نگاهی به فیلم گره گشا Ex Machina

نگاهی به فیلم گره گشا Ex Machina

  • بازیگران: دومنال گلیسون ـ اسکار ایزاک ـ آلیسیا ویکاندر و …
  • نویسنده و کارگردان: الکس گارلند
  • ۱۰۹ دقیقه؛ محصول انگلستان؛ سال ۲۰۱۵
  • ستاره ها: ۴ از ۵
  • این یادداشت روی سایت « آدم‌برفی‌ها » منتشر شده است ( اینجا )

 

دُور زدنِ ژانر « علمی ـ تخیلی »

 

خلاصه‌ی داستان: کِیلب، برنامه‌نویسِ جوانی‌ست که باید به خانه‌ی مدرن، زیبا و تک‌افتاده‌ی رئیسش برود و در آن‌جا طی یک سری مراحل، درباره‌ی وجود یا عدم وجودِ هوش مصنوعیِ یک ربات به نام اِیوا، که رئیسش آن را طراحی کرده، به قطعیت برسد. او بعد از جاگیرشدن در خانه، تلاش می‌کند با طرح سئوالاتی از اِیوا، پی به میزانِ هوش او ببرد و در همین حین است که حس می‌کند عاشق این رباتِ زیبا شده است … (بیشتر…)

کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست و دو

کوتاه درباره ی چند فیلم، شماره ی بیست و دو

  • نام فیلم: دختر گمشده (Gone Girl )
  • کارگردان: دیوید فینچر

یک روز صبح، نیک دان متوجه می شود همسرش، اِمی، از خانه بیرون رفته و ناپدید شده است. علایمی که بر جا مانده، نشان از قتلِ امی دارد. پلیس ها وارد پرونده می شوند و سرنخ ها را دنبال می کنند تا به امی یا احیاناً جسدش برسند. نیک مظنون اصلی ست و البته در این میان، رسانه ها و مردم هم او را قاتلِ همسرش می دانند … اول اخطار بدهم که این متن، داستان را لو می دهد. این را گفتم که بعداً کسانی که فیلم را ندیده اند و بی هوا متن را خوانده اند، به من بد و بیراه نثار نکنند! اثرِ جدیدِ فینچر، داستانِ پُر و پیمانی ست که دو نیمه دارد، نیمه ی اول، نیک در مظان اتهام است. او با آن لبخندهایی که کنارِ عکسِ همسرش، جلوی دوربینِ خبرنگارانِ تشنه ی خبر می زند، با آن بی خیالی هایش، انگار دارد می گوید او همسرش را کُشته. کاری می کند که به شدت به او مشکوک شویم. در این میان، فصولی از دفترِ خاطراتِ امی که با زبانِ خودش خوانده می شود هم موید این است که نیک، بی شک، امی را کشته و جایی گم و گورش کرده. اما این اتهام، در نیمه ی دومِ داستان، مسیر عوض می کند و وارد کانالِ دیگری می شویم که حالا امی، این امیِ شگفت انگیز در مرکزِ ماجرا قرار می گیرد و همه چیز زیرِ سرِ او نشان داده می شود. او از زنِ بیچاره ی گرفتارِ طفلکیِ نیمه ی اول، تبدیل به فم فتال بی رحمی می شود که برای یک انتقام از همسرِ خیانتکارش، دست به برنامه ریزی دقیقی می زند تا طی آن نیک قاتل جلوه داده شود. ناگهان از میانه است که داستانِ دیگری آغاز می شود. امی، روی ترسناکِ خود را نشانمان می دهد و در این کش و قوسِ زن و شوهری، رسانه ها نقش عمده ای بازی می کنند. نوکِ پیکانِ فیلم نامه نویس و البته فینچر به سمتِ رسانه هاست و نقش آن ها در خبرسازی های خاله زنکی و بی اساس و تبدیل کردنِ آدم های عادی به یک احمقِ تمام عیار. فینچر با کشتنِ فجیعِ نیل پاتریک هریس در نقشِ دزی، یکی از معشوقه های سابقِ امی، به دستِ خودِ امی، کنایه ی طنزآمیزی می زند به آنچه که حکومتِ تلویزیون در میانِ مردمانِ جهان به پا کرده است. (بیشتر…)

کوتاه، درباره ی چند فیلم، شماره ی پانزده

کوتاه، درباره ی چند فیلم، شماره ی پانزده

  • نام فیلم:Snowpiercer
  • کارگردان: جون هو بونگ

کره ی زمین تبدیل به سرزمین یخ زده و غیرقابل سکونتی شده که هیچ جنبنده ای در آن دیده نمی شود. در میان این برف و یخِ بی انتها، قطاری به سرعت در حرکت است و این حرکتِ به دورِ کره ی زمین، از زمان یخ زدن زمین، سالهاست که ادامه دارد. در این قطار، مردمی زندگی می کنند که تنها انسان های باقی مانده هستند. آن ها از زمان یخ زدنِ زمین، سوار قطار شده اند و همچنان هم در آن ساکنند. قطار به دو قسمت تقسیم شده و طبقه ی فقرا، زیر ستمِ طبقه ی ثروتمندان هستند. در این میان، کرتیس، تصمیم دارد هر طور شده خودش را به قسمت موتورِ قطار و بخش ثروتمندان برساند … متأسفانه، فیلم جدیدِ این فیلمسازِ خوش قریحه ی کره ای، بعد از شاهکارهایی مثل « مادر » یا « خاطرات قتل » که جزو فیلم های محبوب نگارنده هستند، فیلم ضعیفی از آب در آمده که هیچ نشانی از آن فیلم های قدرتمند ندارد. فیلم در ایده و جنبه ی تمثیل گونه اش ـ البته اگر آن سخنرانیِ توضیحِ واضحاتِ ویلفرد را نادیده بگیریم که درباره ی قطار به مثابه دنیا و اینکه این قطار بدون رهبر پیش نخواهد رفت و اینکه اگر شورش هایی شکل نمی گرفت و مردمی نمی مردند توازنِ آدم ها بهم می ریخت و از این قبیل حرف ها، اگر این سخنرانیِ توضیحِ واضحات را نادیده بگیریم ـ فیلم در جنبه ی تمثیلی اش بسیار غنی ست اما مشکلِ بزرگِ کار، ظرفی ست که برای این مظروف در نظر گرفته شده که کوچک است و بدونِ ظرافت و گنجایشِ مظروف را ندارد. ضمن اینکه لحن هجوگونه ی داستان در برخی قسمت ها، مانند قسمت های بازی اغراق آمیز تیلدا سویینتن در نقش وزیر میسون، چندان در قواره ی اثر نمی نشیند و بیشتر مضحک جلوه می کند تا مثلاً بامزه. پارک چان ووک، هموطن جون هوبونگ، هر چند جذاب هالیوود شد اما بهرحال با « استوکر » یک جورهایی گلیمش را از آب بیرون کشید و حالا نگرانِ بونگ هستم که نکند در گردابی غرق شود که نتواند از آن بیرون بیاید. دوست دارم او به کره برگردد و فیلم هایی به زبانِ کره ای بسازد، نه یک کار علمی تخیلی، بلکه یک درام جناییِ درجه اول. ( یادداشتِ « میزبان » و « خاطرات قتل »، فیلم های دیگرِ هو بونگ در « سینمای خانگی من » ) (بیشتر…)

نگاهی به فیلم اکنونِ خارق العاده The Spectacular Now

نگاهی به فیلم اکنونِ خارق العاده The Spectacular Now

  • بازیگران: مایلز تلر ـ شیلن وودلی ـ بری لرسون و …
  • فیلم نامه: اسکات نوستادتر ـ مایکل اچ وبر براساس رمانی از تیم تارپ
  • کارگردان: جیمز پانسولد
  • ۹۵ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۳
  •  ستاره ها: ۳ از ۵
  • این یادداشت روی سایتِ بوطیقا منتشر شده است. ( اینجا )

آینده ی خارق العاده ی ساتِر

خلاصه ی داستان: ساتِر جوانی ست الکلی و خوش گذران که با مادرش زندگی می کند. او هیچ وقت پدرش را ندیده و مادر هم درباره ی پدر، چیزی به او نگفته و نمی گوید. فکر و ذکر ساتِر، بودن در زمان حال است، بدون اینکه برنامه ریزی ای برای آینده داشته باشد. تا اینکه با دختری ساده و صمیمی به نام ایمی آشنا می شود … (بیشتر…)

نگاهی به فیلم شتاب Rush

نگاهی به فیلم شتاب Rush

  • بازیگران: دنیل بروهل ـ کریس همسوورث ـ الیویا وایلد و …
  • فیلم نامه: پیتر مورگان
  • کارگردان: ران هاوارد
  • ۱۲۳ دقیقه؛ محصول آمریکا، آلمان، انگلیس؛ سال ۲۰۱۳
  • ستاره ها: ۴ از ۵
  • این یادداشت روی سایت « بوطیقا » منتشر شده است. ( اینجا )

دست نیافتنی ها

خلاصه ی داستان: ماجرای واقعی دو رقیب و قهرمان مسابقات فرمول یک جهان به نام های نیکی لائودا و جیمز هانت که در زمان خودشان سر آمد اتوموبیلرانان بودند و هر یک برای جا گذاشتن دیگری و رسیدن به قهرمانی جهان، عطش بالایی از خود نشان می دادند … (بیشتر…)

1 از 2 صفحه 12

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم