بخشی از نمایشنامه ی « آن ها زنده اند » اثر آثول فوگارد

میلی: هیچ معلوم هست راجع به چی داری حرف می زنی؟

دن: راجع به زندگی با حروف سیاه! رمز و رازی در کار نیست میلی. تو می خواهی به این اعتقاد پیدا کنی. ماجراهای عجیب و خیال برانگیز در سرِ هر پیچ. حوادث عالی در ته هر خیابان. همه اش توهمات طبقه ی پایین و متوسط عهد بوق. من بهت می گویم که فقط سوسیس یا مرباست. باور می کنی که در تمامِ بیست سال زندگی ام، حتی یک بار هم چیزی نبوده که مرا به هیجان بیاورد؟

میلی: خوب پس بهتر است شروع کنی! چون اینطورها هم که تو می گویی نیست. به اندازه ی یک جهنم، رمز و راز وجود دارد پسر جان. همه اش در جریان است. چیزهای هیجان انگیز! آره جانم!

توضیح: املای کلمات، فاصله گذاری ها، علائم و به طور کلی، ساختار نوشتاری این متن، عیناً از روی متن کتاب پیاده شده، بدون دخل و تصرف.

                                         

سینمای خانگی من – نقد و بررسی فیلم