نگاهی به سی‌ودومین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، ۲۰ تا ۲۶ آبان

نگاهی به سی‌ودومین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، ۲۰ تا ۲۶ آبان

  • این گزارش روی سایت ماهنامه‌ی «فیلم» منتشر شده است (اینجا)

 

سرگردانیِ پرزرق‌وبرق

 

چارسوی بی‌سو
جشنواره‌ی فیلم کوتاهِ امسال باز هم به پردیس دیگری انتقال پیدا کرد تا مشخص شود هنوز برای تثبیت مکان این جشنواره برنامه‌‌ای در کار نیست. پردیس چارسو به خاطر واقع شدن در مرکز شهر، دسترسی خوبی دارد و شاید این یکی از دلایل اصلی شلوغی جشنواره از همان روز اول باشد. سال‌های قبل تازه از روز دوم موج علاقه‌مندان از راه می‌رسید. اما عاملی که باعث شد چارسو نتواند میزبان خوبی باشد، یکی برمی‌گشت به سالن‌های جمع‌وجورش که فوراً پر می‌شد و جایی برای نشستن نبود. دومین مشکل پردیس چارسو نوع هدایت تماشاگران به سالن‌ها بود. سالن‌های نمایش در طبقه‌ی هفتم قرار داشتند اما کارکنان آن‌جا از شما می‌خواستند در طبقه‌ی ششم و پای پله‌برقی منتظر شروع نمایش بمانید و بعد از اعلام آغاز نمایش به طبقه‌ی هفتم بروید. دست‌آخر هم نفهمیدیم اگر تماشاگران در همان طبقه‌ی هفتم که لابی بزرگی دارد منتظر می‌ماندند چه مشکلی ایجاد می‌شد. (بیشتر…)

روزنوشت های سی و یکمین جشنواره ی فیلم کوتاه تهران ـ قسمت آخر

روزنوشت های سی و یکمین جشنواره ی فیلم کوتاه تهران ـ قسمت آخر

خب اول باید از مطلب جالبی شروع کنم که تعجب و خوشحالی من را همزمان برانگیخت و آن هم اینکه آقای گبرلو، به عنوان یک خواننده به سایت سر زدند و متن های جشنواره ام را خواندند و نظری گذاشتند و البته ماجرای لباس را هم مورد نظر قرار دادند. این ماجرا برای آخرین روزنوشت جشنواره ی فیلم کوتاه، پایان بندیِ خوبی ست. حالا نمی دانم این هفته که ایشان لباس آبی و کت سرمه ای پوشیده بودند، آیا حرفِ من به گوش شان رسیده بود یا فقط یک اتفاق بود. بهرحال نظر گذاشتن آقای گبرلو، اتفاق جالبی بود. هر چند گاهی زیاد از ایشان انتقاد می کنم اما با این حرکت و با این پیامی که گذاشتند، نشان دادند که انسان انتقاد پذیر و درستی هستند. چطور از یک کامنت گذاشتن به این نتیجه رسیدم؟ عرض می کنم: من می دانم که خیلی از دوستانی که به سایت سر می زنند، از اهالی سینما هستند که تنها با چراغی خاموش، فقط می آیند و می روند و هیچ وقت هم در هیچ چیز شرکت نمی کنند؛ نه نظری، نه پیشنهادی و نه حتی انتقادی. چون به سبکِ اخلاقیِ خیلی از سینمایی های ایرانی و شاید کلیت جامعه ی هنری، نظر گذاشتن و حرف زدن و شرکت کردن در سایت و وبلاگ دیگران ( دیگرانی که به نظرشان پایین تر از خودشان هستند ) را کسرشأنِ خود می دانند. در رابطه با دنیای مجازی، اینگونه است و در دنیای واقعی، این به زعم خودشان « بالاتر » بودن را به اَشکال دیگری بروز می دهند که بماند!  بله، واقعاً اینطوری ست که می گویم. (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم