« سیما » ی غریبِ ما !

در یکی از این سریال های تلویزیونیِ ایرانیِ « سیما » ی خودمان، یک خانواده ی متوسطِ رو به پایین از لحاظِ مالی داریم و یک خانواده ی پولدار، که این پولدارها طبیعتاً آدم بدها هستند و آخرش هم به تیرِ غیب گرفتار می شوند؛ یا می میرند یا قطعه قطعه می شوند و یا خلاصه درد و مرضی می گیرند، چرا که پولداری یعنی گرفتاری و انبار شدنِ جمیعِ بدی ها در روح و جسم و در نتیجه به سزای عمل رسیدن. اینکه متوسطِ رو به پایین باشی، خوب است. حتی فقیر و بدبخت باشی که دیگر خیلی عالی ست! مثلاً در همین سریال یک آبدارچی هست که برای خانواده ی متوسطِ رو به پایینِ داستان کار می کند و بی آزارترین و بی حاشیه ترین آدمِ داستان است. چرا آنوقت؟ خب چون بدبخت است دیگر! چون پول ندارد و همیشه هم پیراهن های نخ نما می پوشد اما با اینحال دلش صاف است و سبک سر به بالش می گذارد. در تمام این سریال ها، این آبدارچی های محترم، بهترین آدم های داستان هستند! (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم