خطریم!

« شوکران » ساخته ی بهروز افخمی (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم