ده تایی‌های من؛ صحنه‌های محبوبِ من

ده تایی‌های من؛ صحنه‌های محبوبِ من

بعد از سه پُستِ « ده تایی » های قبلی ( ده کتاب مهم زندگی‌ام؛ اینجا )، ( ده رمانی که جانم را به لب رساندند؛ اینجا ) و ( بانوهای زیبای من؛ اینجا )، این‌بار می‌خواهم بروم سراغ ده صحنه از فیلم‌های مختلف که همان یک بار دیدن‌شان کافی بود تا در ذهنم جا خوش کنند. فیلم‌هایی که سال‌ها از دیدن‌شان می‌گذرد اما لحظاتی در آن‌ها هست که هیچ‌وقت فراموش‌شان نکرده‌ام، همچنان که خودِ فیلم‌ها را هم. این ده صحنه‌ی مهم، فارغ از این‌که در دیدارهای دیگر، آیا همان حس و همان تأثیر و همان کوبندگی که بارِ اولِ دیدنشان در ذهنم جا گذاشتند را دارند یا نه، انتخاب شده‌اند. انتخابی که ناشی از همان تأثیرِ اولیه‌ی قدرتمندشان است؛ لحظاتی که هیچ‌گاه فراموش نخواهم کرد. طبیعی‌ست که از این دست صحنه‌های ماندگار، بعد از این بسیار خواهد بود و ساخته خواهد شد و کسانی را هم تحت‌تأثیر قرار خواهد داد، من را هم، اما این ده صحنه، چنان رسوبی در ذهنم ایجاد کرده‌اند که احتمالاً تا دمِ مرگ با من خواهد بود. توضیح این‌که این پُست مربوط به صحنه‌های محبوبم است و نه فیلم‌های محبوبم، هر چند چند تایی از فیلم‌های محبوبم نیز در همین لیست حضور دارند و توضیح دیگر این‌که ردیف کردنِ این صحنه‌ها، کاملاً بدون ترتیب است. (بیشتر…)

صحنه ی شماره ی سی و دو: مادر

صحنه ی شماره ی سی و دو: مادر

« مادر » ( ۲۰۰۹ ) ساخته‌ی بونگ جون هو، شاهکار است. ساخته‌ی دیگرِ همین کارگردانِ خوش‌قریحه، یعنی « خاطرات قتل » ( اینجا ) از فیلم‌های محبوبم است ( قابل توجه دوستانی که می‌خواهند بدانند فیلم‌های محبوبِ من کدام‌ها هستند! ). صحنه‌ای که این بار برایتان انتخاب کرده‌ام، صحنه‌ی آغازینِ فیلم است. یکی از بی‌نظیرترین عنوان‌بندی‌هایی که تاکنون دیده‌ام. (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم