از میان فیلم‌ها، شماره‌ی بیست‌ویک

  • دایی‌جان ناپلئون (غلامحسین نقشینه): ببینم، هیتلر اگه بخواد منو از دست انگلیسا نجات بده، فک می‌کنی چه کار می‌کنه؟
  • آقاجان (نصرت‌الله کریمی): برای اون مث آب خوردنه. فردا شب نه، پس‌فردا شب یه طیاره‌ی یونکرز، تو بیابون پشت دروازه‌‌قزوین، رو زمین می‌شینه. شما رو ورمی‌داره می‌بره. مأمورای هیتلر هزار دفه از این کارا کردن.
  • دایی‌جان ناپلئون: خب، بعد منو کجا می‌برن؟
  • آقاجان: برلَن! بعد از دو سه ماه، با قشون ظفرنمون آلمان، برمی‌گردین به تهرون.
  • مش‌قاسم (پرویز فنی‌زاده): آقا پس ما چی؟
  • دایی‌جان ناپلئون: نمی‌شه خواهش کنم این قاسم هم با من بیاد با هم بریم برلَن؟

سریال «دایی‌جان ناپلئون» ساخته‌ی ناصر تقوایی (بیشتر…)

از میان فیلم‌ها، شماره‌ی بیست

  • هو آن ( جکی چان ): ما نیاز به درد داریم تا بتونیم اونو تبدیل به انگیزه کنیم.

« شمشیر اژدها » ساخته‌ی دانیل لی (بیشتر…)

از میان فیلم ها، شماره ی شانزده

  •  معلم عشایری: تنظیم دیش کارِ سختی نیست؛ دیش ها باید به سمت قبله باشن. در جایی که آدم ندونه قبله کدوم سمته، از دستگاه فرکانس یاب استفاده می کنن!

مستند « باد دبور » ساخته ی محمد رسول اف (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم