صحنه‌ی شماره‌ی سی و نُه: یک هفته

صحنه‌ی شماره‌ی سی و نُه: یک هفته

قبلاً درباره‌ی این فیلمِ کوتاهِ بی‌نظیر، نوشته بودم ( اینجا ). در یادداشتی که بر فیلم «بیلی کوچک قایقران» باستر کیتون، که قرار است در چهل و دومین شماره‌ی فصل‌نامه‌ی سینماتک موزه‌ی هنرهای معاصر تهران، منتشر شود، نوشته‌ام، عنوان کرده‌ام که باستر کیتون خطرناک‌ترین و جذاب‌ترین شوخی‌ها و عملیاتِ انفرادی را در میان کمدی‌کارانِ کلاسیک انجام می‌دهد و این حرفی گزاف نیست. (بیشتر…)

کوتاه درباره‌ی چند فیلم، شماره‌ی بیست و هشت

کوتاه درباره‌ی چند فیلم، شماره‌ی بیست و هشت

  • نام فیلم: محمد رسول‌الله
  • کارگردان: مجید مجیدی

ساختنِ فیلم عظیم کارِ ما نیست که نیست. نباید زور زد. البته این‌جا نشستن و پنبه‌ی فیلم را زدن، ساده‌ترین کارِ ممکن است، اما خب نمی‌شود نگفت که به رغم زحماتِ فراوانی که برای از آب در آوردن فیلم کشیده شده، فیلم چیزِ خوبی از آب در نیامده. نه داستانش، نه آدم‌هایش و نه حتی جلوه‌های ویژه‌اش. نگاه کنید به سکانس سپاه ابرهه که چقدر مصنوعی ساخته شده است. آن پرستوها، فیل‌ها که رم می‌کنند و آن پادشاه سپاه که چقدر مصنوعی پا به فرار می‌گذارد. فیلم منسجم نیست. تکه پاره است. ما همه چیز را می‌دانیم. هیچ چیز جدیدی به ما عرضه نمی‌شود. هیچ شخصیتِ درست و حسابی‌ای وجود ندارد که ما را پای فیلم نگه دارد. همه خشک و بی‌روح و کلیشه‌ای. (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم