بخشی از مجموعه ی « یک تارک دنیا مورد نیاز است » اثر میک جکسون

نعش کش اصولاً به اتومبیل بزرگ سیاه رنگی اتلاق می شود که مرده ها را از جایی به جای دیگر منتقل می کند. پنجره های بزرگی در دو طرف دارد که می شود تابوت را از پشت شان دید و چندین مردِ عصاقورت داده با کت و شلوارهای سیاه در آن می نشینند تا مرده ها را همراهی کنند.

نعش کش ها اغلب خیلی آرام حرکت می کنند. انگار یک جورهایی با موتور خاموش حرکت می کنند و همان طور که از خیابان ها می گذرند، مثل تکه ابر بزرگِ سیاهی که جلوِ آفتاب را گرفته باشد، با خود حس اندوه می آورند.

دور از ادب است که اتومبیل های دیگر بوق یا چراغ بزنند تا از نعش کش ها سبقت بگیرند، درست همان طور که تنه زدن به خانم های مسن یا بلند خندیدن در کتاب خانه دور از ادب است، وقتی نعش کشی را با تابوتی در آن می بینید، رسم این است که کلاه تان را بردارید و با ادب بایستید تا رد شود. اگر کلاه بر سر ندارید، باید سرتان را خم کنید.این کار « احترام گذاشتن به مردگان » تلقی می شود، اما واقعیت این است که چیزی که به آن احترام می گذارید، در واقع خودِ مرگ است.

توضیح: املای کلمات، فاصله گذاری ها، علائم و به طور کلی، ساختار نوشتاری این متن، عیناً از روی متن کتاب پیاده شده، بدون دخل و تصرف.

پی نوشت: یک مجموعه ی داستان کوتاهِ بامزه!

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم