فیلم هایی که نباید دید، شماره ی سیزده

فیلم هایی که نباید دید، شماره ی سیزده

  • نام فیلم: جانور (Creature )
  • کارگردان: ویکرام بهات

آهانا دختری‌ست که هتلی را در دلِ جنگل اداره می‌کند. وقتی موجودی ترسناک، به مهمانانِ هتل حمله می‌کند و آن‌ها را تک تک می‌کُشد، آهانا تصمیم می‌گیرد کاری بکند … از این خوشم می‌آید که هندی‌ها، حتی در فیلم‌های ترسناک‌شان هم دست از آواز و رقص برنمی‌دارند. از این خوشم می‌آید که هیچ ادعایی ندارند و از همه مهم‌تر، به اندازه‌ی دهن‌شان حرف می‌زنند و نمی‌خواهند مشکلاتِ دنیا را حل و فصل کنند. آمده‌اند یک فیلمِ ترسناک ساخته‌اند با یک موجودِ مثلاً ترسناک و بعد تلاش کرده‌اند، آن موجود را به افسانه‌های خودشان ربط بدهند و برایش مقدمه بچینند و به قول معروف « بومی »‌اش بکنند. حالا گیریم آن موجود، از فرطِ بد ساخته شدن، بیشتر خنده‌دار باشد تا ترسناک و بیشتر شبیه موجوداتِ خمیری‌ای باشد که در فیلم‌های پیشاتکنولوژی، می‌ساخته‌اند و گیریم همان کِش‌دادن‌های معمولِ داستان‌های هندی را رعایت کرده باشند، با همان عشق‌های گاهاً آبکی و همان رقص و آوازهای مفرح و مجموعه‌ی همه‌ی این اتفاقات این بشود که فیلم چندان قابل تحمل نباشد. همین که تلاش کرده‌اند دست به کاری بزنند، خودش خوب است. شاید در آینده از سینمای هند، فیلم‌های ترسناک خوبی ببینیم. (بیشتر…)

کوتاه، درباره ی چند فیلم، شماره ی پانزده

کوتاه، درباره ی چند فیلم، شماره ی پانزده

  • نام فیلم:Snowpiercer
  • کارگردان: جون هو بونگ

کره ی زمین تبدیل به سرزمین یخ زده و غیرقابل سکونتی شده که هیچ جنبنده ای در آن دیده نمی شود. در میان این برف و یخِ بی انتها، قطاری به سرعت در حرکت است و این حرکتِ به دورِ کره ی زمین، از زمان یخ زدن زمین، سالهاست که ادامه دارد. در این قطار، مردمی زندگی می کنند که تنها انسان های باقی مانده هستند. آن ها از زمان یخ زدنِ زمین، سوار قطار شده اند و همچنان هم در آن ساکنند. قطار به دو قسمت تقسیم شده و طبقه ی فقرا، زیر ستمِ طبقه ی ثروتمندان هستند. در این میان، کرتیس، تصمیم دارد هر طور شده خودش را به قسمت موتورِ قطار و بخش ثروتمندان برساند … متأسفانه، فیلم جدیدِ این فیلمسازِ خوش قریحه ی کره ای، بعد از شاهکارهایی مثل « مادر » یا « خاطرات قتل » که جزو فیلم های محبوب نگارنده هستند، فیلم ضعیفی از آب در آمده که هیچ نشانی از آن فیلم های قدرتمند ندارد. فیلم در ایده و جنبه ی تمثیل گونه اش ـ البته اگر آن سخنرانیِ توضیحِ واضحاتِ ویلفرد را نادیده بگیریم که درباره ی قطار به مثابه دنیا و اینکه این قطار بدون رهبر پیش نخواهد رفت و اینکه اگر شورش هایی شکل نمی گرفت و مردمی نمی مردند توازنِ آدم ها بهم می ریخت و از این قبیل حرف ها، اگر این سخنرانیِ توضیحِ واضحات را نادیده بگیریم ـ فیلم در جنبه ی تمثیلی اش بسیار غنی ست اما مشکلِ بزرگِ کار، ظرفی ست که برای این مظروف در نظر گرفته شده که کوچک است و بدونِ ظرافت و گنجایشِ مظروف را ندارد. ضمن اینکه لحن هجوگونه ی داستان در برخی قسمت ها، مانند قسمت های بازی اغراق آمیز تیلدا سویینتن در نقش وزیر میسون، چندان در قواره ی اثر نمی نشیند و بیشتر مضحک جلوه می کند تا مثلاً بامزه. پارک چان ووک، هموطن جون هوبونگ، هر چند جذاب هالیوود شد اما بهرحال با « استوکر » یک جورهایی گلیمش را از آب بیرون کشید و حالا نگرانِ بونگ هستم که نکند در گردابی غرق شود که نتواند از آن بیرون بیاید. دوست دارم او به کره برگردد و فیلم هایی به زبانِ کره ای بسازد، نه یک کار علمی تخیلی، بلکه یک درام جناییِ درجه اول. ( یادداشتِ « میزبان » و « خاطرات قتل »، فیلم های دیگرِ هو بونگ در « سینمای خانگی من » ) (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم