گذر پوست به دبّاغ خانه یا چگونه یاد گرفتم نرم باشم!

پنجمین و آخرین دوُر از بازنویسی فیلم نامه ام « وجدان به درد آمده ی آقای والامقام »، در مراحل نهایی اش است و این روزها درگیرش هستم. اما قبلش اجازه بدهید، مطلب جالبی بگویم:

اتفاقات جالبی گاهی در زندگی همه ی ما پیش می آید که هر کس به فراخور اعتقادات و افکارش، آن ها را تعبیر و تفسیر می کند. من اما همه ی اتفاقات جالب و اغلب عجیب و غریب زندگی ام را خیلی ساده می بینیم؛ تصادف محض. یک اتفاقِ مطلق، بدونِ حساب و کتاب، بدونِ قاعده و قانون. اما این حرف ها چه ربطی دارد به موضوع؟ باید کمی تحمل کنید: (بیشتر…)

توصیه ای به فیلم نامه نویسانِ تازه کار!

تا وقتی جمله ی مشهورِ « سه، دو، یک، حرکت » را از زبانِ کارگردان نشنیده اید، هیچ وقت مطمئن نباشید که فیلم نامه تان ساخته خواهد شد، حتی اگر تهیه کننده یا کارگردان یا حتی بقیه ی عوامل، با خواندن فیلم نامه ی شما، غش و ضعف کنند و بهتان بگویند شما بهترین فیلم نامه نویس سینمای ایران هستید یا خواهید شد!

 

پی نوشت ۱ : راستش این مدت از بس فکرم مشغولِ ساخته شدنِ فیلم نامه ام شده که دیگر گاهی حتی دیر به دیر یادم می افتد پُستِ بعدیِ « سینمای خانگی من » چه باید باشد. به فکرم رسید در گیر و دارِ پیش تولیدِ فیلم نامه، از تجربه ای که به دست آورده ام، برای کسانی که علاقه دارند یا اهل نوشتن هستند ولی هنوز به نتیجه نرسیده اند بگویم، شاید که به دردشان بخورد. اگر هم به دردِ کسی نخورَد، لااقل یک پُست متفاوت نسبت به آن چیزی ست که تاکنون در « سینمای خانگی من » می خواندید. ماجرای نوشته شدنِ فیلم نامه ی « وُجدانِ به درد آمده ی آقای والامقام » برمی گردد به ده یازده ماهِ پیش که البته در ابتدا نامِ دیگری داشت. حدوداً پنج شش ماه قبل بود که یکی از تهیه کنندگانِ محترم، از فیلم نامه خوشش آمد و قصدِ ساختنش را کرد. با کمی کش و قوس و البته معطلی ( این معطلی در ذاتِ اینجورکارهاست؛ این هم توصیه ای دیگر! ) ، پیغام و پسغام و جلسه، در نهایت قرار بر این شد که تا چند مدت دیگر، با حضور بازیگرانی که مشخص شده ( لااقل در ذهن تهیه کننده و من ) و در یکی از شهرهای شمالی، فیلم نامه کلید بخورد. این روزها مشغول بازنویسیِ فیلم نامه هستم و اگر اتفاقی نیفتد و همه چیز خوب پیش برود، تا مدتی دیگر، شروع خواهیم کرد. البته آنقدر زمین خورده و سرد و گرم چشیده هستم که توصیه ی خودم را فراموش نکنم و بدانم تا آخرین لحظه هم هنوز هیچ چیز مشخص نیست. اینجا ایران است و در عین حال که هیچ چیز غیرممکن نیست، همه چیز هم ممکن است! در هفته های آینده، پروژه که شروع شد، خبرهایش را حتماً در همینجا خواهم نوشت. امیدوارم در نهایت تله فیلمِ قابل قبولی از آب در بیاید، حالا شاهکار هم نشد، نشد!

 

پی نوشت ۲: مستند « عمل کشتن » را شده از زیرِ سنگ هم پیدا کنید و ببینید. یخ می زنید، موهای تنتان سیخ می شود، ترس برتان می دارد، بهم می ریزید و شوکه می شوید … به زودی یادداشتی درباره ی این مستندِ عجیب و غریب خواهم داشت.

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم