کوتاه، درباره ی چند فیلم، شماره ی هفده

کوتاه، درباره ی چند فیلم، شماره ی هفده

  •  نام فیلم: داستان پلیس ۲۰۱۳ (Police Story 2013)
  • کارگردان: شِنگ دینگ

ژانگ وِن، کارآگاه پلیس، برای دیدنِ دخترش، وارد مکانی تفریحی می شود و بعد از ملاقات با دختر، متوجه می شود که او با صاحب آنجا، که مردِ جوانی ست به نام وو جیانگ، دوست است. ژانگ، از این دوستیِ بی خبرِ دختر، ناراحت می شود اما جوابِ مناسبی از سوی او نمی گیرد تا اینکه ژانگ خودش را اسیر وو جیانگ می بیند و می فهمد وو جیانگ، با نقشه ای قبلی و به دلیلی انتقام جویانه، او و تعدادی از مشتری های آن شب را به مکان خودش کشانده تا انتقامی سخت بگیرد … جکی چانِ محبوبِ ما، دیگر پیر شده و کمی غمگین. حالا این پیر شدن، به شکلی کاملاً خودآگاهانه، در مبارزه هایش هم نمود دارد؛ او در مبارزه ی سختش با آن وردستِ آدم بده، به شدت کتک می خورد. اگر دقایق آخر شانس نمی آورد، چه بسا جانش را هم از دست می داد. جکی چان، خودش به خوبی می داند که دیگر آن عملیات محیرالعقول، از پسِ او برنمی آید و انجام دادنش ( اگر بتواند ) منجر به باورِ تماشاگر نخواهد شد. برای همین است که ما همچنان از دیدنِ او لذت می بریم. دیدنِ او در داستانی که اگر چفت و بستش محکم بود، اگر جزئیاتِ بی مورد نداشت، اگر قسمت هایی از آن منطق داشت و اگر اینقدر اسمِ زمختی نداشت، حالا فیلمِ “خیلی خوبی” محسوب می شد، نه فیلمی “نه چندان بد”. (بیشتر…)

نگاهی به فیلم رنج و گنج Pain & Gain

نگاهی به فیلم رنج و گنج Pain & Gain

  • بازیگران: مارک والبرگ ـ دواین جانسون ـ انتونی مک کی و …
  • فیلم نامه: کریستوفر مارکوس ـ استفن مک فیلی براساس مقاله ای از پت کولینز
  • کارگردان: مایکل بِی
  • ۱۲۹ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۳
  •  ستاره ها: ۳ از ۵
  • این یادداشت روی سایت « بوطیقا » منتشر شده است ( اینجا )

نابُرده رنج و گنج

 

خلاصه ی داستان: روایت واقعی سه بدنساز به نام های دانیل، پل و آدریان که برای رسیدن به پول و ثروت، دست به قتل های فجیعی می زنند … (بیشتر…)

کوتاه، درباره ی چند فیلم، شماره ی پانزده

کوتاه، درباره ی چند فیلم، شماره ی پانزده

  • نام فیلم:Snowpiercer
  • کارگردان: جون هو بونگ

کره ی زمین تبدیل به سرزمین یخ زده و غیرقابل سکونتی شده که هیچ جنبنده ای در آن دیده نمی شود. در میان این برف و یخِ بی انتها، قطاری به سرعت در حرکت است و این حرکتِ به دورِ کره ی زمین، از زمان یخ زدن زمین، سالهاست که ادامه دارد. در این قطار، مردمی زندگی می کنند که تنها انسان های باقی مانده هستند. آن ها از زمان یخ زدنِ زمین، سوار قطار شده اند و همچنان هم در آن ساکنند. قطار به دو قسمت تقسیم شده و طبقه ی فقرا، زیر ستمِ طبقه ی ثروتمندان هستند. در این میان، کرتیس، تصمیم دارد هر طور شده خودش را به قسمت موتورِ قطار و بخش ثروتمندان برساند … متأسفانه، فیلم جدیدِ این فیلمسازِ خوش قریحه ی کره ای، بعد از شاهکارهایی مثل « مادر » یا « خاطرات قتل » که جزو فیلم های محبوب نگارنده هستند، فیلم ضعیفی از آب در آمده که هیچ نشانی از آن فیلم های قدرتمند ندارد. فیلم در ایده و جنبه ی تمثیل گونه اش ـ البته اگر آن سخنرانیِ توضیحِ واضحاتِ ویلفرد را نادیده بگیریم که درباره ی قطار به مثابه دنیا و اینکه این قطار بدون رهبر پیش نخواهد رفت و اینکه اگر شورش هایی شکل نمی گرفت و مردمی نمی مردند توازنِ آدم ها بهم می ریخت و از این قبیل حرف ها، اگر این سخنرانیِ توضیحِ واضحات را نادیده بگیریم ـ فیلم در جنبه ی تمثیلی اش بسیار غنی ست اما مشکلِ بزرگِ کار، ظرفی ست که برای این مظروف در نظر گرفته شده که کوچک است و بدونِ ظرافت و گنجایشِ مظروف را ندارد. ضمن اینکه لحن هجوگونه ی داستان در برخی قسمت ها، مانند قسمت های بازی اغراق آمیز تیلدا سویینتن در نقش وزیر میسون، چندان در قواره ی اثر نمی نشیند و بیشتر مضحک جلوه می کند تا مثلاً بامزه. پارک چان ووک، هموطن جون هوبونگ، هر چند جذاب هالیوود شد اما بهرحال با « استوکر » یک جورهایی گلیمش را از آب بیرون کشید و حالا نگرانِ بونگ هستم که نکند در گردابی غرق شود که نتواند از آن بیرون بیاید. دوست دارم او به کره برگردد و فیلم هایی به زبانِ کره ای بسازد، نه یک کار علمی تخیلی، بلکه یک درام جناییِ درجه اول. ( یادداشتِ « میزبان » و « خاطرات قتل »، فیلم های دیگرِ هو بونگ در « سینمای خانگی من » ) (بیشتر…)

نگاهی به فیلم دو اسلحه ۲Guns

نگاهی به فیلم دو اسلحه ۲Guns

  • بازیگران: دنزل واشنگتن ـ مارک والبرگ ـ پائولا پتون و …
  • فیلم نامه: بلیک مسترز براساس رمان گرافیکی استیون گرانت
  • کارگردان: بالتازار کُرماکور
  • ۱۰۹ دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال ۲۰۱۳
  • ستاره ها: ۳ از ۵
  • این یادداشت روی سایت « یک پزشک » منتشر شده است. ( اینجا )

بوی پول

خلاصه ی داستان: بابی و استیگ بر ای انتقام گرفتن از پاپی، رئیس خطرناک و ثروتمند یک باند خلافکار مکزیکی، تصمیم می گیرند، بانکی که او در آن جا پول هایش را می خواباند، را بزنند. آن ها به راحتی هر چه تمام تر این کار را می کنند اما وقتی استیگ، بابی را زخمی و با پول ها فرار می کند، ماجرا بسیار پیچیده و چیزهایی رو می شود … (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم