فیلم هایی که نباید دید، شماره ی دوازده

فیلم هایی که نباید دید، شماره ی دوازده

  • نام فیلم: مستانه
  • کارگردان: حسین فرح بخش

مستانه بازیگر مشهور سینما، مورد تجاوزِ معلم پیانوی خواهرش قرار می‌گیرد. توصیه‌ی اطرافیان به او این است که به دلیل موقعیتش، از کسی شکایت نکند اما مستانه تصمیم می‌گیرد به دنبال حقش برود … همیشه معتقد بودم و هستم که حال و احوالِ پشت صحنه‌ی یک فیلم، حتی قبل از دیدنِ خودِ فیلم، تا حدودِ زیادی می‌تواند بهمان گرا بدهد که چه خبر است. پس فیلم را بی‌خیال شوید؛ به نظرم قبل از دیدنش، پشت صحنه‌ی آن را ببینید؛ همه گیجند، کارگردان ( کارگردان؟ ) یک چیزی می‌گوید، بازیگران یک چیزِ دیگر؛ با هم تفاهم ندارند: من اینجا دیالوگ بگویم؟ تو باید آنجا این را می‌گفتی! پرداختِ صحنه ها همین‌طوری کشکی‌ست؛ (( بنداز و دَر رو )). خلاصه اینکه موقعیت رقت‌انگیزی آن پشت جریان دارد که به خودِ فیلم هم رسوخ کرده و نتیجه‌اش فیلمی‌ست به شدت شعاری که فقط به قصدِ انتقام گرفتن از یک سری جریان‌ها که روی بازیگرانِ زنِ سینما، انگ می‌چسبانند، ساخته شده است. دریغ از کمی منطق و کمی شخصیت‌پردازی درست. آدم‌ها آنقدر بی‌سر و ته و بی کارکرد هستند ( واقعاً این آقای معلم پیانو، چرا یکهو آن‌طور روانی می‌شود؟! آتیلا پسیانی با آن موهای « قشنگ » وسط این داستان چه کاره است؟ خواهرِ مستانه چه کاره است؟ ) که جاهایی در پشت صحنه می بینید بازیگران تازه می‌خواهند جنبه‌هایی از شخصیتِ خودشان را کشف کنند! (بیشتر…)

نگاهی به فیلم آینه های روبرو

نگاهی به فیلم آینه های روبرو

  • بازیگران: غزل شاکری ـ شایسته ایرانی ـ مریم بوبانی و …
  • فیلم نامه: فرشته طائرپور ـ نگار آذربایجانی
  • کارگردان: نگار آذربایجانی
  • ۱۰۱ دقیقه؛ سال ۱۳۸۹
  • ستاره ها: ۲/۵ از ۵

 

تلنگری که مُشت نمی شود …

 

خلاصه ی داستان: رعنا، زنی محجوب و سنتی و آرام است که به دلیل زندانی بودنِ همسرش، به تنهایی مجبور است خرجِ خانه را با مسافرکشی در بیاورد. روزی یک دختر، که چندان هم به دخترها شبیه نیست، سوار ماشینش می شود و از او می خواهد که در ازای پولی هنگفت، او را به مکان امنی ببرد. دختر که آدینه نام دارد از لحاظ جنسیتی یک ترنس است و همین نکته ابتدا رعنا را می ترساند اما کم کم آن دو با هم همراه می شوند … (بیشتر…)

فیلم ویدئویی « این زن ها » و پنجاه دقیقه ی من

فیلم ویدئویی « این زن ها » و پنجاه دقیقه ی من

به تازگی فیلمی وارد شبکه ی نمایش خانگی شده به نام « این زن ها ». روی جلد را که ببینید، احتمالاً فکر خواهید کرد که از همان کمدی های زیرِ شانه تخم مرغی ست که قرار است با انتخاب بازیگری مثل مرجانه گلچین، بیننده ی سطحِ پایین از لحاظ هوش و زیبایی شناسی و سلیقه را بخنداند و وقتش را پُر کند. راستش اگر پشتِ جلدِ دی وی دی را نگاه کنید، اسم نگارنده هم به عنوانِ نویسنده ی کار دیده می شود ( و همچنین اگر تا آخرِ فیلم حوصله کنید، در تیتراژِ پایانی هم ) … « این زن ها » فیلم نامه ای کاملاً جدی بود که حدوداً دو سه سال پیش، آن را به کارگردانِ کنونیِ فیلم فروختم و قرارداد بستم. اما از آنجایی که تهیه کننده با کلیت داستانِ من مشکل داشت، قرار بر این شد که خودِ کارگردان، تغییراتی در داستان بدهد و من هم قبول کردم به این شرط که بعد از تغییرات، نسخه ی نهایی به من داده شود تا بخوانمش. نسخه ی نهایی توسط کارگردان نوشته شد و من خواندم؛ یک کمدی بسیار بد بود، لحنش عوض شده بود. اما از آنجایی که قبول کرده بودم با نوشته ی نهایی مشکلی نداشته باشم، اجازه دادم که کار ساخته شود و گفتم (( هر چه بادا باد )). (بیشتر…)

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم